تیتراژ ابتدایی «یکِ یک» منتشر شد | آنلاین بشنوید و دانلود کنید

17 مارس 2018
بدون نظر

تیتراژ ابتدایی برنامه تلویزیونی «یکِ یک» ویژه تحویل سال ۱۳۹۷ با صدای علیرضا عصار در فضای مجازی منتشر شد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، «عاشق» عنوان موسیقی تیتراژ ابتدایی برنامه تلویزیونی «یکِ یک» ویژه تحویل سال ۱۳۹۷ با صدای علیرضا عصار است که به تازگی در فضای مجازی منتشر شد.

در این قطعه افشین مقدم ترانه سرا، علیرضا افکاری آهنگساز، سعید زمانی تنظیم کننده و علیرضا عصار به عنوان خواننده حضور دارند.

برنامه تلویزیونی «یکِ یک» به تهیه کنندگی علی ضیا همزمان با تحویل سال ۱۳۹۷ پخش می شود.

+دانلود «عاشق»

آنلاین بشنوید:

https://musiceiranian.ir/images/news-pic/2018/03/Alireza-Assar-Ashegh.mp3

منبع: سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ما

گپُ و گفت صمیمی «موسیقی ایرانیان» با «سیامک جهانگیری»

17 مارس 2018
بدون نظر
سیامک جهانگیری
سیامک جهانگیری

در آموزشگاه موسیقی «ساز آواز»، ما میهمان «سیامک جهانگیری» بودیم و او میهمان «موسیقی ایرانیان». این نوازنده نی، آهنگساز و استاد دانشگاهِ نام آشنا، از ۱۳۶۲ تا به امروز فعالیت و حضوری قابل تأمل و احترام در عرصه موسیقی داشته و در کنار موسیقیدان های مطرح ایران و خارج ایران «حسین علیزاده»، «کیهان کلهر»، «یویوما» و دیگران، رسالت موسیقایی خود را دنبال کرده است. آلبوم های متعددی از جهانگیری مانند «سور و سوگ»، «شیونگ»، «تنها»،«خانه ام ابری ست»، «یک متر و هفتاد صدم» و ….پیش از این منتشر شده و به تازگی نیز دو آلبوم «بدرقه ماه» و «در رگ تاک» را راهی بازار موسیقی کرده است. پر واضح است که «سیامک جهانگیری» آنقدر در عرصه موسیقی و در میان بسیاری از مخاطبان شناخته شده است که قلم پردازی و واژه آرایی در باره او، حرکتی ست کلیشه ای. بنابراین مطالعه این گفتگو و آشنایی با جهان بینی و نگرش موسیقایی این آهنگساز پیشنهاد می شود.

*بسیار خب، از کجا شروع کنیم؟ (خنده طرفین المصاحبه)

-انتخاب با شما.

*پرداختن به آلبوم بدرقه ماه شروع خوبی می تواند باشد.

-بدرقه ماه کاریست که حدودا چهار سال پیش استارت خورد. من بارها تجربه های مختلفی با ترکیب عود و نی داشته ام. اینبار دلم می خواست یک ترکیب سه گانه عود و نی و کوبه ای را در فضایی متفاوت تر تجربه کنم. یعنی بافت دیگری از موسیقی ایرانی. حمید خوانساری یکی از دوستان بسیار عزیز من است که آن زمان اوایل آشنایی مان بود و تجربه همنوازی با یکدیگر را نداشتیم تا پیش از آن. سعی کردیم مدتی را به تمرین و ساز نواختن با هم بپردازیم که با حال و هوای یکدیگر آشنا شویم و به آن دیالوگ مناسب برسیم. چون وقتی بحث موسیقی تنها ریتم نیست و از ریتمِ صرف خارج می شود، کمی پیچیده می شود. بافت هارمونی، فرم و جمله بندی، برای شکل گرفتن در بهترین حالت خود، نیازمند تمرین های بیشتر در جهت رسیدن به فضاهای فکری مشترک است. بنابراین چندین ماه به اتفاق ساز زدیم و موتیف هایی را شکل دادیم، موتیف ها به مرور بسط پیدا کرد و به یک بافت منسجم رسید که بتواند طرح اصلی کارمان باشد و ما بر اساس آن بدانیم از کجا شروع کنیم و به کجا برویم. به طور مثال من جمله ای را اگر دو بار تکرار می کنم، حمید در زیر ساخت آن چه رفتارهایی را با این حالت می تواند داشته باشد. در واقع با موقعیت مشخصی روبرو هستی که می تواند دوبار تکرار شود یا سه بار و یا به طور مثال می توان موتیف را در این چرخه بسط و گسترش داد. بنابراین محدوده ای دارد که این محدوده می تواند بافت هارمونی و بافت ریتم را در ذهن کسی که دارد همزمان به آن فکر می کند شکل داده و در پی تمرین های مداوم، موقعیتهایی ایجاد می شود که نسبتاَ در ذهن تثبیت می شود. قطعا تثبیت صد در صدی نه، اما تثبیتی که کم ریسک تر است.

*تثبیت کم ریسک؟

-بله. یعنی اینکه می توان در جاهایی از این محدوده، خود را رها کرد. آزادانه تر رفتار کرد.

*همان بداهه ای که اتفاق می افتد؟

-بله. همان بخشی که من به عنوان عنصر بداهه معرفی می کنم.

*این هماهنگی ها و رسیدن به نقطه اشتراک های فکری که اشاره کردید، بین آهنگساز و خواننده یک اثر به چه صورت رخ می دهد.

-این موضوع هم به نظر من یکی از مواردیست که بسیار حائز اهمیت است و خوب است که درباره اش فکر شود. ما درست است که در اینجا دو مقوله آواز و موسیقی را داریم اما، آواز خوان یک گستره صوتی خاص خود را دارد طبعا. صدایش وزن خاصی دارد، رنگ خاصی، بیان خاصی در ادای کلمات، خوانش شعر و…وقتی تصمیم می گیریم اثری را به یک خواننده بسپاریم، گویی که نقشی را به او سپرده ایم و به پتانسیل ها و قابلیت هایش در ارائه آن نقش توجه داشته ایم. بخصوص در یک سری آثار خاص. البته اینهم هست که برخی کارها را به هر خواننده ای بسپاری، پیش می رود. اما بعضی دیگر به نظر من برای یک خواننده که تو به او فکر کرده ای طراحی می شوند. مثلا من آلبومی را در دست انتشار دارم که چنین ویژگی ای دارد و اساسا برای یک خواننده در نظرش گرفتم و کار را ضبط کردیم.

*چه اثری و کدام خواننده؟

-این بماند تا بعد. (خنده و خنده و خنده)

*بسیار خب بدرقه ماه کل قطعاتش همین ها بوده که شنیدیم؟

-خیر. ما قطعات متعددی را آماده کرده بودیم اما یک سری از آنها صیقل خورد و بافت منسجم تری را نسبت به دیگر قطعات به خود گرفت و تصمیم گرفتیم که طبق اشتراک و ارتباط میانشان روند را پیش ببریم. به طور مثال قطعه «تنیده» کالبدیست که تمام جریانات آلبوم در آن به یک پیوند و همزیستی می رسند. در واقع سه الگوی ریتمیک موسیقی ایرانی را که با یکدیگر در دور، به نقطه مشترکی می رسند و می توانند در درجات مختلف شور حرکت کنند، ابتدا در لایه های مستقل و مختلف به اجرا در آمده و به مرور این الگوها در هم آمیخته شده و «تنیده» خلق می شود.

*یک جور کارگردانی به عبارتی.

-همین طور است کاملا.

*بداهه هم کنترل و مدیریت می شود درست است؟

-اتفاقا در دفترچه کار یک توضیح و اشاره کوچکی راجع به این موضوع داشته ام. ببینید، بداهه به این معنی نیست که هیچ چیزی و هیچ خطی وجود ندارد. با یک مثال توضیح می دهم. وقتی ما می گوییم بداهه نوازی در دستگاه شور، یک پیش فرض ارائه داده ایم به هر حال. یک استراکچر مشخص و معرفی شده. اما در لحظه و در فضاهایی خاص، اتفاق هایی می افتد و نام بداهه به خود می گیرد. این یک وجه، وجه دیگر اینکه حتی بسیاری از بداهه ها، رفتارهای ذهنی ای هستند که به عادت تبدیل شده اند. مثال غیر موسیقایی اش می تواند آشپزی باشد. ما هر روز آشپزی می کنیم و در این روند بداهه هایی اتفاق می افتد. نمکی که یک روز کمتر اضافه می کنیم و یک روز بیشتر. اینها خود بداهه اند اما پیش فرض هایی هم دارند. یا شعر مثلا. وقتی می گوییم شاعری یک شعر بداهه سروده، بازهم شالوده آن تعریف شده است (بجز در مواقع خاص). زیر ساخت دارد. یا غزل است یا قصیده، یا…به این شکل.

*می توان گفت بخشی از اجرا که نوشته نشده.

-بله. در چارچوب نوشته شده نیامده اما می توان با یک آمادگی و حضور ذهن ارائه اش کرد. و به نظر من شاید زمانی بهتر است از یک اجرا و نوازندگی به شکلی ویژه و بداهه یاد کرد که حرکتی را پیش بینی نشده و غیر قابل حدس، ارائه کند. مثلا من یک جمله ای بنوازم و نوازنده همراهم خیلی منحصر بفرد و شاید جسورانه و تجربه نشده از پیش، پاسخ جمله من را بدهد.

*شما به حرکت های موازی در آلبوم بدرقه ماه اشاره کرده بودید.

-بله. ما در این آلبوم هدفمان نمایاندن حرکت های موازی بین سازها بوده.

*به موضوع دفترچه آلبوم ویک سری توضیحات اشاره کردید. به نظر شما یک توضیح، تعریف و معرفی، چه در دفترچه یک اثر، چه در نقد آن و چه در گفتگوهای رسانه ای فرضاَ، تا چه حد در روند دریافتی و برداشتی از سوی مخاطب می تواند جهت دهنده و تأثیر گذار باشد و گاهی محدود کننده حتی. نه آن معرفی های لازم که باید باشد البته. مثل قطعات و نوازندگان و عوامل تولید و خلق اثر…منظور یادداشتها و دلنوشته هایی (خنده) که زیاد می خوانیم این روزها.

-این اتفاق خیلی باید فکر شده انجام بشود. منِ نوعی سعی می کنم یادداشتی اگر قرار است در دفترچه آلبوم بیاورم، مختصر باشد. کار را باید سپرد به مخاطب. چه شنونده عام، چه خاص، چه منتقد و الی آخر. البته توی پرانتز اشاره کنم که نقدهایی در مورد آلبوم بدرقه ماه در سایت نویز منتشر شده بود که بسیار از لحاظ برداشت ها به محتوایی که در ذهن من وجود داشت، معطوف بود و نزدیک و باید عرض کنم چقدر جای چنین اتفاقی در فضای رسانه ای احساس می شد. فعالیت نویز خیلی اتفاق خوبیست. درباره نقدها اما قرار نیست همیشه اینگونه باشد و اینکه منتقد همان چیزی را بگوید که به دل من خوش آید. در مورد سوال شما هم عرض کنم، در حالتی کلی، اشاره های ما در خصوص اثری که منتشر می کنیم، نباید به شکلی باشد که ذهن مخاطب را به سویی که خودمان تعیین کرده ایم سوق دهد. برداشت باید آزاد باشد، چه بسا مخاطب به نتیجه ای برسد که به ذهن من نرسیده و از قضا بسیار هم زیبا و متفاوت باشد با آنچه من اندیشیده ام و اجرا کرده ام. شیرینی این نتایج طبعا بهتر از زمانیست که ما ایده و فضای غالب ذهنیمان را به مخاطب گویی تلقین می کنیم. برخی دوستان هم اتفاقا از من می پرسیدند چرا اینقدر در مورد آلبوم هایتان کوتاه می نویسید؟ خب جواب این است که نتیجه اندیشه من اثریست که تولید شده و مخاطب می شنود دیگر نیازی به توضیح بیش  از حد نیست. من نباید مانع از تصویر سازی هایی شوم که مخاطب با شنیدن اثرم ممکن است در ذهن خود خلق کند.

* انتشار نسبتا همزمان بدرقه ماه و در رگ تاک اتفاقی بوده، بله؟

-بله. خب این موارد همگی ربط دارند به شرکت های ناشر. بدرقه ماه همان طور که پیش تر توضیح دادم ۴ سال پیش شروع شد و در رگ تاک هم با نبیل یوسف شریداوی دو سال پیش. (خنده – که گویی تکه کلام اوست!) منزل یکی از دوستان با نبیل یوسف شریداوی آشنا شدیم. کمی دف نواخت و خیلی حس خوبی برای من داشت. بنابراین پیشنهاد کردم که یک کاری را ببندیم به اتفاق. در ارتباط و مراوده بودیم و در نهایت اولین قرار برای تمرین ها رقم خورد و از آنجا که دف را نمی شود در هر خانه ای تمرین کرد (خنده طرفین) با امیر مردانه عزیز هماهنگ شدیم که تمرینات در استودیوی او باشد. ضبط کردیم و دیدیم که خوب است.

*در برخی نظرات اشاره شده که ریتم اینجا یک هویت خاص دارد و یک حضور ملموس.

-من به نبیل هم گفته بودم که قرار نیست یک متنی اجرا شود و ریتم فقط همراهی کند آنرا. اینجا اساسا بحث ریتم بود. ریتم هایی که در وجوه مختلف موسیقی ما شناخته شده است؛ مثل رقص -که دهل برای این مورد انتخاب مناسبیست-، موسیقی کردی و دیگر نواحی، موسیقی سازی و …قصدم این بود که به ریتم هایی از این دست بپردازم. بنابراین ریتم را بستر حرکت خود قرار داده تا ملودی بتواند خود را در این فضا بپیچاند و بچرخاند و جریان دهد. از سویی دیگر ارتباط میان این دو عنصر ارتباطی فعال بوده و باز هم حالتی از دیالوگ را اجرا می کرد. یک موضوعی که خیلی در این گونه اجراها مهم است به نظر من، قرابت های فکری و حسی، نگرش ها و نقطه های مشترک بسیار دیگری بین دو نوازنده برای در کنار هم قرار گرفتن است. خیلی تأثیر خوبی در نتیجه خلق یک اثر دارد به نظر من. علیرغم اینکه اگر دقت کنید بافت مجموعه متفاوت است؛ یک قطعه بافت دوری دارد، یک قطعه تِمِ رقص کردی دارد و …

*این تفاوت بافت و فضای قطعات برای تبدیل شدن به یک آلبوم واحد از نظر شما قابل قبول است؟ این عدم یکنواختی؟

-عدم یکنواختی نیست. ببینید! به طور مثال من یک مجموعه دارم که دو قطعه آن همایون است و به هم وصل می شوند و پس از آن شور آغاز می شود، بعد بیات ترک و..و..و.. یک روند مُدال را در خود دارد. به علاوهء یک سری مفصل های کوچک آوازی که این زمینه ها را به هم متصل می کند. فقط از فرم کلاسیک تبعیت نمی کند؛ همین.

*اشاره هایی به برخی آلبوم های اخیر می شود که قطعات بسیار نامرتبط از انتخاب شعر گرفته تا دیگر پارامترها، در یک مجموعه گنجانده می شود. بخش هایی که اغلب، سنخیتی با هم ندارند.

-ببینید! کار آوازی در موسیقی دستگاهی با مبحث روند و فرم مواجه است. یک دستگاهی را انتخاب می کنی که از جایی آغاز شده، به نقطه اوجی می رسد و در نهایت رجعت می کند به نقطه آغازین. فرم کلاسیکش. و حضور شعر و بافته شدن آوازها با تصانیف، قرار است که یک معنا و روالی را طراحی کند. بنابراین شکست هایی که بین قطعات اتفاق می افتد، به شکل پررنگی خود را نشان می دهد. این است که هماهنگی بین قطعات لازم است و چفت و بست معنایی و محتوایی آنها زیر ذره بین قرار می گیرد. اما در موسیقی سازی وقتی یک پایه مُد را حفظ می کنیم و مدلاسیون هایی را نسبت به پایه اول شکل می دهیم، بافت خلق شده دیگر یک بافت غیر منسجم نیست یا جدا از هم نیست.

*خب! آن دست قطعاتی که منسجم نیستند به شکل مستقل و تک قطعه منتشر شود بهتر است بله؟ نه یک مجموعه واحد.

-بله. اصولا اینها تک تراک معنی می دهند. چرا که وقتی در یک آلبوم قرار می گیرند، مخاطب انتظار دارد که آوازها، تصنیفها و دیگر پارامترها را در ارتباط با یکدیگر و در یک رابطه مشخص بشنود.

*آیا در مورد آثارتان تا به حال به شما گفته شده که چقدر تکراری؟ چقدر خسته کننده؟ (خنده)

-من نمی دانم واقعاَ! ما چه تعریفی از تکرار داریم؟ کل زندگی، لحظه به لحظه اش دستخوش تکرار است، مهم واکنش و تعامل ما با این تکرارهاست. والا روزو شب که وجود دارد و خیلی تکرارهای دیگر! در موسیقی ایرانی هم به همین شکل. اما چون ما تمرکزمان را می گذاریم بر یک سری موقعیت های تعریف شده، خب طبیعتاَ این می شود تکرار. متأسفانه خیلی ها در یک زاویه بسته ای به تجربه کردن موسیقی ایرانی می پردازند. خیلی زود به این نتیجه می رسند که موسیقی ایرانی چیزی ندارد و همه اش تکرار است و…بنابراین باید بروند سراغ ابداع. به نظر من اینها تکرار نیست چون هر موزیسینی با نگرش و اندیشه خود به موسیقی می پردازد. یک انسان، یک جهان بینی و یک انرژی پسِ آن است. لایه های زیرین موسیقی و زیر ساخت ها آنقدر پیچیده است که می تواند بی نهایت، یک قطعه ساده را حتی، جذاب کند و در اجرای کسی دیگر با اندیشه ای دیگر باز به شکلی دیگر تعریف شود. نه فقط موسیقی ایرانی، دقت کنید در موسیقی های جهانی؛ یک قطعه معروف چندین بار توسط موزیسین های مختلف اجرا می شود. هر بار با یک رهبر جدید، یک مجموعه جدید و نگاهی از زاویه ای دیگر اما بر همان قطعه و همان زیر ساخت ها. اما چون آن سوی مرزها یک جهان ناشناخته به حساب می آید، تصورمان اینست که آنها تکراری نیست!

سیامک جهانگیری
سیامک جهانگیری

*این موضوع هم هست که ما از برخی آهنگسازان می شنویم در اثر تازه شان، به طور مثال به گوشه ها و درآمدهایی رجوع کرده اند که مدتهاست در خیلی آثار شنیده نمی شوند و مهجور مانده اند. خب با این تفاصیل، این مهجور مانده گی ها و آن ادعای تکراری بودن را چگونه باید تفسیر کرد؟ این تناقض را.

-بله. حداقل از خود بپرسیم آیا ما از تمام قابلیت های این موسیقی استفاده کرده ایم که حالا به این نتبجه رسیده ایم، خسته کننده است و باید فکر چاره کرد؟ چقدر از چیزی که داریم استفاده کرده ایم؟ تمام زوایایش را کاویده ایم و حالا…؟!

*استقبال از آلبوم هایی با محوریت نی چطور است؟ با توجه به انتشارات بی رویه آثار امروزی که فرصت سر خاراندن را هم به مخاطب نمی دهند (خنده) و گوش را به مَنگی رسانده اند.

-موسیقی ایرانی نه تنها در مورد ساز نی،  که به طور کلی در معرض خطر است و بدنه اش نحیف شده. این آثاری که انتشارشان این روزها به نظر شما بی رویه شده، اگر سازمان دهی شوند و مدیریت، ایرادی ندارد. بحث خارج شدن از حد کنترل است. من البته بهیچ عنوان منظورم این نیست که موسیقی های عامه پسند و غیر سنتی کار نشوند. اصلا. اما باید در نظر بگیریم برای نشر و اشاعه چنین آثاری، دارند هزینه و وقت و انرژی صرف می کنند. سرمایه گذاری های انسانی و اقتصادی. خب بیایند و درست هزینه کنند. یک طوری پیش ببرند اوضاع را که آثار حرفی برای گفتن داشته باشند. یک فکر و بنیاد فکری پشتوانه شان باشد. به مخاطب فکر شود. دریچه دیگری برایش باز شود. کاری نکنیم که مخاطبمان را اگر پیشرفت نمی دهیم، از آنچه که هست هم پایین تر بکشیم.

*اینکه گوش مخاطب تربیت شود خیلی مهم است.

-دقیقا. در تمام دنیا انواع موسیقی ها کار می شود و طبعا مخاطبانی دارد. اما آنجا هر چیز را در شکل صحیح خود ارائه می کنند. صحیح و حرفه ای. آنجا اگر جریان های پاپ بشکل وسیعی تغذیه و تأمین می شوند، در مقابل ارگانها و نهادهای دولتی هم حامی بخش ها و جریان های دیگرند. آثار کلاسیک و …من نمی گویم، آنها نباید باشند، بلکه مشکل این است که همه چیز دارد به سمت آنها هدایت می شود. با این شرایط در بخش اسپانسرینگ همه به این فکر می کنند که چقدر می توان از این جریان کاسب شد؟ چقدر برای ما درآمد زایی دارد؟ اصلا می خواهید درآمد زایی کنید؟ باز هم مشکلی نیست اما مابه ازای آن یک بخشی را هم برای موسیقی ما خرج کنید. تمهیداتی در جهت حفظ موسیقی های کلاسیک هم بیندیشید. چون تاریخ نشان داده آن نوع موسیقی های شتابزده، آنقدر پتانسیل ندارند که جامعه بر ماندگاریشان متکی شده و اطمینان داشته باشد. نمی تواند در دراز مدت روی آنها مانور بدهد. بنابراین هر چند وقت یک بار باید برای بقایشان، شخصی را جایگزین شخصی دیگر کند. بجای آنکه آن جریان یا آن نوع موسیقی را تقویت کند و ریشه ای اصلاحش کند، به تزئین و بزک متوسل می شود. و یک اتفاق نگران کننده ای که در این میان رخ می دهد این است که مخاطبی که به یک جریان خاص علاقمند می شود و آن را دنبال می کند، به این جریان اعتماد می کند. خود را به آن می سپارد. او که نمی داند چه خبر است. وظیفه ما چیست؟ رسالتمان چه می شود؟ به نظر من موسیقی ایرانی همیشه آب باریکه ای برای خود داشته و مسیرش را تا به امروز ادامه داده. خدا را شکر مخاطبانی هم برای خود داشته، اگر چه این چند سال اخیر، بدنه مخاطبان لاغرتر شده. بعضی اجراها حتی در سالن هایی که گنجایش کمی دارند هم با استقبال چندانی از نظر تماشاگران مواجه نیست.  مخاطب برای ما مهم است. مهم است که از جانب او حمایت شویم. از هر لحاظ.

*نوسان های اقتصادی تا چه حد روی مسیر هنری شما تأثیر داشته؟

-من هیچ گاه خود و شرایط خود را با هیچ جریان اقتصادی و هنری ای مقایسه نکرده ام. همیشه با این نگرش پیش رفته ام که چه ظرفیت هایی دارم، چه علاقمندی هایی و چقدر بلد هستم که از این علاقمندی ها استفاده کنم. قطعا دغدغه اقتصادی و معیشتی برای همه ما وجود دارد. چون مرتبط است با موضوع بقای ما. به طور کلی جواب سؤال شما اینست که شرایط اقتصادی این روزها پا روی گلوی موزیسین ها گذاشته است.

*فضا سنگین و غمگنانه شد (خنده) اجازه بدهید به موضوعی اشاره کنم که در مورد فعالیت های سالها پیش شما خوانده ام. یک اجرا داشته اید آن سالها که از پنج نی و یک نقاره تشکیل می شد بله؟ فقط همان یک اجرا را در چنین فضایی داشته اید؟

-بله آن اجرا برمی گردد به دوران دانشجویی من که با پنج نی، یک نقاره و یک تنبک به اجرا در آمد. اثری که گفتم در دست انتشار دارم اتفاقاَ همان فضا را دارد. همان که گفتم نمی خواهم وارد جزئیاتش بشوم (خنده طرفین)

* فقط بگویید خواننده اش کیست که شما به او فکر کرده اید و فکرتان را مشغول کرده؟ بین خودمان می ماند (خنده)

-مهدی امامی آوازش را خوانده. من واقعا به صدای مهدی فکر کردم و کار را شکل دادم.

*شما مدتی را هم به تحقیق درباره ساختمان نی پرداخته اید و سازهایتان را چوب هایی خاص ساخته اید. در این باره توضیح دهید لطفا.

-بله. دوسال پیش. این نی ها روی چوب طراحی شده و طی مراحلی شکل نهایی خود را پیدا کرد بعد از آزمون و خطاها و تحقیقات زیاد. از آنجا که نی هایی که تا امروز دیده ایم و نوایشان را شنیده ایم همان ساقه گیاه نی است و ساقه گیاه نی مثل اثر انگشت است. به شکل های مختلف رشد می کند و شکل می گیرد. در هر منطقه یک جنس دارد. موضوع مهمی که در این میان وجود دارد دنیای مبهم درون این ساقه است. آهنگسازان و نوازندگان نی با فضا، طول و قطر بیرونی نِی سرو کار دارند و طبعا داخل آنرا نمی توانند ببینند و این درون ناشناخته در واقع بخش اصلی تیونینگ و کوک ساز به شمار می آید؛ بر خلاف این تصور که ظاهر این ساز مهم است و به دنبال سازهایی با ظاهر شبیه به یک ساز خوب می گردند. با این تفاصیل، ما هر بار که یک نی را می سازیم نمی توانیم اطمینان داشته باشیم که همان کوک دقیق از دیاپازونی که نیاز داریم را به ما می دهد یا خیر.برای همین است نی نوازها همیشه چند ساز نی همراه خود دارند. یکی برای ماهور مناسب است یکی برای شور و …من برایم این دغدغه و مشغله ذهنی وجود داشت که پیگیر این موضوع باشم و در صورت امکان راه حلی برای تعدیل این نقایص بیابم. بر این باور بودم که نمی شود تا این اندازه موضوع این ساز در هاله ای از ابهام باقی بماند. خلاصه اینکه بعد از چند سال تحقیق این ساز را بر روی یک چوب مخصوص که در آفریقا یافت می شود و به لحاظ بافت و چگالی به نی نزدیک است، ساختم. تشخیص این ساز از نی های سابق راحت نیست و کسی نمی تواند در نگاه اول آنها را از هم تشخیص دهد. فقط به این دلیل که با ابزار خاصی ساخته شده و حجم داخلی آن محاسبه می شود، خروجی آن یک چیز است و کوک آن ثابت است.

*ارائه شده به بازار؟

– نه همه را خودم نواخته ام (خنده)

*نتیجه رضایت بخش بوده؟

-من فکر می کنم که ۵ در صد تغییر ایجاد شده. تغییری که بسیار مؤثر بوده و همچنان روی این موضوع دارم فکر می کنم.

*خب هنرجویان و علاقمندان این ساز از آنجا که می فرمایید تشخیص نی های قدیم و جدید آسان نیست و اشرافی بر این امر ندارند، از چه راهی باید اقدام کنند؟ علی الخصوص که حق دارند از یک ساز نسبتا تثبیت شده بهره مند باشند. شما به هنرجویانتان پیشنهاد می کنید این سازهای جدید را؟

-من نمی توانم به آنها تحمیل کنم که این ساز را بخرید یا آن دیگری را نه. اما پیشنهاد می دهم. طبیعتا هنرجو با نی های خیلی بلند نمی تواند بزند با نی های خیلی کوتاه هم همین طور. دو سه مدل نی وجود دارد برای آنهایی که ابتدای راهند یا خیلی تخصصی به اجرا نپرداخته اند.

*من دیگر سؤالی ندارم. شما صحبتی اگر دارید بفرمایید.

-خواهش می کنم. فقط یک مورد را در نظر داشته باشیم با تمام این تفاصیل… ما همه رهگذریم. اما اینکه در برهه حضورمان چقدر تأثیر گذاریم و چگونه صفحات مربوط به خودمان را پر می کنیم. بسیار مهم است. ممنون از شما.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ما

«کوچه فستیوال» در بوشهر به کار خود پایان داد

17 مارس 2018
بدون نظر

انتخاب «داماهی» به عنوان گروه برتر

«کوچه فستیوال» در بوشهر به کار خود پایان داد

نخستین دوره جشنواره موسیقی نواحی بوشهر که تحت عنوان «کوچه فستیوال» از ۱۹ اسفندماه در این بندر آغاز به کار کرده بود، شب گذشته با اعلام گروه‌های ممتاز -که بر اساس آرای مردمی انتخاب شده بودند- به کار خود پایان داد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، آئین پایانی این جشنواره در کافه «حاج رئیس» و در دل بافت تاریخی برگزار شد که با استقبال کم‌نظیر مخاطبان رو به رو شد و گروه «داماهی» هرمزگان به عنوان گروه برتر و گروه‌های «سورنای» لرستان و «ژوانا» از کردستان مشترکاً به عنوان گروه‌‌های دوم انتخاب شدند.

در ابتدای این مراسم، از تمامی گروه‌های شرکت‌کننده با اهدای لوح، تقدیر و تجلیل شد و در ادامه مجری برنامه (شاهین بهرام‌نژاد) بیانیه فستیوال را قرائت کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «آشنایی و ‌پیوند دوباره مردم با داستان موسیقی نواحی و مناطق مختلف ایران عزیز که امروز در سراسر دنیا مورد استقبال قرار می‌گیرند ولى در مناطق خودشان غریب و مهجور مانده‌اند، حرکت ارزشمندی برای بازگشت به ریشه‌ها و غرورآفرین است. در این جشنواره، تلاش شد تا هنرمندان مورد تکریم قرار گیرند و با آرامش و آسودگى و به دور از بایدها و نبایدهای تکراری و خسته‌کننده به ارائه آثارشان بپردازند. موضوعى که در این سال‌ها در ‌های داخلی مورد بی‌مهری قرار گرفته بود و در نتیجه به گواه شرکت‌کنندگان و مخاطبان، این جشنواره یکی از بهترین فستیوال‌هایی بود که در حوزه موسیقی کشور برگزار شده است.»

او با بیان مردمی بودن این فستیوال گفت: «پیام کوچه در کنار هم بودن و سازها را به نام مردم کوک کردن و با هم و برای هم نواختن بود. این همان مهمی بود که بارها از دست اندرکاران جشنواره‌های داخلی درخواست کرده بودیم. کوچه را مردم خواستند و اداره کردند. آن‌ها نشان دادند، این پتانسیل را دارند که جشنواره‌ای به دور از سلیقه‌های مرسوم در ایران برگزار کنند تا بتوانند در آن، پای صحبت یکدیگر و نیز هنرمندان بنشینند و لذت ببرند.»

این مراسم با اجرای مشترک گروه‌های شرکت‌کننده و با هم‌نوازی با یکدیگر ادامه پیدا کرد و پایان بخش آن نیز اجرای قطعه «سرنای نوروزی» بود که با سرنانوازی محسن شریفیان (سرپرست گروه لیان) و احسان عبدی پور (سرپرست گروه سرنای لرستان) همراه شد.

منبع: سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ما

سالن ها در اختیار «پاپ» است

17 مارس 2018
بدون نظر

تعدادی از خوانندگان موسیقی پاپ در تعطیلات نوروزی طبق سنوات گذشته در شهرستان های مختلف کشور به اجرای برنامه می پردازند.

به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با آغاز فصل بهار و تعطیلات نوروزی تعدادی از خوانندگان در قالب ویژه برنامه های نوروزی در تهران و تعدادی از شهرستان ها به اجرای برنامه می پردازند. این در حالی است اغلب این کنسرت ها به خوانندگان و گروه های شناخته شده موسیقی پاپ طی چند ماه اخیر اختصاص دارد.

بر اساس برنامه اعلام شده در سامانه های رسمی فروش بلیت تا روز شنبه ۲۶ اسفند ماه، برنامه کنسرت های نوروزی خوانندگان به این ترتیب اعلام شده است.

کنسرت محسن یگانه، یکشنبه ۲۷ اسفند، ساعت های ۱۸:۳۰ و ۲۲

کنسرت محسن یگانه، دوشنبه ۲۸ اسفند، ساعت های ۱۸:۳۰ و ۲۲، مرکز همایش های برج میلاد تهران

کنسرت احسان خواجه امیری، یکشنبه ۲۷ اسفند، ساعت ۲۳:۵۹، مجموعه آوای خلیج فارس جزیره کیش

کنسرت اشوان، یکشنبه ۲۷ اسفند، ساعت های ۱۹ و ۲۱:۴۵، سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران

کنسرت بهنام بانی، دوشنبه ۲۸ اسفند، ساعت های ۱۹ و ۲۲، سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران

کنسرت سینا شعبانخانی، دوشنبه ۲۸ اسفند، ساعت ۲۳:۵۹، مجموعه آوای خلیج فارس جزیره کیش

کنسرت «هوروش بند»، روزهای چهارشنبه ۱ و پنجشنبه ۲ فروردین، ساعت های ۲۲ و ۲۳:۵۹، مجموعه آوای خلیج فارس جزیره کیش

کنسرت حامد همایون، چهارشنبه ۱ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، تالار شهر جزیره کیش

کنسرت مازیار فلاحی، پنجشنبه ۲ فروردین ساعت ۱۸  و ۲۱:۳۰، تالار ابریشم فومن

کنسرت محسن ابراهیم زاده، پنجشنبه ۲ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، تالار شهر جزیره کیش

کنسرت مهدی شمس اللهی، پنجشنبه ۲ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، سالن نمایشگاه بین المللی قشم

کنسرت محسن یگانه، پنجشنبه ۲ فروردین، ساعت ۲۱، سالن تله کابین رامسر

کنسرت پازل بند، جمعه ۳ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، تالار شهر جزیره کیش

کنسرت مهدی احمدوند، جمعه ۳ فروردین، ساعت ۲۱، تالار لوتوس لنگرود

کنسرت فرزاد فرزین، جمعه ۳ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، مجموعه آوای خلیج فارس جزیره کیش

کنسرت محسن ابراهیم زاده، جمعه ۳ فروردین، ساعت ۲۲، مرکز همایش های برج میلاد تهران

کنسرت بهنام بانی، جمعه ۳ فروردین، ساعت ۲۱، سالن تله کابین رامسر

کنسرت «پازل بند»، شنبه ۴ فروردین، ساعت ۱۹، تالار شهید اوینی بندرعباس

کنسرت محسن ابراهیم زاده، شنبه ۴ فروردین، ساعت های ۱۸:۳۰ و ۲۱:۳۰، تالار البرز لاهیجان

کنسرت مهدی جهانی، شنبه ۴ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، مجموعه آوای خلیج فارس جزیره کیش

کنسرت گروه «سون»، شنبه ۴ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، تالار شهر جزیره کیش

کنسرت امید حاجیلی، شنبه ۴ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، سالن نمایشگاه بین المللی قشم

کنسرت حامد همایون، روزهای شنبه ۴ و جمعه ۱۰ فروردین، ساعت ۲۱، سالن تله کابین رامسر

کنسرت احسان خواجه امیری، روزهای یکشنبه ۵ و دوشنبه ۶ فروردین ساعت های ۱۸:۳۰ و ۲۱:۳۰، تالار مجلل شهر رشت

کنسرت سیروان خسروی، یکشنبه ۵ فروردین، ساعت ۲۱، سالن تله کابین رامسر

کنسرت «پازل بند»، یکشنبه ۵ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، سالن نمایشگاه بین المللی قشم

کنسرت امید حاجیلی، دوشنبه ۶ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، تالار شهر جزیره کیش

کنسرت «پازل بند»، دوشنبه ۶ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، مجموعه آوای خلیج فارس جزیره کیش

کنسرت بهنام بانی، دوشنبه ۶ فروردین، ساعت ۲۱:۳۰، سالن همایش های منطقه آزاد انزلی

کنسرت محمد علیزاده، روزهای دوشنبه ۶ و دوشنبه ۱۱ فروردین، ساعت ۲۱، سالن تله کابین رامسر

کنسرت احسان خواجه امیری، سه شنبه ۷ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، مجموعه آوای خلیج فارس جزیره کیش

کنسرت محسن یگانه، سه شنبه ۷ فروردین، ساعت ۲۱:۳۰، سالن همایش های منطقه آزاد انزلی

کنسرت «ماکان بند»، سه شنبه ۷ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، تالار شهر جزیره کیش

کنسرت سیروان خسروی، چهارشنبه ۸ فروردین، ساعت ۲۱:۳۰، سالن همایش های منطقه آزاد انزلی

کنسرت اشوان، سه شنبه ۷ فروردین، ساعت ۱۹، تالار فخرالدین اسعد گرگانی شهر گرگان

کنسرت شهاب مظفری، سه شنبه ۷ فروردین، ساعت ۲۱، سالن تله کابین رامسر

کنسرت امید حاجیلی، چهارشنبه ۸ فروردین، ساعت ۲۱، سالن تله کابین رامسر

کنسرت محسن یگانه، چهارشنبه ۸ فروردین، س ساعت ۲۳:۵۹، سالن نمایشگاه بین المللی قشم

کنسرت مهدی جهانی، پنجشنبه ۹ فروردین، ساعت ۱۹، تالار فخرالدین اسعد گرگانی شهر گرگان

کنسرت احسان خواجه امیری، پنجشنبه ۹ فروردین، ساعت ۲۱، سالن تله کابین رامسر

 کنسرت علیرضا طلیسچی، پنجشنبه ۹ فروردین، ساعت های ۱۸ و ۲۱:۳۰، مرکز همایش های برج میلاد تهران

کنسرت محسن یگانه، پنجشنبه ۹ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، سالن نمایشگاه بین المللی قشم

کنسرت بهنام بانی، جمعه ۱۰ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، سالن نمایشگاه بین المللی قشم

کنسرت محسن یگانه، جمعه ۱۰ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، تالار شهر جزیره کیش

کنسرت «ماکان بند»، شنبه ۱۱ و دوشنبه ۱۳ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، مجموعه آوای خلیج فارس جزیره کیش

کنسرت بهنام بانی، شنبه ۱۱ و دوشنبه ۱۳ فروردین، ساعت ۲۳:۵۹، تالار شهر جزیره کیش

منبع : موسیقی ما

احمد کامیار «ساز کن» را خواند

17 مارس 2018
بدون نظر

قطعه تصویری «ساز کن» چند روز مانده به عید نوروز منتشر شد. این قطعه تصویری در دستگاه سه گاه با آهنگ و تنظیم محمدجلیل عندلیبی و صدای دکتر احمد کامیار بر روی شعری از شهریار اجرا شده است. «ساز کن» گروه نوازی است متشکل از همنشینی ۶ ساز متعارف موسیقی اصیل ایرانی که کارگردانی قطعه تصویری اش را امین فرج پور انجام داده است. این قطعه اولین آهنگ آلبوم «تنگ شکر» است که به زودی روانه بازار موسیقی خواهد شد.

محمد جلیل عندلیبی، سالار عندلیبی، آراس رجبی و محمد گل عنبر به عنوان نوازندگان گروه موسیقی مولانا در این قطعه حضور داشته اند.

رویکرد محمد جلیل عندلیبی در این اثر بازنمایی ظرفیت های دیگری از موسیقی اصیل ایرانی در فضای گروه نوازی، ساز و آواز و فضای ارکسترال بوده است. این آهنگساز صاحب نام موسیقی ایرانی در عین حال کوشیده رویکرد جدیدی از کاربرد کلام شاعران معاصر را در فضاهای تغزلی و حماسی بیازماید.

احمد کامیار از سال ۶۶ تا ۷۱ در کلاس آواز علیرضا افتخاری (در هنرستان موسیقی اصفهان) ردیف های سید حسین طاهرزاده را آموخت و برای افزایش شناخت از مکتب اصفهان در کلاس های علی اصغر شاهزیدی و دیگر اساتید این شیوه آوازی حاضر شد.

در سال ۷۵ به محضر استاد محمدجلیل عندلیبی راه یافت و سولفژ، تئوری موسیقی و ردیف سه تار عبدلله دوامی را نزد او فرا گرفت. در ادامه در تار و سه تار را نزد همایون یزدانی و هدایت الله سیاره آموخت. «شب آرزو» اولین آلبوم این خواننده موسیقی ایرانی است که در سال ۸۸ با آهنگسازی همایون یزدانی منتشر شد.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ما

بازیگر سرشناس سینما به تومور نورواندوکرین دچار شده است | عکس

17 مارس 2018
بدون نظر

عرفان خان که چندی پیش اعلام کرد به بیماری نادری مبتلا است، اطلاعات تازه‌ای درباره بیماری خود منتشر کرد.

پزشکان بیماری عرفان خان بازیگر سرشناس سینمای هندوستان را نوعی تومور نادر به نام تومور نورواندوکرین تشخیص دادند. این بازیگر که بازی در فیلم‌های مطرحی چون «زندگی پی» و «میلیونر زاغه‌نشین» را در کارنامه دارد، قبلا از ابتلا به یک بیماری نادر خبر داده بود اما نمی‌دانست به کدام بیماری مبتلا است. همین سبب شده بود که شایعات زیادی درباره بیماری او در فضای مجازی منتشر شود.

او درباره ابتلا به این گونه خاص از تومور گفت: «رویدادهای غیرمنتظره سبب رشد ما می‌شوند. روبه‌رو شدن با این رویداد برایم دشوار بود اما عشق و نیروی اطرافیانم به من امید می‌دهد.»

این بازیگر در ادامه با کسانی که شایعه ابتلای او به تومور مغزی را منتشر کردند، شوخی کرد و گفت:‌ «نورو همیشه به مغز ارتباط ندارد. راه ساده‌ای برای پی‌ بردن به آن وجود دارد. از گوگل استفاده کنید.»

تومورهای نورواندوکرین اغلب در اندام‌هایی مثل معده، روده و ریه به وجود می‌آیند. در مرحله درمان معمولا با استفاده از عمل جراحی تومور برداشته می‌شود.

عرفان خان از معدود بازیگران سینمای هند است که علاوه بر بالیوود در سطح جهان نیز در آثار متعددی درخشیده است. از جمله آثار مشهور خارجی او می‌توان به «دنیای ژوراسیک» و «دوزخ» اشاره کرد.

 

منبع : موسیقی ما

دانلود فیلم Ferrari 312B: Where the Revolution Begins

17 مارس 2018
بدون نظر
دانلود فیلم Ferrari 312B: Where the Revolution Begins

دانلود رایگان فیلم  Ferrari 312B: Where the Revolution Begins با کیفیت HD

Download Movie Ferrari 312B: Where the Revolution Begins High quality HD

دانلود فیلم فراری 312B : جایی که انقلاب آغاز میشود 2017 با کیفیت بالا

تریلر فیلم اضافه شد

کیفیت 480p اضافه شد

کیفیت 720p اضافه شد

کیفیت 1080p اضافه شد

نسخه کم حجم x265 اضافه شد

خلاصه داستان فیلم:

در خلاصه داستان این فیلم مستند آمده است ، ماشین مسابقه‎ی قدیمی فراری پس از بازسازی مهندس نابغه مارو فورگیری ، دوباره به مسابقات موناکو بازمیگردد و…

تاریخی | مسابقه | ورزشی

480p Blu-ray – 720p Blu-ray – 1080p Blu-ray – 720p X265 Blu-Ray

ایتالیا

/100

7 از 10 – میانگین رای 39 نفر

Andrea Marini

Niki Lauda, Jackie Stewart, Gerhard Berger, Damon Hill

کانال تلگرام فیلم ها
دانلود کیفیت 480 ( زبان اصلی )
دانلود کیفیت 720 ( زبان اصلی )
دانلود کیفیت 1080 ( زبان اصلی )
دانلود کیفیت 720 ( نسخه کم حجم )
دانلود زیر نویس

پخش آنلاین دانلود فیلم Ferrari 312B: Where the Revolution Begins

دانلود فیلم Ferrari 312B: Where the Revolution Begins

لینک کوتاه مطلب

https://filmha.co/?p=4730

شهرام شکوهی: نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود!

17 مارس 2018
بدون نظر

«دغدغه‌ای جز موسیقی ندارم،در حالی که این حرفه را دلیلی برای کسب ‌درآمد نمی‌دانم» شهرام شکوهی این را می‌گوید و بر این باور است که موسیقی دایره وسیعی از احساسات و عواطف است که با صدای بلند جاری می‌شود.

او که مدتی به دور از حاشیه و متن موسیقی از دور شاهد شرایط جدید بود، حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد. با موسیقی حال حاضر که در کوچه و بازار جاری است غریبه است و می‌خواهد سعی در بهبود اوضاع کنونی داشته باشد.می‌گوید با این حال تغییر دادن این شرایط را هم کمی شبیه معجزه می‌داند، معجزه‌ای که ولی باید اتفاق بیفتد تا از این وضعیت بحرانی در موسیقی خلاص شویم اما، می‌داند که نمی‌شود که نمی‌شود…
به بهانه انتشار کارهای جدید این خواننده با وی به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم که می‌خوانید:

*قبل از هرچیز از کناره گیری شما باید پرسید . چرا این روزها کمرنگ‌تر از همیشه حضور دارید؟
من کناره نگرفته‌ام و فکر می‌کنم وقتی حرفی برای گفتن نیست، بهتر است ساکت باشیم. اگر چه من در این مدت در بازار موسیقی نبوده‌ام اما غافل از آن نیستم و به تولید و ساخت کارهای جدید اقدام کرده‌ام که در آینده نزدیک شاهد آنها خواهید بود. کم کاری من نیز درست می‌شود و به زودی شاهد فعالیت پرانرژی من خواهید بود. در حال حاضر چند آهنگ آماده انتشار دارم که در مرحله صدور مجوز به سر می‌برند. اولین قطعه که به زودی منتشر می‌شود، «دلبرطناز» نام دارد. این مدت اگرحضور چشمگیری نداشتم فقط به این دلیل بود که درگیر اجراهای صحنه‌ای بودم. متاسفانه هر کس درگیر صحنه شود از محتوا دور می‌شود. اما یک بار دیگر تصمیم گرفته‌ام سعی خود را بکنم وباز برگردم.  این باراما با هزینه خودم برمی‌گردم. مهم هم نیست که چه اتفاقی می‌افتد. باید ببینیم مردم چه استقبالی می‌کنند و چگونه با حضور مجدد من برخورد می‌کنند.
*پس می‌توان نتیجه گرفت بیش از کنسرت ، به ساخت موسیقی فکر می‌کنید و روی آن متمزکر شده‌اید!
دقیقا همین طور است. اجراها کمی خسته‌ام کرده‌اند و بهتر است برای اجراهای بعدی‌ام آهنگ‌های جدید بسازم. چون به مردم احترام می‌گذارم و نمی‌خواهم با هزینه‌هایی که می‌کنند و به کنسرت من می‌آیند، مدام تکرار مکررات بشنوند و تماشا کنند. حرف‌های تازه‌ای دوست دارم با مخاطب بزنم.

*به نظر می‌رسد دوستانی مثل شما یا عرصه برایشان تنگ می‌شود و یا کاملا خودخواسته فضا را برای تازه واردها خالی می‌کنند. شما از کدام دسته‌اید و چرا؟
کارکردن دیگران ربطی به فعالیت یا عدم فعالیت من ندارد و برعکس. درست است که از جو کنونی موسیقی رضایت چندانی ندارم، اما اینطور نیست که حضور من موجب شود تا دیگران پیشرفت کنند و بنابراین فکر نمی‌کنم نیازی به این باشد که به نفع دیگران کناره بگیرم. جا برای همه هست و همه می‌توانند از فضایی که دارند نهایت استفاده را ببرند، منتهی به شکل درست و منطقی!

*منظورتان از موسیقی درست و منطقی چیست؟
متاسفانه شاهد هستیم که هر کلام موزون و ریتم دار را به نام موسیقی به خورد مردم می‌دهند و این موجب می‌شود سطح سلیقه آنها پایین بیاید و دیگر به موسیقی خوب گوش نکنند. وقتی چیزی برای مردم عادت شود، به دنبال ترک آن نیستند چون فکر می‌کنند رضایت بخش نخواهد بود. ما حق نداریم مردم را دست پایین بگیریم . اگر آنها نباشند، من و امثال من نیز نخواهیم بود که اگر اینطور بود هر کسی که برای خودش در خانه می‌خواند، خواننده بود.

*معمولا هرخواننده در سبکی خاص فعالیت می‌کند و در ادامه همان سبک را دنبال می‌کند. این نقب زدن به سبک‌های مختلف از سنتی گرفته تا پاپ و تلفیقی و…. بر چه مبنایی اتفاق می‌افتد؟
شخصا تجربه کردن را دوست دارم و اهل کسب تجربه هستم. من برای تجربه کسب کردن دست به این کار می‌زنم و بازهم اگر فرصتی باقی باشد، هر سبکی را که احساس کنم دوست دارم، کار می‌کنم. این که ما بین سبک‌ها دست به انتخاب بهتر و بدتر بزنیم کار شایسته‌ای نیست.
*این باور برخی‌ها که عدم ثبات یک خواننده را در تجربه سبک‌های مختلف عنوان می‌کنند، آیا درمورد شما هم صدق می‌کند؟
همه سبک‌ها ارزشمندند و در جایگاه خود اهمیت دارند. این که من بگویم چون خواننده پاپ هستم، موسیقی سنتی درنظرم از جایگاهی برخوردار نیست، اصلا قابل هضم نیست. به عنوان خواننده‌ای که به گفته شما سعی کرده‌ام اغلب سبک‌ها را تجربه کنم، می‌گویم که تفاوت قائل شدن بین سبک‌های مختلف و دست به انتخاب خوب و بد زدن به صرف سبکی که دارند اصلا کار خوبی نیست. همه انواع موسیقی در نوع خود ارزشمند هستند و شخصا از هرسبک هنری موسیقی دفاع می‌کنم. هر خواننده این حق را دارد که سبک‌های مختلف را تجربه کند حتی اگر سال‌ها از حضور او در بازار موسیقی گذشته باشد. این که برخی‌ها گمان می‌کنند خواننده قبل از حضور رسمی‌اش در بازار موسیقی مجاز به تجربه سبک‌هاست اصلا حرف درستی نیست و اینکه خواننده‌ای که ثبات ندارد سبک‌های مختلف را امتحان می‌کند هم به شدت حرف غلطی است.
* جو شلوغ  بازار گویا به مذاق خیلی‌ها خوش آمده است اما از طرفی حرفه‌ای‌ترها نسبت به آن گله‌مندند. این شلوغی چه تاثیری در روند فعالیت شما و درنهایت موسیقی کشور گذاشته است؟
همیشه برای هر هنری از این دست اتفاقات می‌افتد . خیلی‌ها وارد عرصه می‌شوند و با یک موج مطرح می‌شوند و این موج‌ها باعث خانه نشینی حرفه‌ای‌تر‌ها می‌شود! خیلی‌ها هم یک شبه معروف می‌شوند که آنها هم به همان سرعت ناپدید می‌شوند. یک سری هم حباب‌هایی هستند که خیلی زود می‌ترکند و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. اما همین‌ها موجب نابسامانی و خرابی وضعیت موسیقی در کشور شده است و اتفاقا چاره‌ای هم نیست و باید تحمل کرد.با این حال اتفاق خاصی در فعالیت و روند کاری من و دیگران نمی‌افتد.
موسیقی ایران هم اکنون مانند کرمی در پیله است که نیاز به پروانه شدن دارد و باید پروانه شود. درست است که در این عرصه اتفاقات بد بسیاری افتاده است که یکی از آنها حضور ناخوانندگان و ناهنرمندان در عرصه موسیقی است اما این نیز بگذرد.

*شما نیز مانند بسیاری از خوانندگان درگیر ساخت و تولید تک قطعه هستید. فکر نمی‌کنید این روند به ضرر خواننده و جامعه موسیقی باشد؟‌
ساخت و تولید تک قطعه از انجایی که مانند انتشار آلبوم پرهزینه نیست، بسیار مورد استقبال خوانندگان و عوامل موسیقی قرار گرفته است. این کاری است که در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد. این که مدت زیادی صرف تولید و ساخت چندین قطعه موسیقی شود و بعد منتظر شد تا مجوز دریافت کند  کلی زمان‌ می‌برد. البته که من با انتشار آلبوم مخالف نیستم ولی وقتی با انتشار تک آهنگ می‌توان بقای هنری داشت چرا این کار را نکنیم.
این روند ضرری به کسی نمی‌زند و اتفاقا مردم و مخاطبان موسیقی می‌توانند در میان انبوه موسیقی دست به انتخاب بزنند و نیازی به این نباشد که یک خواننده حتما آلبوم منتشر کند . من به عنوان خواننده‌ای که سه آلبوم در بازار موسیقی منتشر کرده‌ام، به هیچ وجه از این کار پشیمان نیستم وبازهم آلبوم منتشر خواهم کرد ، ولی تک قطعه را نیز برای سرعت بخشیدن به حضور در بازار موسیقی مفید می‌دانم.

*این روزها علاوه بر اینکه چنین اتفاقاتی می‌افتد،شاهد انواع موسیقی غیرعلمی و غیرحرفه‌ای بسیاری در میان کارهای دارای مجوز هستیم. کارهایی که برخلاف مجوزی که دارند اصلا ارزش شنیده شدن ندارند. این سیستم خللی در کارهای جدی و حرفه‌ای وارد نمی‌کند؟ اگر وارد می‌کند از چه زاویه‌ای؟
بحثی که در میان انتشار انبوه کارهای موسیقی همیشه مطرح است همین است. خیلی از کارهایی که به بازار عرضه می‌شوند و به دست مخاطبان موسیقی می‌رسند کارهای ارزشی و هنری نیستند که بار علمی داشته باشند. اینگونه که هر کسی با نثرمنظوم خود با ملودی‌ای سخیف و دم دستی و ضدارزشی، به خیال خود آهنگ می‌سازد و می‌خواند و خود را درجرگه خوانندگان می‌بیند و می‌پندارد که دیگر همه چیز را تمام و کمال دارد، خیلی رایج شده است. به گفته دوستی این روزها هر کسی زبان داشته باشد خواننده است . هر کس لال نباشد، خواننده است!
مسئولان باید بیشتر حواسشان باشد. البته منظورم فقط مسئولان دفتر موسیقی نیستند که سیاست‌گذاری می‌کنند.  طیف گسترده‌ای هستند، شامل تهیه کننده و شوراهای مختلف و …
به نظرم همگی باید نگران موسیقی کشور باشیم تا هر نوشته‌ای به نام شعر به خورد مردم داده نشود. چطور می‌شود که برخی از ترانه‌های دم دستی و سخیف از زیر دست مسئولان ارزشیابی در می‌رود و به گوش مردم می‌رسد؟ شما حتی اگر یک شعر کودک هم به ارشاد ببرید به ممیزی برمی‌خورد! کلا همه چیز ممیزی دارد و در تعجبم که چرا برخی از این خوانندگان با ترانه‌ها و موسیقی‌های ضعیف به مردم معرفی می‌شوند.

*چرا شما و هم‌ردیفان شما سعی نمی‌کنید سطح شنیداری سلیقه مردم را تغییر دهید و ذائقه آنها را نجات دهید؟

واقعا فکر می‌کنید از دست من و امثال من کاری ساخته است که از انجام آن سرباز می‌زنیم؟ اوضاع موسیقی به قدری بحرانی و نابسامان است که فکر می‌کنم نیاز به احیا و دگردیسی داشته باشد. از دست ما کاری ساخته نیست و شاید بهتر باشد بگویم که موسیقی ما هم اکنون نیازمند یک معجزه است. معجزه باید اتفاق بیفتد تا از این وضعیت بحرانی در موسیقی خلاص شویم. اما نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود!
سلیقه موسیقی مردم هم در جوامع پیشرفته با توجه به اینکه بچه‌ها در دوران مدرسه‌شان با کلاس‌های موسیقی آشنا می‌شوند و بعدها در کالج‌هایشان نیز موسیقی دارند، متفاوت است. تمام افراد جامعه با موسیقی به طور علمی آشنا هستند و به این دلیل است که در آنجا کسی نمی‌تواند در اجرای زنده فالش بخواند و مردم هم فقط جیغ بزنند و هیچ کس هم متوجه نشود که طرف دارد فالش می‌خواند.

* کنسرت‌ها و شرکت‌های موسیقی نیز به سمت موسیقی‌های سخیف و نازل رفته‌اند. فکر می‌کنم ضربه اصلی را از این جا می‌خوریم. اینطورنیست؟
شما هم اگر تهیه کننده باشید و ببینید که فلان خواننده برای شما و شرکت‌تان سودده است و پول می‌آورد، ترجیح‌تان کماکان این است که موسیقی جدی با مخاطب خاص کار کنید؟ صادق باشیم! وقتی موسیقی جدی و حرفه‌ای در چرخه صنعت این موسیقی جایی ندارد، معلوم است که تهیه کنندگان نیز به دنبال همین موسیقی هستند و از خوانندگان آنها هر چند که پیرو موسیقی سخیف و ضعیف باشند، حمایت می‌کنند.

آیا شما برای افتادن در چنین بستری به سمت و سوی ریتم‌های شاد به اجبار فضای موسیقیایی سوق پیدا خواهید کرد ؟
فکر می‌کنم زمان آن گذشته است که خود را محدود کنیم. اگر شاد قابل دفاع باشد چه اشکالی دارد؟ با توجه به اینکه الان فضای جامعه امان هم یک مقدار گرفتگی دارد به دلیل مشکلاتی که هست، بد نیست که با موسیقی شاد این فضا را تلطیف کنیم.رفتن به آن فضاها از نظرم هیچ ایرادی ندارد. فقط باید مطمئن بود که بهترین و درست‌ترین و اصولی‌ترین کار که مردم را به فکر داشتن وا می‌دارد ، انجام داد نه هر کاری پیش پا افتاده‌ای را! چون سلیقه مردم دست ماست و می‌توانیم به بهترین شکل ممکن آن را تغییر بدهیم. فضای شاد خواندن خوب است و به همین دلیل  آهنگی که با عنوان «دلبرطناز» از من منتشر شد، شاد است و آهنگ‌های بعدی هم شاد است و …

* به عنوان فعال در این عرصه فکر می‌کنید کجای راه را اشتباه رفته‌ایم که به چنین مصیبتی در موسیقی گرفتار شده‌ایم؟
ما کلا اشتباهی آمده‌ایم و اشتباهی هستیم. اما ریشه آن بر می‌گردد به روزی که موسیقی را سخیف شمردند و از اعتبار آن کاسته شد. اگر به موسیقی بها و اعتبار داده می‌شد، شاهد این مشکلات که هم اکنون در سرراه موسیقی هست نبودیم. شاید بدانید می‌خواهم از چه چیزی حرف بزنم که در قالب کلام نمی‌گنجد و جای آن هم نیست اما در همین یک جمله خلاصه کنم که هیچ چیز سرجای خودش نیست، به خصوص موسیقی!

مقصر و نجات دهنده کیست؟
متاسفانه داریم جایی زندگی می‌کنیم که اگر هواپیما با کوه برخورد کند، کوه مقصر است . کلا هیچ کس مقصر نیست ، هیچ کس کم کار نیست و همه تقصیرات را به گردن این و آن می‌اندازند. در موسیقی هم وضع به همین منوال است و در اتفاقاتی که می‌افتد کسی مقصر نیست و تقصیر خود موسیقی است که بلد نیست راهش را درست برود. اما نجات دهنده تک تک افراد جامعه هستند نه فقط موزیسین‌ها و خواننده‌ها!

* پیش از این خواننده‌ها مدعی بودند رسالت تربیت شنیداری مردم روی دوششان است و مدام این شعار را سر می‌دادند که می‌خواهند  موسیقی و مخاطب آن را هدایت کنند اما گویا قصیه کاملا برعکس شد.نظر شما دراین باره چیست؟ آیا شما هم جزو رسولان هستید؟
خودم را منجی و رسول نمی‌دانم اما بر این باورم که خوراک خوب، عادت خوب به بار می‌آورد. فقط با خوراک دادن خوب به مردم است که گوش آنها را از شنیدن هرگونه موسیقی مصرفی پاک می‌کنیم. اینکه می‌گویید برعکس است، با آن موافقم! واقعا امروزه خوانندگان می‌نشینند برآورد می‌کنند تا ببینند مردم چه می‌خواهند و همان کار را انجام می‌دهند. چه بسیار دیده‌ایم کسانی را که با تحقیق و پرس و جو متوجه شده‌اند مردم کارهای بسیار نازل خواسته‌اند و تن به همان کارها داده‌اند. به عنوان یک شخص از این حوزه لااقل می‌توانم خودم باشم! همین خود بودن کافی است تا بتوان در جهت مثبت موسیقی گام برداشت نه این که رسول بود و رسالت هنر را بر دوش گرفت و مدعی آن شد.

*اخیرا دست به انتشار کارهای جدید زده‌اید که به نظر می‌رسد گام‌های مصممی به سمت مبارزه با موسیقی نازل است.
این تنها کاری است که از دستم بر می‌آید. امیدوارم بتوانم به چنین مهمی دست یابم .

* عمده تفاوت کارهای کنونی و پیشین‌تان چیست؟
این که به کارهای جدیدم ، تجربه اضافه شده است، آنها را از کارهای قبلی متفاوت می‌کند. همیشه تجربه به آدم‌ها کمک کرده تا گام‌های مثبت‌تر و محکم‌تری بردارند و من نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نخواهم بود.

منبع : موسیقی ما

گرامیداشت یاد «خسرو شکیبایی» در تالار وحدت

17 مارس 2018
بدون نظر

کنسرت نوستالژی «ناصر چشم‌آذر» با همراهی ارکستر بزرگ «ایستگاه» شامگاه ۲۳ و ۲۴ اسفندماه در تالار وحدت برگزار شد.

به گزارش «موسیقی ما»، در ابتدای این کنسرت ناصر چشم‌آذر ضمن خوشامدگویی به حضار ابتدای کنسرتش را به اجرای آلبوم پرخاطره «باران عشق» اختصاص داد و استقبال حضار از این آثار باعث شد این هنرمند در حین اجرا بارها و بارها از همه تشکر کند.

پارت دوم برنامه به اجرای موسیقی فیلم‌های شاخص که آهنگسازی آنها را خود چشم‌آذر بر عهده داشت، اختصاص داشت و در این بخش موسیقی فیلم‌هایی چون: زن دوم، هامون، دختران غریب، خواب و بیدار، گشت ارشاد و… با همراهی ارکستر بزرگ ایستگاه اجرا شدند و دراین بین یکی از حضار خواستار اجرای مجدد «خواهران غریب» شد که چشم‌آذر در این بخش ضمن گرامیداشت یاد خسرو شکیبایی، این بار به تنهایی و با پیانو این اثر را اجرا کرد و خود نیز بجای شکیبایی ترانه معروف «مادر من مادر من» را خواند که به شدت مورد استقبال حاضرین قرار گرفت.

آخرین بخش این کنسرت با حضور اشکان خطیبی به عنوان خواننده در روی صحنه برگزار شد و این هنرمند قطعاتی چون: زائر، خدای آسمونها، عید شما مبارک و… را اجرا کرد تا این بخش با همخوانی و استقبال حاضرین پرطرفارترین قسمتاز کنسرت نوستالژی لقب بگیرد. استقبال از این بخش باعث شد سانس دوم این کنسرت با دو قطعه بیز به اتمام برسد و در این بین یکی از دوستداران ناصر چشم‌آذر نیز با ساختن تندیس این آهنگساز از وی تقدیر کرد و این تندیس از سوی اشکان خطیبی به چشم‌آذر تقدیم شد.

ناصر چشم‌آذر در انتهای این کنسرت با دعوت از «مهدی نوروزی» (سرپرست ارکستر ایستگاه) به روی صحنه از زحمات وی برای این کنسرت تقدیر کرد و از او به عنوان هنرمندی پرتلاش یاد کرد.

مهدی نوروزی پس ازاین کنسرت نیز در گفتگویی کوتاه با سایت «موسیقی ما» درباره برنامه‌های آینده این ارکستر گفت: «در حال برنامه ریزی برای کنسر‌تهای اروپای ارکستر ایستگاه هستیم و به زودی در این باره اطلاع رسانی خواهد شد.»

کنسرت نوستالژی ناصر چشم‌آذر با همراهی ارکستر بزرگ ایستگاه به همت موسسه «آوای دوران» و تهیه کنندگی رسول ترابی و با حمایت رستوران «بامی» به مدیریت «آویسا پاپلی» در تالار وحدت روی صحنه رفت.

منبع : موسیقی ما