«سالار عقیلی» کلنگ خانه بهداشت در مناطق زلزله‌زده را زد

13 دسامبر 2017
بدون نظر

سالار عقیلی و کیانوش رستمی از حضور هنرمندان و ورزشکاران در کنار مردم مناطق زلزله زده خبر دادند.

سالار عقیلی، خواننده کشورمان امروز چهارشنبه در مراسم کلنگ زنی ۶۲ خانه بهداشت خیر ساز، گفت: هنرمندان و ورزشکاران و مردم در این حادثه نشان دادند که پشت هم هستند.

این خواننده کشورمان افزود: امیدواریم این ۶۲ خانه بهداشت هم که امروز افتتاح می شود، کمکی برای کم شدن مشکلات مردم باشد.

عقیلی ادامه داد: کمک ها البته فقط نقدی نیست. تقدیم مدال ورزشکاران و یا تقدیم هنر یک هنرمند می تواند کمک روحی باشد.

وی خاطرنشان کرد: وقتی یک قطعه ای را برای مردم زلزله زده اجرا کردیم برخی از نوازندگانی که همراه من بودند از گرفتن دست مزد امتناع کردند.

کیانوش رستمی، ورزشکار کرمانشاهی عضو تیم ملی وزنه برداری کشورمان نیز در این مراسم گفت: حداقل کاری که هنرمندها و ورزشکاران و خیرین می توانند انجام دهند این است که مردم را تنها نگذارند.

وی افزود: امیدواریم که روز به روز از آلام و درد های مردم منطقه کاسته شود و به زندگی عادی برگردند.

منبع : موسیقی ما

«همایون شجریان» و «وحید تاج» در هجدهمین جشن خانه موسیقی برگزیده شدند

13 دسامبر 2017
بدون نظر

هجدهمین جشن خانه موسیقی ایران سه شنبه شب ۲۱ آذر با اجرای چندین برنامه موسیقایی، اهدای جوایز برگزیدگان بخش بهترین آلبوم و قدردانی از چند هنرمند پیشکسوت برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، هجدهمین جشن خانه موسیقی ایران سه شنبه شب ۲۱ آذر با اجرای چندین برنامه موسیقایی، اهدای جوایز برگزیدگان بخش بهترین آلبوم و قدردانی از چند هنرمند پیشکسوت در تالار وحدت تهران برگزار شد.

اجرای موسیقی نواحی به سرپرستی پیمان بزرگ نیا با هنرمندی احسان عبدی پور نوازنده سرنا، همایون پشدار نوازنده کمانچه، بابک پیمانی نوازنده تمبک، موسی موسوی شاهنامه خوان، پارسا احمدزاده نوازنده نرمه نای، الان فاروقی نوازنده طبل کردی، محسن آقایی نوازنده نی انبان، پدرام علایی نوازنده ضرب و تمپو، مهدی عبدی نوازنده دمام، اجرای ارکستر سازهای بادی تهران به رهبری جاوید مجلسی و سرپرستی سینا ذکایی، اجرای ارکستر «چکاوک»به سرپرستی رضا شایسته، اجرای گروه «همایون» به سرپرستی حسین پرنیا و خوانندگی علی جهاندار، اجرای آراز وجودی نوازنده تار، اجرای گروه موسیقی «داماهی» از جمله بخش های مختلف هجدهمین جشن خانه موسیقی بود.

در بخش تقدیر شوندگان نیز ستاد برگزاری هجدهمین جشن خانه موسیقی از بیاض امیر عطایی سازنده سازهای موسیقی ایرانی، محمود امینی صدابردار پیشکسوت موسیقی ایرانی، همت علی رضایی سرنا نواز اهل الشتر،  شکر علی رضایی نوازنده دهل و خواننده موسیقی نواحی ایران، رضا شفیعیان نوازنده پیشکسوت سنتور، شاکه ماکاریان نوازنده پیشکسوت پیانو، جاوید مجلسی رهبر ارکستر سازهای بادی تهران، نادر مشایخی آهنگساز و رهبر ارکستر، محمد مقدسی نوازنده پیشکسوت ویولن، سید علیرضا میرعلی نقی پژوهشگر موسیقی قدردانی کرد.

در بخش یادبود درگذشتگان موسیقی ایران که به درگذشت هنرمندان فقید موسیقی ایران از مهر سال ۹۵ تا دی ماه سال ۹۶ اختصاص داشت یاد و خاطره تعدادی از هنرمندان موسیقی اصیل ایرانی از جمله رضا جهانی نوازنده تار و سه تار، ابراهیم شریف زاده خنیاگر موسیقی نواحی ایران، سلیم موذن زاده خواننده، یدالله تیموری نوازنده پیشکسوت تنبور کرمانشاه، علی محمد بلوچ هنرمند موسیقی منطقه بلوچستان، علیرضا آقا مهدی صدابردار، حسین طیبی نوازنده لله وا و پیشکسوت موسیقی مازندران، طلیعه کامران نوازنده و مدرس پیشکسوت سنتور، افشین یداللهی ترانه سرا، عباس خسروی نوازنده ویولن و عضو سابق ارکستر سمفونیک ، محمدرضا جعفری نوازنده و آهنگساز موسیقی پاپ، علیرضا سلطانی عکاس موسیقی، فرهاد فرجلی نوازنده تار آذربایجان، محمود جهان خواننده موسیقی محلی و بندری ، ناصر فرهودی صدابردار پیشکسوت، نادر گلچین خواننده و مدرس آواز ایرانی، حامد ذاکری خواننده موسیقی پاپ، فرامرز شکر خواه نوازنده تار و سه تار ، محمد حسن رادمان نوازنده و معلم پیشکسوت ویولن، ابراهیم حدیدی سرنا نواز برجسته سیستان و بلوچستان، درویش مصطفی جاویدان خواننده قدیمی موسیقی ایرانی، غلام محمد احسانی نوازنده دو تار خراسان و خواننده اهل تربت جام ، محمد قنبر هرمزی هنرمندی پیشکسوت موسیقی آیینی هرمزگان و ناهید دایی جواد خواننده موسیقی سنتی گرامی داشته شد.

حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی در این مراسم بیان کرد: هجدهمین جشن خانه موسیقی در دوران استقرار دولت دوازدهم برگزار می شود. این در حالی است که در همین ایام باید به دولت جدید، شهردار جدید و معاون هنری جدید هم خیر مقدم بگویم و البته در رفتن آقای مرادخانی و حضور آقای حسینی باید این مصرع معروف حضرت حافظ را خواند که «صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت». به هر حال آقای مرادخانی ۱۸ سال مداوم در عرصه موسیقی کار کرد و باید قدر ایشان را بدانیم. ضمن اینکه در اینجا لازم است یاد و نام اسطوره بزرگ و صاحب اصلی این مجلس رئیس شورای عالی خانه موسیقی استاد محمدرضا شجریان را گرامی بداریم و امروز بسیار خوشحالیم که حداقل ۱۴ دوره جشن را با حضور گرم محمدرضا شجریان برگزار کردیم که امروز یادگارش همایون شجریان در میان ماست.

وی ادامه داد: اخیرا وزیر فرهنگ و ارشاد گفتند که در سه ماه گذشته لغو کنسرت نداشتیم که البته باید گفت ۲ ماه از این سه ماه، محرم و صفر بوده است. به هر حال امیدواریم سال آینده وزیر ارشاد همین جا بگویند که در سال گذشته هیچ لغو کنسرتی نداشتیم. نکته دیگر اینکه هر سال عده ای جوان با اشتیاق از مراکز آکادمیک فارغ التحصیل می شوند که بحث اشتغال این هنرمندان معضلی است که باید برای شان فکری اساسی کرد. متاسفانه بدنه موسیقی و بازار موسیقی آنقدر رونق ندارد که این عزیزان بتوانند به درستی در شرایط مطلوب به فعالیت مشغول باشند. مساله دیگر هم نوازندگی خانم ها است که متاسفانه در بخشی از کشور ممنوع است. چرا یک زن حق تحصیل موسیقی دارد اما حق نوازندگی ندارد. در چند استان این کشور هنوز خانم های گروه اجازه رفتن روی صحنه را ندارند و این مورد قبول ما و اهالی موسیقی نیست.

مدیرعامل خانه موسیقی در بخش دیگری از صحبت های خود تصریح کرد: دوستان عزیز و اهالی موسیقی و دولتمردان عزیز، مسأله مهم ما حق هنرمندان است. اگر امروز آثار نفیس کمتر تولید می شود، اگر بخش زیادی از هنرمندان ما بی کارند علت اش نبود قانون کپی رایت است. متاسفانه در این سال ها حاصل عمر یک هنرمند را چوب حراج می زنند. مردم ما هنجارمند هستند اما این مسأله به آنان آموزش داده نمی شود.

وی ادامه داد: مردم ما مردم هنجار مند و مبادی آداب هستند اما متاسفانه در رسانه ملی که بزرگترین ناقض ماجرای کپی رایت است هم توجهی به ماجرا و آموزش این موضوع نمی شود. چرا فکر نمی کنید این کار دزدی است و استفاده کردن از آن بدون حقوق عین سرقت است. به هر صورت ما از بهمن ماه دفتری را با محوریت موضوع کپی رایت در خانه هنرمندان ایران با همکاری برخی از ارگان ها افتتاح می کنیم و شما مطمئن باشید ما این موضوع را به صورت جدی پیگیری خواهیم کرد و امیدواریم بتوانیم در این مورد نتایج خوبی به دست آوریم. به هر حال این مهم ترین مساله ای است که باید به آن توجه شود. در این راه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و تمامی دستگاه های مرتبط دولتی می تواند کمک دهنده بسیار خوبی باشند.

در بخش دیگری از این مراسم و در بخش مسابقه دوسالانه آلبوم برتر، آلبوم «در عشق زنده باید» به آهنگسازی مجید مولانیا و خوانندگی وحید تاج در بخش موسیقی سنتی و آلبوم «رگ خواب» به آهنگسازی سهراب پورناظری و خوانندگی همایون شجریان در بخش آلبوم برگرفته از موسیقی ردیف دستگاهی به عنوان آلبوم برتر معرفی شد.

در بخش موسیقی کلاسیک نیز آلبوم «آکاپلا» با هنرمندی گروه آوازی «دامور» به سرپرستی فراز خسروی دانش به عنوان مجموعه برگزیده انتخاب شد.

کیخسرو پور ناظری، محمدباقر نوبخت، محمد جلیل عندلیبی، سید محمد میر زمانی، قاسم رفعتی، داود گنجه ای ، وارطان ساهاکیان، علی مراد خانی، میلاد کیایی، فریدون شهبازیان، اردوان کامکار، قاسم زارع، سید مجتبی حسینی، ناصر چشم آذر، بردیا صدرنوری، احسان عبدی پور، صدیق تعریف، امیر اشرف اریانپور، رضا موسوی زاده، نادر مشایخی، فرزاد طالبی، بهرام جمالی، بیژن بیژنی، فریدون خشنود، حمیدرضا نعیمی، رامین کاکاوند،بهداد بابایی، وحید تاج، محمد سریر، هوشنگ کامکار، هنگامه اخوان، همایون شجریان و سهراب پور ناظری از جمله مهمانان این مراسم بودند.

منبع : موسیقی ما

سحر دولتشاهی در کنار دیگر داوران جشنواره فیلم دبی | عکس

13 دسامبر 2017
بدون نظر

اینستاگردی

سحر دولتشاهی در کنار دیگر داوران جشنواره فیلم دبی | عکس

سحر دولتشاهی عکسی از خود و چند عضو دیگر هیئت داوران جشنواره فیلم دبی را به اشتراک گذاشت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سحر دولتشاهی، بازیگر سینما با انتشار عکسی از هیئت داوران جشنواره فیلم دبی در اینستاگرام نوشت: «خب رای‌ها اعلام شد و فردا اختتامیه است.»

سحر دولتشاهی به دعوت مسعود امرالله العلی، دبیر هنری جشنواره بین‌المللی فیلم دبی برای داوری در این جشنواره حضور پیدا کرد. چهاردهمین جشنواره بین‌المللی فیلم دبی تا ۱۳ دسامبر (چهارشنبه ۲۲ آذر) برپاست.

منبع: خبرانلاین

منبع : موسیقی ما

برگزاری کنسرت گروه موسیقی ملی قزاقستان در نیاوران

12 دسامبر 2017
بدون نظر

توسط گروه «ساری آرقا»

برگزاری کنسرت گروه موسیقی ملی قزاقستان در نیاوران

برای اولین بار رپرتواری از موسیقی محلی قزاقستان توسط گروه «ساری آرقا» پنجشنبه ۳۰ آذرماه در بنیاد آفرینش های هنری نیاوران اجرا خواهد شد.

گروه موسیقی ملی «ساری آرقا» با همکاری موسسه فرهنگی اکو، بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران و به همت موسسه توسعه هنرهای معاصر به ایران با اجرای قطعاتی از مناطق مختلف قزاقستان میزبان علاقمندان و پژوهشگران موسیقی خواهد بود. این برنامه در ادامه همکاری‌های فرهنگی و هنری میان دو کشور ایران و قزاقستان برگزار می‌شود.

گروه «ساری آرقا» در سال ۱۹۹۸ فعالیت خود را آغاز کرده و هم‌اکنون با مدیریت هنری یرژان تاکسابانوف با تکیه بر حفظ موسیقی ملی کشور خود حیات هنری‌اش را ادامه می‌دهد.

کابیز نوازنده کمانچه قزاقی، سیبیزگی نوازنده نی، شان-کابیز نوازنده ساز دهنی، ژتی گن نوازنده قانون، دومبرا نوازنده دوتار قزاقی، آدیرنا، شرتر، دابیل نوازنده طبل، داویل پاز، کانیراو، آسا تایاک، تویاک تاس، کابیز-پریما نوازنده کمانچه جدید و دامبرا-کانتراباس نوازنده دو تار بزرگ اعضای گروه «ساری آرقا» در این اجرا خواهند بود.

مهمترین اجراهای گروه «ساری آرقا» در قالب تورهای روسیه، ترکمنستان، بریتانیا، بلژیک، هلند و فرانسه روی صحنه رفته است.

کنسرت گروه موسیقی «ساری آرقا» ساعت ۱۸ روز پنجشنبه ۳۰ آذرماه در تالار اصلی بنیاد آفرینش های هنری نیاوران برگزار خواهد شد.

منبع: مهر

منبع : موسیقی ما

موزیسین اروپایی: ایرانی‌ها حیرت‌زده‌ام کرده‌اند

12 دسامبر 2017
بدون نظر

اولافور آرنالدز موفق به بردن جایزه بفتا برای ساخت موسیقی متن و تیتراژ سریال «برود‌چرچ» شد. او تاکنون چندین آلبوم موفق منتشر کرده و تمام فعالیت و زمان خود را صرف ایجاد قطعه‌های موسیقی با تکنیک‌های خلاق و فضاهای خلسه و مینی‌مالیستی می‌کند. هر آلبوم موسیقی او یک تجربه جدید برای شنوندگان اوست و بسیاری از آثارش را فی‌البداهه تولید می‌کند.

روز یکشنبه مراسم پرسش‌وپاسخی برای او و افراد گروهش با دوستدارانشان در عمارت «روبرو» برگزار شد. او به فارسی به مخاطبانش سلام گفت و در ادامه از حضور در ایران ابراز خشنودی کرد و در میان سؤال‌های افراد دنبال کسی بود که از او بپرسد: نظرش در مورد سفر به ایران چیست؟ وقتی نوبت به این سؤال رسید، بسیار هیجان‌زده شد و گفت این سفر برای او تجربیاتی غیر از آنچه در ذهنش بود ایجاد کرده است. هیجان‌انگیزترین جایی که رفته، دربند بوده و از میهمان‌نوازی ایرانی‌ها متعجب بود. در جایی گفت با هرکس که صحبت می‌کرده، او را دعوت به شام می‌کرده؛ حتی روز قبل که به بازار بزرگ تهران رفته و در میان بازار دنبال سرویس بهداشتی می‌گشته، افرادی او را به صرف غذا و شام دعوت کرده بودند.

از او در مورد بداهه‌پردازی در کارهایش پرسیدم. در جواب گفت: «از جای سخت شروع کردید، انتظار داشتم بپرسید ایران چطوره؟». سپس ادامه داد: «هرکسی تکنیک خود را برای آهنگ‌سازی دارد، کاری که من می‌کنم این است که ابتدا پشت پیانو می‌نشینم و با نواختن پیانو بدون فکر قبلی به دنبال یک ملودی یا تم یا صدایی می‌گردم که من را جذب کند، سپس پشت کامپیوتر می‌روم و آن را بررسی می‌کنم. تصمیم می‌گیرم که آن را در بخش اصلی کار قرار دهم یا از آن در بخش‌های دیگر ملودی اصلی استفاده کنم. بعد از به‌نتیجه‌رسیدن، نوبت به سازهای زهی می‌رسد که در اکثر کارهایم حضور دارند، مانند ویلن و ویلن‌سل و آن را به اثر اضافه می‌کنم. من همه‌چیز را از همان اول ضبط می‌کنم، زیرا هر صدایی از موسیقی، خود موسیقی است و با این روش، احساس واقعی بیان می‌شود».

یکی از حضار در مورد نام‌گذاری هر قطعه از او پرسید و اینکه بسیاری از آثار او نام مکانی است که او آن اثر را آنجا تولید کرده. اولافور در پاسخ گفت: «اتفاقا دیروز با موبایل خود قطعه‌ای ساختم و اسم آن را «تهران شماره ۱» گذاشته‌ام». حضار با هیجان او را تشویق کردند. او گفت: «این کار را انجام می‌دهم تا به یاد داشته باشم هر قطعه را کجا ساخته‌ام و ارتباطم را با آن مکان به خاطر داشته باشم. تمام قطعه‌هایی که با تلفن همراه خود ساختم به نام آن روز یا آن مکان است».

اولافور در ادامه درباره فراگیری کارهایش از طریق اینترنت صحبت کرد و گفت: «من اولین اثر خود را در سال ۲۰۰۶ ساختم و آن را در My Space قرار دادم و مورد توجه افراد زیادی در سراسر جهان قرار گرفت و در همان زمان اولین تور موسیقی من به آلمان شروع شد. چند سال بعد هم از همین طریق کمپانی موسیقی «Indie» با من قراردادی بست و همه‌چیز از آنجا شروع شد.

در کشور ایسلند، دولت برای هنرمندان فرصتی را فراهم می‌کند که بتوانند سالانه و با هزینه دولت تورهایی در سراسر دنیا برگزار کنند، زیرا هزینه سفر برای من و گروهم به کشورهای مختلف بسیار زیاد بود. در اجراهای اول تعداد کمی بلیت می‌خرند و در کنسرت‌ها شرکت می‌‌کنند، شاید کمتر از ۵٠ نفر و درآمد کافی برای برگزاری کنسرت خارج از ایسلند به دست نمی‌آید. به پشتوانه دولت ایسلند موفق به برگزاری تورهای زیادی در سراسر دنیا شدیم و اگر این حمایت نبود، ما هم اینجا نبودیم». او درباره احساسش بعد از ساخت هر قطعه جواب داد: احساس خوشحالی می‌کنم و خیالم از بابت خوب‌بودن قطعه راحت می‌شود، زیرا ساختن یک قطعه و فکر به نتیجه آن می‌تواند اعصاب آدم را خراب کند، ولی وقتی به سرانجام خوبی می‌رسد و شما دیگر به خودتان شکی ندارید، آن‌موقع است که حس خلاص‌شدن و رضایت دارید. ممکن است ساخت یک قطعه هشت ساعت طول بکشد، بدون اینکه بفهمید چگونه زمان گذشته است، ولی به نتیجه می‌رسید».

این نوازنده ادامه داد: «من معمولا به استودیو می‌روم و یک فنجان قهوه می‌خورم و دوساعتی به خودم آرامش می‌دهم. وقتی شروع به کار می‌کنم ممکن است تا شش ساعت به هیچ‌چیزی نرسم و دیگر آخر شب شده باشد، در این‌موقع تصمیم می‌گیرید که به خانه بروید، ولی کاری که باید بکنید این است که به خانه نروید. درست وقتی فکر می‌کنید هیچ اتفاقی نمی‌افتد، همان زمان است که قرار است آن اتفاق رخ دهد».

آهنگ‌ساز و نوازنده ایسلندی درباره پروسه کارش گفت: من ابتدا ساز درامز را یاد گرفتم، درامز به شما ریتم را یاد می‌دهد، نه تئوری موسیقی. سپس به دانشگاه موسیقی در ایسلند رفتم، ولی در همان سال اول نمره کافی نگرفتم و خارج شدم. برای پنج دانشگاه دیگر درخواست دادم و قبول نشدم. مقدار کمی از تئوری را می‌دانم، ولی لازم نیست از تئوری موسیقی در تمام کارها استفاده کرد». او در مورد پروژه سریال برودچرچ توضیحاتی داد. او برای هر قسمت از این سریال قطعه‌ای جدید می‌ساخت و جلسات زیادی با تهیه‌کنندگان و عوامل فیلم داشت. وقتی از او پرسیدم که آیا به محل فیلم‌برداری رفته یا نه؟ گفت که در ابتدای فصل اول به نقاط فیلم‌برداری رفته است تا حال‌وهوای سریال را بهتر درک کند.

در انتها وقتی در مورد موسیقی ایرانی از او پرسیده شد، گفت بیشترین چیزی که او را در موسیقی ایرانی جذب کرده، ساز تار و صدای خوانندگان، به‌خصوص محمدرضا شجریان بوده است. اولافور موسیقی ایرانی را پیچیده توصیف کرد و ادامه داد: «اگر به یک موسیقی غربی یک‌بار گوش بدهم می‌توانم آن را با پیانو اجرا کنم، ولی اگر به موسیقی ایرانی گوش بدهم باید ٢٠بار برایم تکرار شود تا درکش کنم».

او که موسیقی‌هایش بارها به‌عنوان قطعاتی برای موسیقی‌درمانی استفاده شده‌اند، در پایان درباره هنردرمانی و ارتباطش با موسیقی گفت: «موسیقی، به خودی‌خود، یک درمان است».

منبع : موسیقی ما

نشست رسانه ای فستیوال آینه دار برگزار شد

12 دسامبر 2017
بدون نظر

نشست خبری چهارمین فستیوال موسیقی نواحی و آیینی ایران (آینه دار) روز سه شنبه ۲۱ آذرماه در تالار وحدت تهران برگزار شد.

علی مغازه ای دبیر هنری چهارمین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار در ابتدای این نشست رسانه ای گفت: همان طور که اطلاع دارید فستیوال موسیقی نواحی آینه دار با نگاه تخصصی به موسیقی اقوام ایرانی تلاش دارد فعالیت هایی را در حوزه فرهنگی موسیقی و آیین های اقوام مختلف ایران انجام دهد و خوشبختانه توانستیم طی سال های گذشته سه دوره موفق را برگزار کنیم که در سال اول گروه هایی از خراسان و سیستان، سال دوم گروه هایی از مناطق جنوبی ایران و سال سوم هنرمندانی از دامنه های زاگرس به اجرای آثار خود پرداختند که خوشبختانه این اجراها نیز با استقبال بسیار خوب مخاطبان مواجه شد.

وی ادامه داد: امسال نیز طبق سیاستگذاری های انجام گرفته بنا بر این شد که موسیقی منطقه شمال غرب ایران با تمرکز روی موسیقی مناطق آذربایجان، اردبیل، زنجان و قم و به طور کلی قوم آذری زبان و همچنین اقوام دیگر ساکن این مناطق مانند آسوری ها و ارمنی ها را تحت پوشش قرار دهیم که هم اکنون مراحل پایانی انتخاب گروه ها انجام گرفته و طی روزهای ۲۹ و ۳۰ آذر و ۱ و ۲ دی شاهد برگزاری چهارمین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار در تالار رودکی تهران خواهیم بود.

احسان رسول‌اف رییس چهارمین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار نیز در این نشست رسانه ای تاکید کرد: آینه دار یک سالانه هنری است که جنبه های فرهنگی آن بسیار ارزشمند است و روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند و این باعث افتخار گروه اجرایی ماست که می توانیم به این رویداد به عنوان یک کار افتخارآمیز حرفه ای که می تواند یک کار خاص فرهنگی نیز تلقی شود، نگاه کنیم. به هر حال این پروژه بسیار دشواری است که ما آن را از سال ۹۲ آغاز کرده ایم و از همان ابتدا تصمیم داشتیم که این رویداد به صورت دوسالانه در خدمت هنرمندان موسیقی نواحی ایرانی باشد.

وی ادامه داد: از سال ۹۴ بعد از برگزاری دو دوره فستیوال فضا را به سمتی بردیم که بتوانیم بهترین پوشش را از فعالیت های هنرمندان موسیقی اقوام ایران انجام دهیم. به عبارتی آنچه مدنظر ما در این حوزه بود، رسیدن به یک شکل اجرایی منسجم از رویدادی بود که می تواند در دوره های آینده مساحت کشور را پوشش دهد. علاوه بر این رویکرد، روی این نکته نیز متمرکز بودیم که بتوانیم خروجی های ارزشمندی را نیز از آثار به صحنه رفته داشته باشیم که بر این اساس آرشیو ضبط شده آثار به صحنه رفته در فستیوال موسیقی نواحی آینه دار در قالب چند بسته صوتی ارزشمند به مخاطبان ارائه خواهد شد.

رسول‌اف درباره برگزاری چهارمین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار گفت: این فستیوال طی سه روز میزبان علاقه مندان موسیقی نواحی در تالار رودکی تهران خواهد بود و ما بر اساس برنامه ریزی هایی که در این مورد انجام دادیم، بنا داریم که غیر از اجرای آثار، هر روز مرور تصویری از دوره های اول تا سوم فستیوال را برای مخاطبان نمایش دهیم.

مغازه ای بعد از صحبت های رسول‌اف در پاسخ به پرسشی درباره نحوه انتخاب آثار این دوره از فستیوال گفت: معمولا در برگزاری فستیوال ها و جشنواره های موسیقی نواحی ماجرا به گونه ای برنامه ریزی می شود که انتخاب هنرمندان و گروه ها را به افراد دیگری واگذار می کند اما ما در فستیوال موسیقی نواحی آینه دار چنین کاری را انجام نمی دهیم بلکه در چند مرحله سفر با تک تک هنرمندان موسیقی قومی در منطقه ای که مدنظرمان است، آشنا شده و به کنکاش در روایت های موسیقایی می پردازیم که در حال از بین رفتن هستند. به عبارتی تلاش ما این است که آخرین بازمانده های موسیقی قومی ایران شناسایی شوند که بتوانیم از آنها در اجراهای فستیوال استفاده کنیم و بسیار هم خوشحال هستیم که در این زمینه آرشیو مناسبی را تهیه و تولید کرده ایم.

وی ادامه داد: همان طور که گفتم ما در این دوره از اردبیل تا قوم قره‌پاپاق وارد آذربایجان شرقی شدیم و بعد از شناسایی هنرمندان این منطقه، به شهرهای غربی کشور و حتی روستاهای مختلف آن نیز سفرهایی را انجام داده و نسبت به انتخاب هنرمندان اقدام کردیم. همچنین فضای کار به سمت روستاهای ارمنی نشین نیز کشیده شد که با کمال تاسف می توانیم اعلام کنیم موسیقی ارمنی و هنرمندان این عرصه تقریبا در حال از بین رفتن هستند. ما با هزاران مشقت و صحبت و مذاکره بالاخره توانستیم با هنرمندی به نام اوهان داوودیان که یکی از بازماندگان این نوع موسیقی است، وارد گفتگو شده و او را راضی کنیم که او به عنوان نماد موسیقی ارمنی با اینکه توانایی اجرای برنامه ندارد، در کنار ما حضور داشته باشد. در حوزه موسیقی آسوری نیز که یکی از کهن ترین اقوام تاریخ هستند متاسفانه فقط با یک نماینده با نام یوسف اوحانس مواجه شدیم که بیش از ۹۰ سال سن دارد و به نوعی تنها بازمانده موسیقی این منطقه هستند که در این دوره از جشنواره حضور پیدا می کنند.

دبیر هنری چهارمین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار ادامه داد: متاسفانه در حوزه قوم قره‌پاپاق هم نوازنده های زیادی باقی نماندند و ما فقط موفق شدیم از هنرمند ۹۱ ساله ای به نام اکبر یزدانی برای حضور در فستیوال دعوت کنیم. البته همان طور که پژوهشگران و علاقه مندان موسیقی می دانند، موسیقی آذری زبان ها در سه حوزه «موسیقی موقاماتی»، «موسیقی عاشیقی» و «موسیقی توی» محدود می شود که ما تلاش کردیم از تک تک این حوزه ها افرادی را به صورت جداگانه دعوت کنیم که بتوانند به بهترین شکل ممکن روایتگر موسیقی موردنظرشان باشند و جای این نکته هم خالی نماند. متاسفانه موسیقی موقامی ما تحت تاثیر کم کاری در داخل کشور و پرکاری در کشور آذربایجان در حال از بین رفتن است و آنچه که ما به عنوان اصالت از آن در این زمینه یاد می کنیم بسیار کمرنگ و شکل و شمایلی شبیه به موسیقی کشور آذربایجان پیدا کرده است. به هر حال در این حوزه نیز ما از استاد جوانشیر رازی دعوت کردیم که با تسلط خود در حوزه موسیقی موقامی، اصیل ترین برنامه ها را برای ما اجرا کند.

این پژوهشگر شناخته شده حوزه موسیقی اقوام ایران در بخش پرسش و پاسخ این نشست رسانه ای درباره غیبت محمدرضا درویشی و مریم قرسو در این دوره از فستیوال توضیح داد: مطمئن باشید که محمدرضا درویشی همواره یار آینه دار است. ما همیشه استاد محمدرضا درویشی را دوست داریم و همواره از کمک های او برای سیاست های راهبردی فستیوال استفاده می کنیم اما همان طور که در سخنرانی های قبلی این هنرمند بزرگ عرصه موسیقی شنیدید، ایشان اصولا به همه جشنواره ها انتقاداتی دارند که من در قالب تعدیل شده تر آن، همه این نظرات را قبول دارم. آقای درویشی معتقد به این گونه برگزاری فستیوال ها نیست، اما جالب است بدانید که وی همواره از فستیوال موسیقی نواحی آینه دار حمایت می کند و بر این باور است که این رویداد منطقی ترین فستیوال موسیقی قومی ایران است. از همین جهت می توانم به این نکته اشاره کنم که محمدرضا درویشی در کنار ما قرار دارد و هیچ گاه از بدنه فستیوال آینه دار خارج نمی شود.

وی با تاکید بر این نکته که فستیوال موسیقی نواحی آینه دار به هیچ عنوان رقابتی نخواهد شد، به غیبت مریم قرسو که سال گذشته به عنوان دبیر علمی فستیوال فعالیت داشت، اشاره کرد و گفت: خانم قرسو در سال گذشته به عنوان دبیر علمی فستیوال با قدرت کارشان را انجام داده و در این بخش در ارزشمندترین شکل ممکن کنار ما قرار گرفتند اما ما بعد از یک دوره آزمون و خطا در برگزاری فستیوال، متوجه شدیم که نیازی نیست تا بستر علمی را روی فضای هنری فستیوال سوار کنیم و این دانشگاه ها و مجموعه های علمی هستند که می توانند کارهای پژوهشی و علمی حوزه موسیقی نواحی را هدایت کنند، به همین خاطر ترجیح دادیم که فضای کار به سمتی کشیده شود که بخش علمی به نهادهای علمی و بخش هنری در قالب فستیوال موسیقی نواحی آینه دار برگزار شود. حتی ما در این دوره نشست های تخصصی را برگزار نمی کنیم و به جای آن تصمیم داریم از آثار دوره قبل در قالب نمایش فیلم بهره مند شویم.

احسان رسول‌اف نیز در تایید صحبت های مغازه ای گفت: اولویت های ما بحث کردن علمی نیست، ما در این فستیوال فقط نگران آرشیوی از موسیقی اقوام ایران هستیم که در حال از دست رفتن است. ما به سهم خود تلاش داشتیم تا از همان ابتدا که برخی از رویدادها و جشنواره های دولتی حوزه موسیقی نواحی بنا به دلایل مختلف به تعطیلی و توقف کشیده شد، با برگزاری این فستیوال، دوباره احیا شده و فضا به سمتی کشیده شود که میراث فرهنگی نامحسوس ما ثبت و ضبط شود.

وی ادامه داد: تمام تمرکز فستیوال آینه دار به سمت ثبت موسیقی هاست. موسیقی قدیمی ترین جلوه تمدن بشری ماست که ما تصمیم داشته و داریم که در قالب این رویداد سالانه که به صورت کاملا خصوصی برگزار شده و حتی عواید حداقلی آن صرف موسیقی نواحی می شود ادای دینی به آن داشته باشیم. این رویداد به نوعی یک زکات فرهنگی برای ما به حساب آید و امیدوارم در این راه توانسته باشیم به سهم خود در گسترش توجه مخاطب به موسیقی اقوام ایران کارهایی را انجام داده باشیم.

مغازه ای هم بعد از صحبت های رسول‌اف گفت: در این دوره از برگزاری فستیوال موسیقی نواحی آینه دار تمام تلاش و کوشش را انجام دادیم تا با برجسته ترین عاشیق های منطقه آذربایجان در ارتباط باشیم و جالب است بدانید بستر موسیقی عاشیقی همین قهوه خانه های شهرها و روستاهایی است که نوازندگان و هنرمندان این عرصه به اجرای برنامه می پردازند. وقتی که این زمینه فرهنگی در جریان است، ما چرا باید درگیر مسائل دفتری باشیم و از اتاق اداره یا شرکتمان نسبت به دعوت این گروه ها اقدام کنیم؟ ما به این نکته هم دست پیدا کردیم که این عزیزان نیازمند حمایت های بسیاری از سوی دولت از جمله دریافت مقرری ماهانه هستند که بتوانند به حیات خود ادامه دهند. شما مطمئن باشید همکاران من در فستیوال موسیقی نواحی آینه دار معتقد به انجام بهترین کار نیستند اما تفاوت ما با جشنواره ها و رویدادهای دیگر این است که اشتباهات دیگران را نداشته باشیم، گرچه شاید خودمان هم در این زمینه دارای اشکالاتی باشیم.

وی تصریح کرد: متاسفانه طی سال های گذشته اتفاقاتی در برگزاری جشنواره های موسیقی نواحی ایران افتاد که فضا را به سمت رقابتی کردن موسیقی اقوام ایران و دور کردن آن از مخاطبانی که با موسیقی نواحی آشنایی چندانی ندارند برد.

دبیر هنری چهارمین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار در بخش پایانی این نشست رسانه ای با اشاره به موضوع دوره بعدی فستیوال گفت: بر اساس برنامه ریزی های انجام گرفته سال آینده بنا داریم موسیقی و آیین های شمال کشور به ویژه حاشیه دریای خزر را پوشش دهیم که شامل تنوع موسیقایی بسیار متنوعی است و می تواند برای علاقه مندان موسیقی اقوام ایران جالب توجه باشد.

منبع : موسیقی ما

«کنسرت پلاس» مهدی مدرس در اریکه ایرانیان برگزار می‌شود

12 دسامبر 2017
بدون نظر

روز پنجشنبه ۲۳ آذر

«کنسرت پلاس» مهدی مدرس در اریکه ایرانیان برگزار می‌شود

کنسرت جدید مهدی مدرس روز پنجشنبه ۲۳ آذر در سالن اریکه ایرانیان شهر تهران روی صحنه می‌رود.

به گزارش خبرگزاری مهر، «کنسرت پلاس» مهدی مدرس روز پنجشنبه ۲۳ آذر طی ۲ نوبت در سالن اریکه ایرانیان شهر تهران روی صحنه می‌رود.

مدرس برای این کنسرت برنامه‌های ویژه‌ای را در نظر گرفته و قرار است در کنار اجرای قطعات قدیمی و جدید خود، قطعه‌ای را هم همراه با گروه نوازندگان بانو اجرا کند. این کنسرت برنامه‌های ویژه دیگری هم دارد که به همین جهت عوامل برگزاری کنسرت عنوان «کنسرت پلاس» را برای اجرا انتخاب کرده اند.

این برنامه ابتدا در تاریخ ۲۳ آذر در تهران برگزار می‌شود و سپس مهدی مدرس این اجرا را در شهرستان‌های کشور نیز روی صحنه خواهد برد.

منبع: مهر

منبع : موسیقی ما

گفت و گوی مفصل «آرش نصیری» با «سالار عقیلی» به مناسبت ۴۰ سالگی اش از زندگی حرفه ای کاری تا زندگی خانوادگی اش!

12 دسامبر 2017
بدون نظر

ماهنامه دیده بان – آرش نصیری: زندگی حرفه ای کاری و زندگی خانوادگی سالار عقیلی تقریبا در یک زمان شروع شد، وقتی فقط نوزده ساله بود، در جشنواره موسیقی فجر ۱۳۷۵ درخشید و یکی از تماشاگران آن برنامه هم حریر شریعت زاده بود. بانوی جوان هنرمند به اتفاق خانواده اش شاهد هنرنمایی هنرمند جوان بودند. صحبت های آنها بعد از برنامه به آشنایی خانوادگی و ازدواج شان منجر شد. به این ترتیب عشق به موسیقی باعث پیوند آنها شد و این عشق همیشه پابرجا ماند.

آنها در کنار هم به اجرای برنامه های مختلف در اقصی نقاط دنیا پرداختند و در کنار آن یک زندگی مثالی را هم ساختند. حاصل این همراهی و همدلی دنیایی از موسیقی و «ماهور» است که او نیز چون موسیقی در زندگی شان جاری است، زیباترین آهنگ زندگی شان که او هم در دریای موسیقی خانه شان می بالد و عاشق موسیقی شده است.

سالار عقیلی یکی از بهترین های موسیقی ایران است، با ده ها اثر تاثیرگذار و شنیدنی به ویژه در حوزه آثار ملی و میهنی. او همواره یکی از خوش استایل ترین ستاره های موسیقی ما بوده و هست، هم از نظر سبک و سیاق کاری و هم از لحاظ استایل شخصی و برخورد و وجهه اجتماعی.

گفتگو با این ستاره موسیقی ایران همیشه جذاب است، مخصوصا وقتی درباره زندگی و سلایق اش هم باشد.

چهل سالگی

از قدیم گفته اند که چهل سالگی کمال مرد است و شما در این پاییز چهل ساله می شوید، خودتان در این مورد چطور فکر می کنید؟
– حتما همین طور است به شرطی که اوضاع فرهنگ و هنر مملکت و اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مردم خوب باشد تا تکامل آدم ها اتفاق می افتد. عدد چهل اصولا عدد مقدسی است. پیامبر اکرم در چهل سالگی مبعوث شدند. همچنین وقتی کسی فوت می کند، برایش چهلم می گیرند. چله نشینی، شب چله یا همان شب یلدای خودمان معروف است و ما در ماجرای عاشورا اربعین را داریم که مربوط به وقتی است که چهل روز از واقعه کربلا می گذرد. بنابراین چهل برای ما مقدس است. همان طوری که گفتید می گویند در چهل سالگی انسان ها تکامل پیدا می کنند و امیدواریم که این ماجرا در مورد ما هم صادق باشد و به چیزهایی که تابه حال تجربه نکرده بودیم برسیم، به خصوص امیدوارم که در راه هنر بتوانیم به مردم عزیز خدمت کنیم.

نکته این است که در سال های ابتدایی هر دهه، آدم از یک دهه خارج و وارد یک دهه دیگر می شود و این قاعدتا حس ویژه ای را در آدم ایجاد می کند. شما چه حسی دارید؟
– حس ویژه ای است. آدم احساس می کند مسن شده و بچه های فامیل را می بیند که بزرگ شده اند و به خودش فکر می کند که باز از آنها بزرگ تر است و همان طوری که آنها بزرگتر می شوند و به سمت جوانی می آیند او هم به سمت میانسالی و تکامل می رود. حس خاص و عجیبی است و خیلی قابل توصیف نیست.

آشنایی با همسر هنرمند

البته شما خیلی زود شناخته شدید و زود کارتان را شروع کردید و آلبوم دادید. بنابراین آدم فکر می کند سال هاست حضور دارید و قاعدتا سن تان باید بیشتر از چهل باشد. (خنده)
– بله. من در سال ۱۳۷۲ وارد هنرستان موسیقی شدم و کار حرفه ای را از سال های ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵ شروع کردم.

همان سال که در جشنواره موسیقی فجر آواز خواندید…
– بله. در واقع از سال ۱۳۷۵ کار صحنه ای را شروع کردم و حالا ۱۳۹۶ است. یعنی می شود ۲۱ سال که عاشقانه در کار موسیقی هستم و واقعا به آن عشق می ورزم و افتخار می کنم و خدا را شکر می کنم که می توانم به مردم عزیز ایران خدمت کنم.من آن جشنواره را ندیده ام ولی بنا بر آنچه بعدا منتشر شد، گویا خیلی خوب درخشیدید و همه گفتند که یک ستاره تازه در فضای موسیقی اصیل ما متولد شده است…
– این البته نظر لطف شما و دوستانی است که این لطف را داشتند.

اما به جز ماجرای درخشش شما در آن جشنواره، اتفاق خیلی مهم دیگر آشنایی شما با خانم شریعت زاده بود. گویا ایشان بعد از آن کنسرت با شما صحبت کردند و …
– شما که ماشاءالله همه چیز را می دانید. بله، بعد از آن برنامه ایشان به اتفاق خانواده آمدند و خیلی به کار بنده ابراز لطف کردند. با دایی شان هم بودند. از من پرسیدند شما شاگرد استاد صدیق تعریف هستید، درست است؟ گفتم بله. گفتند ما از لحن و نحوه خواندن شما فهمیدیم که شما باید شاگرد ایشان باشید. در آن دوره من پیش استاد تعریف ردیف ها را یاد می گرفتم و خیلی از شیوه ایشان متاثر بودم چون خیلی روی من تاثیر گذاشته بودند و من به سبک و سیاق ایشان آواز می خواندم. هر جا که می خواندم اهل فن می فهمیدند که تحت تاثیر و شاگرد ایشان هستم.آن موقع از آلبوم های ایشان بیشتر تحت تاثیر کدام آلبوم بودید؟ به یاد طاهرزاده؟
– نه. آلبوم شوردشت. من این آلبوم ایشان را صبح تا شب گوش می دادم و یکی از آلبوم های زیبایی هم هست که من همیشه در تاریخ موسیقی گوش دادم. به خصوص آن آواز شور که ایشان با تار آقای داریوش پیرنیاکان اجرا کردند.

آواز نوزده سالگی

بعد از ۲۰ سال آیا هنوز جزئیات آن اجرا یادتان هست؟
– آقای پیرنیاکان هم آنجا به سبک علی اکبرخان شهنازی نواختند و استاد هم آواز شور بسیار زیبایی خواندند و من همیشه سعی می کردم که آن آواز را تقلید کنم. فکر می کنم یکی از عللی که من عاشق دستگاه شور و دشتی و ابوعطا و متعلقاتش هستم به خاطر همان آلبوم شوردشت استاد تعریف است.

البته آن موقع ها حال و هوای دیگری بود. فضای عجیبی در موسیقی ایران حاکم بود. آن زمان به دور از اینترنت و اینستاگرام و تلگرام و ماهواره و … همه به هم نزدیک بودند. الان دیگر وقتی شما با کسی کار دارید، به او زنگ نمی زنید؛ یا اس ام اس می دهید یا با تلگرام کارتان را می گویید. حالا دیگر کسی به کسی زنگ نمی زند. خود این مسئله یک فاصله ایجاد می کند. این اصلا خوب نیست. درست است که تکنولوژی خوب است اما این امکانات جدید، آدم ها را از هم دور کرده و آن حال و هوا و احساسات را کم کم از انسان ها می گیرد. در این شرایط ما ماشینی و مکانیزه شدن زندگی را داریم احساس می کنیم و این برای آینده همه ما و به خصوص برای آینده هنر ما خوب نیست.

فضای مجازی بین آدم ها فاصله انداخته

برای همین است که شما چندان اهل فضای مجازی نیستید؟
– بله. من تلگرام ندارم. اینستاگرام را هم روی گوشی ام ندارم اما برای اینستاگرامم ادمین دارم که ایشان این صفحه را هدایت و کنترل می کنند.

این وسایل ارتباط جمعی ممکن است برای اقتصاد مملکت و برای تجارت خوب باشد ولی به هنر جامعه ما دارد صدمه می زند.
ما الان متوجه این آسیب ها نیستیم اما ذره ذره این لطمه ها به هنر این مرز و بوم وارد می شود و ما یک دفعه این تاثیر بد را هم شاهد خواهیم بود. البته این تکنولوژی های جدید فواید بسیاری در زمینه تبلیغات و اطلاع رسانی دارند و در لحظه همه می توانند کار شما را ببینند اما آسیب هایی هم دارد و از جمله همان طوری که گفتم انسان ها را از هم دور کرده است.

بله. واقعا قدیم ها که موبایل آمده بود می گفتیم دیگر کسی به کسی نامه نمی نویسد و حالا دیگر باید بگوییم کسی به کسی زنگ هم نمی زند…
– اخیرا تمبر من رونمایی شد یعنی الان دیگر کسی به کسی نامه نمی دهد؟ (خنده). البته این را برای مزاح گفتم. بله. درست می فرمایید. زندگی های جدید بین آدم ها فاصله انداخته و من آن حس و حال و هوای قدیم را بیشتر دوست دارم.

کار کردن با بزرگان

اولین کسی که از بزرگان موسیقی آن موقع به شما واکنش نشان داد چه کسی بود؟
– جشنواره را یادم نیست اما تقریبا یک یا دو سال بعد (درست یادم نیست) ما کنسرتی را به یاد استاد بنان گذاشتیم و آنجا زنده یاد استاد دکتر حسین عمومی به پشت صحنه آمدند و خیلی به من ابراز لطف کردند. خدا رحمت شان کند. ایشان استاد ردیف دان و استاد بسیاری از استادان پیام موسیقی ایران بودند. همچنین استاد همایون خرم و سرکار خانم بنان و همچنین آقای کیوان ساکت هم خیلی محبت داشتند.

در آن کنسرت آهنگ خوشه چین (من که فرزند این سرزمینم) را هم خوانده بودید؟
– نه. در آن کنسرت بخت بیدار و چه شورها و امید دل استاد را با همراهی همسرم اجرا کردیم.آن کنسرت سال ۷۵ شما در جشنواره فجر چگونه هماهنگ شده بود و نوازندگان گروه چه کسانی بودند؟
– آن ارکستر را هنرستان موسیقی آماده کرده بود و مقدمات و برنامه ریزی های حضور ما در جشنواره هم توسط هنرستان انجام شده بود. نوازندگان گروه هم بچه های همکلاس ما در هنرستان بودند. حمیدرضا پور افضل تار می زد. آقای حسین حراج زاده سنتور می زد. آقای سیاوش صفری تنبک می زد و آقای پیمان قدیری هم کمانچه می زد اگر اشتباه نکرده باشم. این مال بیست و یکی دو سال پیش است.

زود ازدواج کردن؛ خوب یا بد؟

شما جزو کسانی هستید که زود ازدواج کردید. به نظر شما زود ازدواج کردن خوب است یا نه؟
– بستگی به شرایط دارد. اگر همه شرایط فراهم باشد بله. آدم هر چه زودتر ازدواج کند، بهتر است چون زودتر سر و سامان می گیرد و به نتیجه می رسد.

البته به شرطی که شخص مناسب برای ازدواج را پیدا کند…
– بله. به هر حال آدم وقتی زندگی مشترک را شروع کند، طول می کشد که جا بیفتد. آدم وقتی که دیر ازدواج می کند تا می خواهد به این درجه برسد، می رسد به پنجاه سالگی ولی وقتی زودتر ازدواج کند زودتر سر و سامان می گیرد. من اعتقاد دارم اگر کسی می خواهد ازدواج کند باید زود ازدواج کند. البته همانطوری که گفتید شرطش این است که کیس مناسب خودش را هم پیدا کند.

راز و نیاز با دوستان

شما گروه «راز و نیاز» را کی تشکیل دادید؟
– فکر می کنم سال ۱۳۷۶ با سه چهار نفر این گروه را تشکیل دادیم. من بودم، خانم حریر شریعت زاده پیانو می زد و آرش فرهنگفر هم تنبک. بعد یک ویولن به آن اضافه کردم که آقای بهرنگ آزاده بودند. کم کم تار و کمانچه و نی و بربط به این ترکیب اضافه شد که آقای مجید ناظم پور بودند که با ما همکاری می کردند. بعد بزرگترش کردیم و الان ارکستر کامل راز و نیاز ۱۳ نفر هستند.

دوستانی که از قدیم بودند هستند؟
– از قدیمی ها آقای فردین لاهورپور هست. آقای آرش کامور تا همین یکی دو سال پیش در خدمت شان بودیم. آقای علی خشتی نژاد هم ۱۰ سالی است که در خدمت شان هستیم و آقای اسکندری و آقای بابک میرزایی و آقای حسین محمودی هم همین طور. اغلب بچه هایی که الان با ما هستند بالای ۱۰ سال است که در خدمت شان هستیم.

موسیقی عامل پیوند ما بود

برگردیم به ماجرای آشنایی شما و خانم شریعت زاده. آن موقع که خانم شریعت زاده بعد از کنسرت جشنواره تان آمدند با شما صحبت کردند، شما هم از ایشان پرسیدید چه سازی می زنند؟ آیا همانجا این آشنایی ایجاد شد؟
– بله. مادر ایشان، ایشان را معرفی کردند و گفتند که دختر من هم پیانو می زند و سبک مرتضی خان محجوبی کار می کنند و شاگرد استاد جواد معروفی هستند. این برای من هم خیلی جالب بود و همین باعث آشنایی و رفت و آمد و آشنایی خانواده ها با هم شد.

این علاقه مندی که منجر به ازدواج شد، چند وقت بعد بین شما به وجود آمد؟
– دو، سه ماه بعد از این جریان رفت و آمد خانواده ها به وجود آمد و ازدواج کردیم.

نکته جالب و شیرین آن است که موسیقی باعث پیوندتان شد؟
– بله، دقیقا.

همسرم همراه و مشاورم

این که زن و شوهر همکار باشند خوب است یا نه؟
– این هم از آن سوال هایی است که نمی شود به آن جواب قطعی داد چون یک وقت هایی خوب است و یک وقت هایی هم بد. شاعر می گوید: «آنجا که عشق خیمه زند جای عقل نیست/ غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی». گاهی وقت ها دو همکار، دو پزشک، دو موزیسین، دو خطاط، دو نقاش با هم ازدواج می کنند و ممکن است به بن بست برسند و با هم مشکل پیدا کنند و گاهی وقت ها هم نه، همه چیز خوب است و آنها به هم کمک می کنند و مکمل یکدیگر می شوند. در ازدواج هایی که زن و شوهر همکار هستند این موضوع خیلی مهم است که آنها مکمل هم باشند. بنابراین همکار بودن هم خوب دارد و هم بد و در زندگی مشخص می شود که چه اتفاقی می افتد.

گویا شما هم الان در کار مکمل هم هستید و در کارهای مربوط به گروه راز و نیاز و کنسرت های دیگرتان، خانم شریعت زاده بخشی از مسئولیت ها را به عهده دارند، درست است؟
– بله. من همیشه در کارهایی که می خواهم انجام بدهم با ایشان مشورت می کنم و از ایشان به عنوان یک مخاطب نظر می خواهم و می گویم آیا شما به عنوان یک مخاطب سالار عقیلی چنین کاری را بشنوید چه عکس العملی نشان می دهید آیا می پندید یا نه.
اگر ایشان تایید بکند و بگوید خوب است من آن کار را می خوانم و اگر بگوید نه و این کار ممکن است خرابت بکند من آن را نمی خوانم. بارها این اتفاق افتاده. دو سه تا آلبوم بوده که آهنگساز به من پیشنهاد کرده و من نمی خواستم بخوانم اما ایشان گفته به صدایت می آید، بخوان، خوب است. گفتم این به صدای من نمی آید. گفت بخوان با ضمانت من و خواندم و خیلی هم در بین مردم گل کرد.می شود یکی از نمونه هایش را بگویید؟
– اجازه بدهید نگویم. یک وقت برای دوستان آهنگسازم سوءتفاهم پیش می آید و دلگیر می شوند.

همسرتان کدام آهنگ ها را بیشتر دوست دارند؟
– (خنده) این را باید از خودشان بپرسید.

احتمالا ایشان آهنگ هایی را که در آن پیانو نقش اساسی دارد را بیشتر دوست دارند مخصوصا خوشه چین…
– بله، لابد کارهایی را که خودشان در آن با من همکاری دارند را بیشتر دوست دارند. البته ایشان کارهایی که با بابک زرین داریم را هم خیلی دوست دارند.

چهارصد آهنگ در چهل سالگی

در چهل سالگی بیش از چهارصد آهنگ واقعا ماشاءالله دارد. کلا چند آلبوم دارید؟
– از من تاکنون بیست و هفت آلبوم منتشر شده و هشت آلبوم دیگر دارم که آماده است و هنوز منتشر نشده است. با آقایان مسعود شعاری، پیمان خازنی، خانم نسیم شاملو، آقای انوریان، آقای علی پژوهشگر، آقای کریمی، آقای کیانیان، آقای متبسم، آقای طریقت، آقای جمشید صفرزاده آلبوم هایی دارم که به زودی منتشر می شوند. کار با آقای صفرزاده فکر کنم همین ماه منتشر می شود.

یکی از کارهایی که اخیرا از شما منتشر شده عاشقانه هم هست و خیلی مورد توجه قرار گرفته، همکاری با آقای ابوالفضل صادقی نژاد هست…
– به جز از «تنهایی گریه مکن» که منتشر شده و مورد لطف مردم بوده، کار تازه ای هم داریم که ایشان ساخته اند و می خواهیم شروع کنیم. یک اسم خاص و ویژه هم دارد که نمی گویم چون می خواهم برای مردم عزیز سورپرایز باشد. من خیلی کارهای ایشان را دوست دارم و واقعا در ژانر عاشقانه خوب کار می کنند. یک مجموعه عاشقانه با خانم نسیم شاملو و پیمان خازنی هم داریم که یک نمونه اش همان «سپید و سیاه» بود که با شعر آقای مظاهری به عنوان یک آهنگ پخش کردیم. یک کار هم با آقای فرید سعادتمند داریم به نام «لیلای من کجایی» که بخش هایی از آن را پخش کردیم که مورد استقبال قرار گرفت.

ماهور با موسیقی بزرگ شد

پسر ۱۰ ساله تان، ماهور هم که به صورت جدی دارد موسیقی کار می کند…
– بله، ماهور ویولن و تنبک می زند و مقداری هم می خواند.

شما هر دو موزیسین بودید و اتفاقا از کودکی هم کار موسیقی کردید، بنابراین می دانید که چگونه باید استعداد موسیقی فرزندتان را بشناسید. می خواهیم اگر ممکن است برای خوانندگان ما هم توضیح دهید.
– همانطوری که خودتان هم اشاره کردید، مسئله ماهور با اغلب بچه ها متفاوت است به این خاطر که او در خانواده ای رشد کرده که همه موزیسین بوده اند و از بدو تولد در این فضا زندگی کرده و بزرگ شده…و شاید حتی از قبل از تولد (خنده)…
– بله، دقیقا در زمانی که ماهور در شکم مادرش به سر می برد ما کنسرتی در آلمان داشتیم. در آن کنسرت همسرم دف می زد و وقتی کنسرت تمام شد گفت خیلی اذیت شده است. گفتم چه اتفاقی افتاده؟ گفت در تمام مدت اجرا وقتی من دف می زدم ماهور دست و پا می زد. یعنی از همان موقع داشته نوازندگی مادر را احساس می کرده و به هیجان آمده بود.

شاید هم می خواست بخواند و دست و پا می زد که بگوید جلوی سروصدا را بگیرید…
– (خنده) شاید. به هر حال ماهور در چنین شرایطی بزرگ شده. او از بچگی دیده و با این فضا رشد کرده و شاید پدر و مادری که کار هنری ندارند، علاقه و استعداد فرزندشان را نتوانند تشخیص بدهند. ماهور از بچگی خودش سازهای مختلف را به دست می گرفت و با آنها بازی می کرد یا آنها را می نواخت. ما دیدیم علاقه اش اول به تنبک بود و گذاشتیمش کلاس و چون علاقه اش را دیدم گذاشتیمش کلاس کمانچه و این کمانچه تبدیل به ویولن شد. یک زمان هم به ویولن سل علاقه مند شد…

در حالی که خودش از این ساز کوچکتر بود…
– (خنده) دقیقا. خودش ویولن هم دوست داشت. مدت زیادی پیش بردیا کیارس می رفت و بعد مدتی پیش آقای پدرام فریوسفی رفت و الان هم پیش آقای علی جعفری پویان می رود. همه از دوستان من هستند و لطف کردند ماهور را به شاگردی پذیرفتند. ماهور تنبک را هم پیش استاد محمود فرهمند کار می کند که ایشان هم از اساتید درجه یک تنبک هستند.ماهور کدام آهنگ تان را بیشتر دوست دارد؟
– قدیما خوشه چین را زیاد می خواند ولی الان بیشتر آهنگ ها را دوست دارد و بعضی وقت ها نظر هم می دهد. مثلا می گوید اگر اینجا را اینجوری می خواندی، بهتر بود یا حتی می گوید این آهنگ را نخوان. این سنتی نیست و تم پاپ دارد. درست است که بیشتر از ۱۰ سال ندارد اما گوشش آشناست و می فهمد.

برای ماهور خواهر یا برادر نخواستید بیاورید؟
– (خنده) والله با این وضعیت کاری که ما داریم، همین که ماهور را به همین جا رسانده ایم هم برای ما خیلی سخت بود. ما اکثرا در سفر هستیم و زیاد رنگ خانه را نمی بینیم. بنابراین برای ما خیلی سخت بود که بتوانیم خودمان را با مسائلی که فرزندمان دارد، هماهنگ کنیم. هنوز هم سختی های خودش را دارد چون بچه محصل است و از طرفی نمی توانیم با خودمان ببریمش و از طرفی هم نمی توانیم تنهایش بگذاریم. اگر با ما بیاید از درسش می افتد و اگر نیاید هم ما را از دست می دهد. بچه باید با خانواده و پدر و مادرش بزرگ شود و زیر سایه پدر و مادر باشد.

بچه باید با خانواده و پدر و مادرش بزرگ شود

خدا را شکر زندگی خانوادگی موفقی هم داشته اید. عوامل این موفقیت را چه می دانید؟
– این سوال خیلی کلی است و به سختی می شود به آن جواب داد. فکر می کنم یکی از عوامل مهم آرامشی بود که سعی کردیم در زندگی مان داشته باشیم. این آرامش خیلی در تربیت فرزند اهمیت دارد و من خیلی روی این مسئله حساس هستم. دوست ندارم بچه خیلی چیزها را ببیند برای این که ممکن است در روحیه اش تاثیر بد بگذارد. ما سعی کردیم آرامش را در زندگی برقرار کنیم. به هر حال در طول زندگی زن و شوهر ممکن است با هم اختلاف نظرها و صحبت هایی داشته باشند اما خیلی مهم است که نگذارند این بحث ها فی مابین به فرزندشان هم کشیده شود چون روی تربیت و رشد او تاثیر منفی می گذارد.

اهل ورزش هم هستید؟
– قبلا زیاد ورزش می کردم اما متاسفانه هفت، هشت سالی هست که کنارش گذاشته ام و دوباره می خواهم شروع کنم.

پدرتان وکیل دادگستری بودند و بنا بر آنچه قبلا گفته اید ظاهرا خیلی علاقه مند به حضور شما در زمینه موسیقی نبودند و انگار مادر و برادرتان بیشتر تشویق تان می کردند…
– (خنده) من هر وقت در مورد این موضوع مصاحبه کردم و حرف زدم، بابا از من گله کرده. منظورم این نبود که پدر علاقه مند به موسیقی نبود اما به هر حال شغل ایشان شغل خشنی بود. ایشان قبلا قاضی بودند و بعد وکیل شدند. بنابراین شرایط شغلی شان اینگونه ایجاب می کرد. زیاد هم نباید به ایشان خرده بگیریم. به هر حال وکالت و قضاوت و جایگاهی که یک قاضی و وکیل دارد، کمی جدی و خشن است.

اما شما جدای از آن احساسات و شوریدگی های هنری، یک جدیت، دیسیپلین و مدیریت شخصی و کاری دارید و خیلی به پرستیژ اجتماعی و جنتلمن بودن اهمیت می دهید که احتمالا از ایشان الگو گرفته اید…
– این محبت شماست. طبیعتا رفتار پدر و مادر روی فرزندان تاثیر می گذارد. شما لطف دارید و امیدوارم در مورد من هم همینطور بوده باشد.

پدرتان کدام آهنگ های تان را دوست دارند؟
– فکر می کنم بیشتر آثار ملی میهنی و آثاری که درباره وطن هست را بیشتر دوست دارند.

آشنایی با بزرگان موسیقی

شاعر مورد علاقه تان کیست؟
– از شاعران کلاسیک سعدی و حافظ، مولانا، جامی، عطار و از شاعران پیشکسوت آثار آقای دکتر شفیعی کدکنی، سایه و شاعران بزرگ دیگر. همچنین شعرهای دکتر افشین یداللهی را خیلی دوست داشتم و دارم. متاسفانه ایشان خیلی زود از میان ما رفتند و ما منتظر کارهای بزرگ تر و بیشتر از ایشان بودیم ولی متاسفانه دست روزگار ایشان را از ما و جامعه هنری جدا کرد. من دو، سه تا کار با ایشان دارم که هنوز مردم نشنیده اند و به زودی قرار است که این آثار را پخش کنیم که بسیار هم زیباست.

اولین آهنگساز پیشکسوت و درجه یکی که با شما کار کرد آقای ارشد تهماسبی بود. ایشان شما را از کجا شناخته بودند؟
– ایشان از یک کانالی شنیده بودند که جوانی آمده و آواز می خواند و در واقع من از طریق آقای حمید متبسم به ایشان معرفی شدم.

بعد که شما دو، سه آلبوم با استاد تهماسبی کار کردید آقای متبسم گفتند این چه کاری بود که کردم و خودشان هم دو، سه آلبوم با شما کار کردند (خنده). شکل آشنایی شما با آقای متبسم چگونه بود؟
– من و همسرم دو نفری برای یک کنسرت سفری به اروپا داشتیم و به آلمان رفتیم و آنجا در یک قصر که یکی از قصرهای قدیمی آلمان بود و تبدیل به دانشگاه شده بود، کنسرتی را به یاد استاد بنان برگزار کردیم. آنجا شنیدیم که استاد حمید متبسم در آلمان هستند و ما از کانالی پیدای شان کردیم و در آنجا در منزل شان برای شان خواندم و ایشان هم خوش شان آمد و مرا به آقای ارشد تهماسبی معرفی کردند. این ماجرا مربوط به سال ۷۸ یا ۷۹ بود و من هنوز آلبومی را ارائه نداده بودم. آشنایی من با استاد تهماسبی منجر به آلبوم «عشق ماند» شد که در سال ۱۳۸۰ منتشر شد. این اولین کار رسمی من بود و خوشحالم که اولین کارم با یکی از اساتید بزرگ موسیقی ایران است. این آلبوم در آن زمان خیلی گل کرد و بین مردم هم جایگاه خوبی پیدا کرد.

قطعه «شاه شمشادقدان» از آن آلبوم هم خیلی هیت شد…
– بله. این قطعه بیش از همه گل کرد. جالب است که آن زمان خودم فکر می کردم قطعه «ای ساربان آهسته ران، که آرام جانم می رود» که در دستگاه راست پنجگاه و ماهور است، مورد استقبال بیشتری قرار می گیرد و به شاه شمشادقدان فکر نمی کردم ولی برعکس شد و مردم از این قطعه بیشتر خوش شان آمد. خیلی وقت ها این حالت پیش می آید، آن چیزی که فکر می کنی می گیرد، نمی شود و کاری که اصلا به آن فکر نمی کنی، مردم به آن بیشتر توجه نشان می دهند. برای من خیلی اتفاق افتاد.

ترانه هایی برای میهن

در یک مقطعی تصمیم گرفتید که کارهای ارکسترال و کلاسیک و آثاری که در ژانر موسیقی سنتی ایرانی نبود را بخوانید، مثل اغلب این کارهایی که در همکاری با آقای بابک زرین منتشر شد. فکر می کنم این تصمیم شجاعانه ای بود که گرفتید…
– این آثار که شما از آنها به عنوان کلاسیک نام بردید، همه شان برای سریال ها و فیلم ها یا یکسری موقعیت های خاص اجرا و خوانده شده است. یعنی اینها کاری نبوده که به صورت سی دی یا آلبوم منتشر شده باشد. مثلا «وطنم ای شکوه پابرجا» کاری بود که برای سریال «تبریز در مه» ساخته شد یا کار «ایران» برای سریال «معمای شاه» ساخته شد. همچنین کار «هانیه» که برای آقای فرید سعادتمند بود و برای سریال «هانیه» ساخته شده بود. همه شان تیتراژ سریال ها بودند.

ما چهار، پنج سال پیش کنسرتی برگزار کردیم و نوشتیم کنسرت سالار عقیلی با اجرای تیتراژهای سریال ها. در آن کنسرت یک بخش کار ما موسیقی سنتی بود و یک بخش هم این آهنگ های ملی میهنی که مردم خیلی دوست داشتند که آنها را در اجرای زنده هم بشنوند. الان تقریبا طوری شده که ما در همه کنسرت های مان سعی می کنیم پنج، شش قطعه از این آثار را حتما اجرا کنیم چون مردم می خواهند، به خصوص قطعات «ایران» و «وطن» را و ما هم دوست داریم و با افتخار برای مردم اجرا می کنیم.

البته در بین قطعات میهنی شما، قطعه «ایران جوان» که به صورت آلبوم منتشر شده است…
– بله، این قطعه را تازه با آقای پیمان سلطانی آلبوم کرده ایم و قرار است به زودی منتشر شود. آهنگ آن از آقای سلطانی و شعر این کار هم یکی از شاهکارهای استاد زنده یاد بیژن ترقی است و بنده هم افتخار این را داشتم که اجرایش کنم. البته هر آنچه که از این قطعه را می شنوید مربوط به سر صحنه و کنسرت است و نسخه استودیویی این کار به زودی از طریق انتشارات آوای باربد منتشر می شود.اولین کار ملی و میهنی که خواندید همین کار بود؟
– بله. این اولین کار ملی و میهنی بود که خواندم.

ولی الان فکر کنم بیشترین آثار در این حوزه را دارید. چند کار دارید؟
– دوازده کار. کار «ایران سربلند» هست که ساخته آقای پیمان خازنی هست، «خاک مهرآیین» هست که ساخته آقای علی اکبر قربانی هست، «میهنم سلام» و «وطنم وطنم» هست که کار آقای پیمان سلطانی است، «ایران، وطنم ای شکوه پابرجا» هست که کار آقای بابک زرین هست، «اندیشه وطن» هست که ساخته ابوالفضل صادقی نژاد هست، یک کار ساخته آقای مهران مهرنیا هست، یک کار هم هست که ساخته استاد فخرالدینی هست و شعرش هم مال دکتر غضنفری است.

الان مردم ما شما را بیشتر با کارهای ملی و میهنی می شناسند. احساس خودتان در این باره چیست؟
– احساس خوبی دارم و خدا را شکر و افتخار می کنم که این آثار مورد توجه مردم عزیزمان قرار گرفته است. البته این را هم بگویم که دوست ندارم این آثار و توجه زیاد به آنها باعث شود که آثار دیگر من شنیده نشوند. من با آثاری که هنوز منتشر نشده، جمعا چهارصد و بیست، سی آهنگ خوانده ام و سرجمع ۱۲ تا از این آهنگ ها ملی و میهنی است. من آثار عاشقانه، عارفانه و اجتماعی زیادی دارم از آهنگسازان برجسته و خلاق و دوست دارم همه آنها هم شنیده شوند و البته خدا را شکر مردم به آن آثار هم لطف دارند.

عاشق موسیقی، دانشجوی تئاتر

شما بعد از این جریانات و بعد از این که در هنرستان موسیقی درس خواندید و حتی کنسرت هم داشتید رفتید تئاتر خواندید؛ چرا؟ چه سالی وارد دانشکده تئاتر شدید؟
– من در سال ۱۳۷۷ وارد دانشکده تئاتر شدم. البته قبل از آن حتی در دوران دبستان هم نمایش (البته در سطح همان دبستان و راهنمایی و در سطح دانش آموزی منظور من است) بازی می کردم. موسیقی را هم از بچگی کار می کردم. بعد هم که به هنرستان موسیقی رفتم و در اواخر سال ۷۶ امتحان دادم و در رشته تئاتر قبول شدم.

چرا تئاتر؟
– این سوالی است که بارها از من شده و همیشه هم این جواب را دادم. آن موقع من تحقیق کردم و دیدم در دانشگاه بخشی به عنوان خوانندگی در رشته موسیقی وجود نداشت و متاسفانه هنوز هم وجود ندارد. من باید یا در آهنگسازی شرکت می کردم یا نوازندگی و اینها هدف من نبود. من البته نمی خواستم آهنگساز شوم و در مورد نوازندگی هم از سال ها قبل، چه قبل از هنرستان و چه بعدش نوازندگی می کردم، بنابراین اینها هدف من نبود و ترجیح دادم رشته دیگری غیر از موسیقی را انتخاب کنم. البته بازیگری یکی دیگر از علاقه های من بود.

و چه کار خوبی هم کردید. من فکر می کنم بازیگری در موفقیت شما در خوانندگی بیشتر به شما کمک کرد و …
– بله، خیلی. ما در دانشگاه حرکت بدن و بیان خواندیم و به خصوص بیان به من خیلی کمک کرد. یعنی حتما من در خوانندگی روی صحنه از آنچه در دانشگاه آموخته ام بهره گرفته ام. من آنجا یاد گرفتم که چگونه باید با مخاطبم ارتباط بگیرم.

همکلاسی های من: از هانیه توسلی و سپند امیرسلیمان تا…

همکلاسی های شما در دانشگاه چه کسانی بودند؟ فکر می کنم برزو ارجمند هم همکلاس شما بود، درست است؟
– نه، ایشان سال بالاتر از ما بود. از هم دوره ای های من که دارند کار می کنند، خانم هانیه توسلی، آقای سپند امیرسلیمانی، آقای مهدی امینی خواه، آقای کوهستانی، آقای سینا رازانی و خانم رویا بختیاری بودند. خیلی از بچه های ما در کار تئاتر هستند. آقای ابراهیم شفیعی بود که الان در کار کودک خیلی موفق است. سال بالایی های ما هم آقای مجید صالحی، آقای مهران غفوریان و آقای برزو ارجمند بودند اینهایی که یادم می آید.

الان بچه های هم دوره ای شما دعوت تان می کنند برای دیدن کارهای شان؟
– بله، زیاد و من اگر وقت داشته باشم اغلب تئاترها را می بینم. الان هم که خودم درگیر موسیقی تئاتر کلنل هستم.

دوستی های خانوادگی با هنرمندانبازیگر مورد علاقه شما چه کسی است؟
– طبیعتا نمی توانم یک نفر را اسم ببرم. دوستان و استادان گرانقدری هستند که من به بازی شان علاقه دارم. از قدیمی ها آقای علی نصیریان، آقای عزت الله انتظامی، آقای جمشید مشایخی، از نسل بعد آقای پرویز پرستویی و خانم معتمد آریا و آقای کیانیان و آقای عبدی که واقعا بازی های شان را دوست دارم. خانم رویا تیموریان که استاد خودم بودند در دانشکده و خیلی بازی شان را دوست دارم. اگر بخواهم اسم ببرم خیلی ها هستند. ما در دانشکده اساتید بسیار خوبی هم داشتیم؛ آقای دکتر قطب الدین صادقی و استاد حمید سمندریان استاد ما بودند. خانم منیژه محامدی و امیر دژاکام استاد ما بودند. آقای مهدی سلطانی استاد بدن، بیان و حرکت ما بودند. آقای مهرداد رایانی مخصوص بودند که یکی از افتخارات تئاتر ما هستند به خصوص در زمینه نمایشنامه عروسکی. این اسامی الان یادم بود که گفتم و من افتخار می کنم که شاگردی این اساتید را کرده ام و از آنها آموخته ام.

با کدام یک از این هنرمندان عرصه بازیگری روابط دوستانه و خانوادگی دارید؟
– آقای هادی مرزبان، آقای امیر جعفری، آقای ابراهیم شفیعی (که در دوران دانشجویی من و او و سپند امیرسلیمانی هم خانه بودیم)، خانم نیوشا ضیغمی، خانم مرجانه گلچین و تعداد دیگری از دوستان. البته من خودم اصولا زیاد اهل رفت و آمد نیستم و بیشتر به کار می پردازم. نه که دوست نداشته باشم اما کلا زیاد فرصت رفت و آـمد و مهمانی و مسائلی از این دست را ندارم. هر وقت که فرصت دست می دهد این عزیزان را می بینم.

آثار دوستان هنرمند دیگراز کارهای موزیسین های دیگر کار چه کسانی را می شنوید؟
– من بیشتر کارهای استاد بنان و استاد شجریان را می شنوم و بخشی از کارهای استادان محمودی خوانساری و ادیب خوانساری را خیلی گوش می کنم. همچنین سر فرصت، بعضی کارهای همکاران عزیز را هم گوش می کنم.

آهنگ خاصی هم بوده که با خودتان گفته باشید کاش من این را خوانده بودم؟
– بله بوده. مثلا مجموعه ای که آقای قربانی از کارهای استاد همایون خرم با عنوان «رسوای زمانه» خوانده بودند را دوست داشتم من بخوانم چون احساس می کردم به ژانر کاری و صدای من خیلی می خورد. البته ایشان هم خیلی خوب اجرا کردند اما من هم دوست داشتم اجرایش کنم و چندتا از آن آهنگ ها را همیشه گوش می دادم.

البته شما هم چندتا از کارهای استاد خرم از جمله «ساغرم شکست ای ساقی» را خوانده اید…
– بله، من چهار اثر از آثار جاودان ایشان را اجرا کرده ام.

منبع : موسیقی ما

امیر ارجینی: هیچوقت سرخورده نیستم چون به نوشتنم غرور دارم

12 دسامبر 2017
بدون نظر

امیر ارجینی از ترانه سراهای قدیمی و سرشناس حوزه موسیقی پاپ در کشور است. او سابقه همکاری با بسیاری از چهره‌های سرشناس پاپ را در کارنامه‌اش دارد و البته آثارش با صدای محسن چاوشی همیشه جزو پرطرفدارترین و بهترین آثار او بوده و هست. آثاری که بسیاری از اهالی موسیقی همواره از این قطعات بعنوان آثاری قابل احترام و پرطرفدار یاد کرده‌اند.

ارجینی یکی دو سالی هست که وارد عرصه خوانندگی هم شده و همین موضوع و اتفاقات حول و حوش این هنرمند بهترین بهانه‌ای بود که پس از مدت ها سراغش برویم.

* این روزهای امیر ارجینی چطور می‌گذرد؟ در زمینه ترانه سرایی و خوانندگی جدیدترین فعالیت‌هایتان چیست؟

در کار خوانندگی ۲-۳ کار ملودی درحد ماکت که ساز بگیریم دارم و فعلا درگیر مسائلی هستم که آن را انجام نمی‌دهم. در بخش ترانه هم این روزها مستقیما با آهنگسازها بیشتر کار کرده‌ام و نه با خواننده ها. با بابک مافی، پدرام کشتکار، بهنام ابطحی و علیرضا افکاری، دوستانی که بیشتر آهنگساز هستند کار کرده‌ام. از سرنوشت ترانه‌ها که قرار است چه کسی بخواند معمولا در ابتدا آگاه نیستم تا بعدا که کار ساخته می‌شود و دوستان مشورت می‌کنند که این آهنگ به صدای چه کسی می‌آید و بعد کار را واگذار می کنیم. من فکر می‌ کنم این کار که مستقیم با آهنگساز کار کنیم جالب‌تر است. البته بعضی از خواننده‌ها هم هستند که آهنگساز هستند و داستان دیگری دارد. ولی اینکه شما با خواننده‌ای که آهنگساز نیست در ارتباط باشی آنقدری لذت بخش نیست که با آهنگساز کار کنی. آهنگساز حرف ترانه سرا را بیشتر می‌فهمد و تعامل بیشتری دارند و راحت‌تر با هم ارتباط برقرار می‌کنند و کار بهتری صورت می‌گیرد.

* چه واکنش‌هایی از ورودت به فضای خوانندگی داشتی؟ اطرافیان و کارشناسان و اهالی موسیقی و همکاران و دوستانت چه نظری داشتند؟

ما که دوستداری نداریم. شاعران که دوستداری ندارند. کلا در ایران همیشه یک عده آدم هستند که نشسته‌اند تا نسبت به همه عکس العمل نشان دهند. فرقی نمی‌کند که آن شخص محمدرضا گلزار باشد یا کس دیگری. بدون اینکه از پیشینه‌ی شخص خبر داشته باشند عکس العمل نشان می‌دهند که چرا شما که در این حوزه فعالیت می‌کنید در حوزه بعدی هم فعالیت دارید. هیچکس در حوزه خوانندگی به هیچ خواننده‌ای خرده نگرفته که چرا شما شعر می‌گویید. خیلی از خواننده‌های ما خودشان شعر می‌گویند و پر از غلط ها و ایرادهای فنی است. ولی هیچ کدام از مخاطبان نیامده‌اند که بگویند چرا شما شعر می‌گویید. هیچوقت به هیچ آهنگسازی نمی‌گویند که چرا شما می‌خوانید ولی همیشه به شاعران می‌گویند. البته بگویم که در ابتدا و دو سال پیش که اولین آهنگم را منتشر کردم جبهه ی مخالف زیاد بود. طبیعتا همکاران دیگری که ترانه می گویند و کار خوانندگی کرده اند این واکنش ها را دیده اند و فرقی نمی کند که اسمشان در چه حد و اندازه‌ای بوده و طبیعتا این واکنش‌ها را دیده‌اند. چون خیلی‌ها در صحنه حاضر و آماده اند که این حرف ها را بزنند. البته الان خیلی کمتر شده و مثلا از هر ده تای قبلی یکی است که در محیط مجازی پیام بدهند. درحالیکه من در این مرحله هم درحال تجربه کردن هستم. زمانی در زمینه شعر هم درحال کسب تجربه بودم و کسی آن مرحله ها را ندیده ولی دنیای خوانندگی به گونه‌ای است که تجربه‌هایی که می‌کنی تا به نقطه ایده آل برسی را همه می‌شنوند.

* معمولا درمورد تو و اهورا ایمان من در جاهای مختلفی می‌شنوم که حضور آهنگسازها، تنظیم کننده‌ها و بعضا ترانه سراها در حوزه خوانندگی را به یک نوع سرخوردگی تعبیر می‌کنند. مثلا یک کار امیر ارجینی یک مگاهیت برای خواننده دیگری می شود و سرنوشت زندگی آن خواننده را عوض می‌کند. ولی از این طرف یک نوع سرخوردگی به سراغ ترانه سرا می‌آید و دوست دارد این تجربه و شهرت و اعتبار به جای مطرح شدن خواننده دیگر خودش را مطرح کند. آیا موافق این نظر جمعی برخی از فعالین حوزه موسیقی هستی؟

درمورد آقای ایمان که دوست ما هستند من اظهارنظری نمی‌کنم ولی درمورد خودم بگویم که اگر نخوانم آن سرخوردگی از بین می‌رود؟ مثلا ارج و قربی که باید به یک ترانه سرا گذاشته شود توسط خواننده‌هایی که زندگیشان عوض شده گذاشته می‌شود؟ من این را قبول ندارم. اولا وقتی یک کاری می‌گیرد و موفق می‌شود عوامل مختلفی در آن کار تاثیر دارند. ترانه سهم زیادی در موسیقی باکلام دارد و هیچکس نمی‌توان آن کار کتمان کند. ولی اصلا مسئله‌ای نیست. وقتی کسی ۱۴- ۱۵ سال از عمرش را در زمینه موسیقی و مخصوصا ترانه گذاشته است و این درست که نوشتاری است ولی با موسیقی عجین شده خیلی این اتفاق می‌افتد. من در پروژه سنتوری با محسن چاوشی خوانده‌ام و اسمم هم در تیتراژ به عنوان هم‌خوان هست. من این ذوق را داشته‌ام و اگر محسن به یاد داشته باشد من سال ها پیش این دغدغه را داشتم که بخوانم ولی به دلایلی از ان دور شدم. من می‌گویم این سرخوردگی همیشه وجود دارد. من از مردم توقع ندارم که به یک هنرمند که کارش نوشتن است احترام بگذارند. من هیچوقت سرخورده نیستم چون به نوشتنم غرور دارم. اگر این روزها اسم من را کنار خواننده های برند کمتر دیده اید به خاطر این است که کارهایی که دوستان دیگر می‌کنند را نمی‌کنم. من هیچوقت به هیچ خواننده‌ای پیشنهاد کار نداده‌ام و می توانید این را تیتر کنید که نمی توانید یک نفر را پیدا کنید که من به او پیشنهاد داده باشم بیا و این کار را بخوان.

* مکانیسم تولید آثار تو چگونه است؟ اول ترانه خلق می‌شود و بعد به سراغ آهنگساز می‌روی؟ مکانیسم مورد علاقه امیر ارجینی چیست؟

برای خودم که همه جوره بوده است. دوستانی در فضای مجازی زیر پست‌های من یا پیام‌های خصوصی می‌گویند که شما چرا کم کار شده‌اید؟ من از سال ۸۶ تا الان که ده سال است زندگی‌ام از راه نوشتن می‌گذرد و اگر آدم کم کاری بودم حتی الان نمی‌توانستم نان خشک بخورم. پس من کار می‌کنم اما چون عمده کسانی که در فضای مجازی من را دنبال می‌کنند به خاطر کارهایی است که من با محسن انجام داده‌ام بیشتر دوست دارند آنجا اسم من را ببینند. هنوز بعد ۸ سال زیر پست‌های من می‌نویسند چرا با محسن کار نمی‌کنی و کاش شما دوباره باهم کار کنید.

* سوالشان هم سوال به جایی است. شما بهترین تجربه‌ها را باهم داشتید و بهترین دوران را باهم گذراندید و مگاهیتی به اسم سنتوری آمد. اتفاقی که بین شما افتاد و هیچوقت هم عنوان نشد که چرا امیر ارجینی و محسن چاوشی دیگر باهم کار نمی‌کنند شاید تا ابد این سوال می‌ماند. چرا یکبار جواب نمی‌دهید تا این حواشی تمام شود؟

چرا همه از امیر ارجینی جواب می‌خواهند و چرا از محسن جواب نمی‌خواهند؟ چرا همیشه شاعر و ضعیف‌تر باید جواب بدهد. ضعیف از این لحاظ می‌گویم که در رسانه برد با کسی است که طرفدار بیشتری دارد. معمولا در این سال ها هروقت که مصاحبه کرده ام یک دلخوری کوچیکی از آن درآمده است که دوستان بزرگش کرده‌اند . برای اینکه منظور من چیز دیگری بوده و دیگران برداشت دیگری می کنند. دوستان بیایند و صحبت کنند شاید ما نکته مثبتی از آن دربیاوریم. همه از من این را می‌خواهند ولی اگر این اتفاق را دوست دارند راه دیگری هم هست.

* محسن چاوشی عکس مشترکی با تو منتشر کرد و همه فکر کردند این همکاری دوباره صورت گرفته است.

برای جام جهانی قبلی کاری برای محسن روی ملودی نوشتم و بعدا کار کنسل شد. حقیقتا شاید نه من و نه محسن زیاد پیگیری نمی‌کنیم و این مسئله جدا می‌ماند. دوستانی هم هستند که علاقه ندارند امیر ارجینی باشد.

* کارهایی که قبلا با خواننده‌ها داشتی اثری بوده که از ته دل دوستش داشته باشی و بگویی کاش خودم آن را می خواندم؟

من همین الان هم ترانه و ملودی‌هایی با بابک مافی دارم که به نظرم در حوزه ملودی بی‌نظیر هستند و با اینکه بابک آن‌ها را ماکت خوانده اطرافیان من می‌گویند تو که می‌خوانی چرا از این‌ها نمی‌خوانی. خیلی زیبا و دوست داشتنی هستند ولی به صدای من نمی‌آیند. بی تعارف بگویم خیلی از آن ها در توانایی من نیست که بخوانم. گام بالا و مدلاسیون‌های زیادی دارند و ما نمی‌خواهیم که مردم را گول بزنیم. ما درحد توانایی خودمان می‌خوانیم. یک خواننده حرفه‌ای که از ۱۶ سالگی شروع به خواندن کرده نیستیم و من دوست دارم هرکسی که این کارها را می‌خواند اتفاقات خوبی برای این آهنگ ها بیفتد. اینکه بگویم دوست داشتم این کارها را خودم بخوانم واقعا اینگونه نیست. من دو کار با خواننده ای به نام احسان خلقی دارم که بچه اهواز است و خواننده خوبی است و چند کار از حسین غیاثی خوانده است. دو کار از من خوانده که این دو کار جز ده ترانه ای است که خودم دوست دارم و اگر کار پاپ گوش کنم صددرصد این ها را گوش می‌کنم. با اینکه هیت نشده‌اند ولی این اواخر کاری به نام “سفر نرو” با حجت اشرف زاده داشتم که فید بک خوب و مثبتی از آن گرفتم. درحالیکه حجت دوست ۱۰-۱۲ ساله من است و با اینکه سالها باهم هستیم این کار اولین کاری بود که باهم داشتیم و این همکاری اینجا اتفاق افتاد.

* نسل جدیدی از ترانه سراها در حوزه موسیقی پاپ آمدند و خوب کار می‌کنند. ساده نویسی اولویت اکید این روزهای بازار شده که حتی برخی‌ها از ان با لفظ ابتذال در ترانه‌های این روزهای موسیقی پاپ یاد می‌کنند. تو درمورد نسل جدید و فضای جدید ترانه در مخاطب موسیقی ایران چه ذهنیتی داری؟

ساده نویسی خیلی خوب است ولی این‌ها ساده انگاری مخاطب است. من خیلی موردها داشته ام که به من زنگ زده اند و گفته اند ترانه مثل فلانی می‌خواهند. من هم گفته ام اگر مثل آن می خواهی برو و از خودش بگیر. ساده نویسی و سهل نویسی قدرتی است که هرکسی آن را ندارد. ما در قرن هفتم سعدی را داریم که یکی از سهل و ممتنع نویس ترین شاعران ما بوده ولی از محتوا خالی نبوده است. سهل و ممتنع نویسی سعدی زبانزد است و یکی از شاعرانی است که من بسیار دوست دارم.

* تو می‌گویی این‌ها حرفی برای گفتن ندارند؟

خیلی هایشان ندارند. ببینید کار سنتوری و مخصوصا قطعه “سنگ صبور” قطعه ای است که من با افتخار پیش هر شاعر و غزل سرای به نامی در ایران می‌خوانم. آیا هیچ کدام از کارهایی که هیت شده اند را ترانه سرا می تواند پیش یک ادیب با افتخار بخواند؟ نمی‌توانند. به خاطر اینکه اولا یک دوره کوتاهی دارند که می‌گذرد و بعد از مدتی فراموش می‌شود ولی کاری که پر از نکات فنی و ابداع و بیت های تازه و بکر است را با افتخار پشتش می ایستی و هرجایی از آن دفاع می کنی. الان همه ترانه می نویسند و ترانه نویس هستند. ترانه سراییدن خیلی فرق دارد. شعر است و وقتی مردم یک اثر موسیقیایی می‌شنوند شعر می‌شنوند و کسی که آن را نوشته به اسم شاعر قبول دارند. باید ببینیم آن آدم چقدر روی کاغذ درحد حتی یک خط کارش شعر است. این روزها کارهایی که از ادا و پز خالی باشند خیلی کم است. از هرچیزی پزش را داریم. پز روشنفکری، پز نیکوکاری و هر پز دیگری.

* در این به گفته برخی اهالی موسیقی «ابتذال این روزهای موسیقی پاپ»، مخاطب چقدر نقش دارد؟

من اسمش را ابتذال نمی‌گذارم چون بالاخره بخشی از جامعه این موسیقی را نیاز دارد. من می‌گویم کسی که آن را می‌نویسد انقدر هم نباید فهم و شعور مخاطبش را پایین در نظر بگیرد. مردمی که حافظ می‌خوانند می‌فهمند و نیاز نیست که انقدر سطحی برایشان نوشته شود. این را بگویم هر کاری که موفق می‌شود حتما نکته‌هایی داشته که موفق شده است. هیچ کار پوچی موفق نمی‌شود و من هیچوقت اینگونه به کسی نگاه نمی‌کنم و مطمئنا نکاتی داشته که موفق شده است. یا خواندن خواننده یا ملودی خیلی قوی و یا شعرش. یکی از این چند مورد یا بعضی مواقع همه این‌ها باعث گرفتن یک کار می‌شود.

* موج جدید مولاناخوانی در موسیقی ایران و پرداختن به اشکال کلاسیک در بین خواننده های پاپ خیلی مورد توجه قرار گرفته است. از علیرضا عصار و محسن چاوشی بگیریم تا بقیه. جالب است که بخشی از مخاطب هم این فضا را دوست داشته اند.

شما وقتی یک خواننده برند هستید هرکاری بکنید چه درست و چه غلط مخاطب خودت دوستش دارد. حتی اگر ته دلش هم راضی نباشد هیچوقت نه نمی گوید. مثل طرفداران یک تیم فوتبال که هر اشتباهی هم باشد تیمش را دوست دارد و سعی می کند نزد تیم حریف توجیه داشته باشد. اما این موج است. من فکر می‌کنم اگر خیام خوانی بین خواننده‌ها راه بیفتد خیلی جایگاه بیشتری دارد. چون سال هاست مولانا خوانی وجود دارد و فقط سبک و سیاق آن تغییر پیدا می‌کند و چیز جدیدی نیست که اگر کسی مولانا خواند بگوییم کار جدیدی کرده است و فقط به سبک و شکل جدیدی کار کرده است. ولی خیام خیلی مهجورتر بوده و شاید در آلبومی دو رباعی از او خوانده شده باشد. کار محسن و رباعی خیام که با شهاب اکبری موسیقی اش را کار کردند را خیلی بیشتر دوست دارم.

* من نمی دانم چقدر مایل به صحبت درباره محسن چاوشی هستی. من حس می‌کنم چون تو از اول بوده‌ای و رصد این اتفاق‌ها از سمت تو بکرترین حالت ممکن است.

اول صحبتم بگویم که صلاح مملکت خویش خسروان دانند. دوستان خودشان می دانند که باید چه کار کنند و من هیچوقت درمورد کارشان نظر نمی‌دهم مگر اینکه بخشی از کار باشم چون به فضای درونی آن ها نزدیک نیستم و نمی دانم الان چه اتفاقاتی برایشان رقم می خورد و فضای ذهنی شان چیست. شاید اتفاقاتی هست که بیشتر با این فضاها هم ذات پنداری می‌کنند. من فکر می‌کنم راجع به محسن صحبت نکنم بهتر است چون همیشه از آن برداشت منفی می‌شود که منظور من آن نیست.

* فکر نمی کنی سکوت هر دوی شما باعث این برداشت شده است؟ این نگاهی که منفی شده است خیلی غیر قابل درک است. شاید شما رفقای خوبی باهم باشید ولی این اتفاق انقدر منفی تلقی می‌شود که شاید سالیان سال در طول تاریخ درمورد آن اظهارنظر شود. نمی‌گویم در این مصاحبه گفته شود ولی به نظرم یک بار دونفر باهم بنشینید و حرف بزنید چون خاطراتی که با کلام و صدای شما بوده هیچ گاه از بین نمی‌رود.

من خواسته ام ولی این اتفاق نیفتاده است که دو نفری بنشینیم و باهم حرف بزنیم. دلیلش را هم نمی‌دانم. تلفنی باهم حرف زده‌ایم ولی من تلفنی خوشم نمی‌آید. طی مکالماتی که داشته‌ایم من خواسته‌‌ام که دو نفری حرف بزنیم ولی این اتفاق نیفتاده است. یا خود محسن دوست ندارد این اتفاق بیفتد یا در اطرافیانش کسی هست که دوست ندارد این اتفاق بیفتد. ولی من خواسته ام چون هنوز که هنوز است طرفداران محسن به من لطف دارند و واقعا بامعرفت هستند و با احترام و ادب برخورد می‌کنند. من هم تا جایی که بتوانم جوابشان را می دهم ولی جایی که نتوانم جوابی بدهم عکس قلبی می‌گذارم که بدانند صحبتشان ادامه پیدا نکند بهتر است. از بی جوابی هم خسته شدم. جواب دارم ولی از جواب ندادن خودم هم خسته شده ام.

* درمورد آینده حرف بزنیم. کار و فعالیت جدیدی داری؟ آیا قرار است کتابی یا ترانه‌ای منتشر کنی؟

مطمئن باشید یکی از خصوصیات من این است که پیگیرفعالیت‌هایم هستم. مطمئن باشید قضیه خواندن را رها نمی‌کنم و مثل بعضی دوستان که کاری را می‌کنند و اگر نگاه از سمت جامعه به آن‌ها منفی باشد و فیدبک خوبی نگیرند کار را رها می‌کنند. من اینگونه نیستم و کارم را ادامه می‌دهم. درست است که با بضاعت مالی و زمانی و توانایی که دارم دیر به دیر این اتفاق می‌افتد ولی کوتاه نمی‌آیم و مطمئنم اتفاق خوبی که به دنبالش هستم یک روزی می‌افتد. درمورد کتاب بگویم که همین الان کتاب غزل من آماده است و می‌توانم آن را چاپ کنم ولی باز هم صبر می‌کنم تا شاید یک سال دیگر این اتفاق بیفتد. کتاب ترانه ی جدید هم شاید تا ده سال دیگر چاپ نکنم ولی دوست دارم ترانه های سه کتابی که چاپ کرده ام را یکی کنم. سه انتشارات مختلف هستند و باید با هر سه صحبت کنم و کتاب را از آن‌ها بگیرم و می‌خواهم آن را یک کتاب کنم.

* به عنوان صحبت پایانی درمورد جشن موسیقی ما و انتخاب بهترین‌ها صحبت کنیم. نگاه کلی ات درمورد جشن موسیقی ما و انتخاب‌ها و نوع داوری‌ ها را به ما می گویی؟

من بیشتر درمورد نوع داوری ها صحبت می‌کنم. سال ها پیش گفته‌ام وقتی از من و امثال من نظرسنجی می‌کنید دوستان ممکن است مغرضانه نظر بدهند و فکر می‌کنم این جشنواره هم مثل جشنواره های دیگر باید داوران مستقل داشته باشد و هر سال می‌تواند داوران تغییر کنند. پنج موزیسین خیلی خوب را انتخاب کنید که داوری بخش آهنگسازی را انجام بدهند. پنج شاعر خوب برای داوری بخش ترانه ها انتخاب شود.

* در آن صورت باز هم نسبت به انتخاب ها اعتراض می شود و می گویند سلیقه شخصی ۵ نفر بوده است.

در این قسمت ایرادی ندارد و یک کار اصولی انجام می‌شود. در جشنواره های دیگر هم این اتفاق می افتد و کسانی که برگزیده نمی شوند اعتراض می کنند که فلان داور با من مشکل دارد. داوری یک سلیقه است و باید آن را قبول کنیم. وقتی کارشناسان وارد ای بحث شوند حداقل تا ۵۰ درصد این مشکلات کاهش پیدا می کند. مطمئنا بخش زیادی از داوری سلیقه است و اگر شما هر ۵ داوری که برای داوری بگذارید یک نفر را انتخاب کنند ۵ داور دیگر می توانند کس دیگری را انتخاب کنند. بخش زیادی از داوری سلیقه است ولی به دلیل اینکه کارشناس آن رشته هستند بحث فنی را لحاظ می کنند. من فکر می کنم این یکی از بزرگترین ایرادهای برگزاری این مراسم است و همه چیز در کلاس خوبی برگزار می شود و پرستیژ خوبی دارد. همه چیز خوب است و من حتی فکر می کنم بخش مردمی هم نیازی نیست که باشد. بخش مردمی برای جایی مثل تلویزیون است که حتی مادر من هم که به اینترنت دسترسی ندارد بتواند یک اس ام اس بفرستد و نظر بدهد. وقتی یک نفر به عنوان خواننده یا شاعر یا اهنگساز به صورت مردمی انتخاب می شود باید کل مردم روی آن تاثیر داشته باشند. من نمی‌دانم جشنواره فجر وقتی فیلم از نگاه مردم را انتخاب می کند مردمی هستند که به سینما می‌آیند و فیلم را می بینند رای می‌دهند؟

* بله همینطور است.

در این جشنواره ها خیلی از طرفداران می‌آیند و رای می‌دهند و کاری ندارند که کار چگونه است. من برنامه نود را مثال می‌زنم. در هر نطرسنجی اگر یک پرسپولیسی باشد پرسپولیسی ها بالاترند چون هواداری نگاه می کنند. مثلا بازیکن ذوب آهن گل زیباتری زده ولی رای را به گلی که یک پرسپولیسی زده می دهند. در این قسمت هم هواداری نگاه می کنند و اینکه مهدی یراحی کار عالی خوانده است برایشان اهمیتی ندارد. نگاه کارشناسی اگر داورها در هر حوزه ای کارشناس آن حوزه باشند مطمئنا اعتراض هست ولی جواب هم برایشان دارید و می گویید همکاران خودتان رای داده‌اند و ما هیئت داوران داشته‌ایم و انشالله این هیئت داوران سال بعد تغییر می کند و سلیقه ها هم تغییر پیدا می کند.

منبع : موسیقی ما