«رامیز قلی اف» در ایران به روی صحنه می رود

20 نوامبر 2017
بدون نظر

با همراهی «ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر» و آواز «رشید وطن دوست»

«رامیز قلی اف» در ایران به روی صحنه می رود

«رامیز قلی اف»، پیشکسوت و یکی از نوابغ تار نواز آذربایجانی، طی دو تاریخ از پاییز و زمستان سال جاری، به اجرای کنسرتی برای هواداران و موسیقی دوستان کشورمان در «تالار وحدت» تهران می پردازد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، کنسرت «رامیز قلی اف» با همراهی «ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر» و خوانندگی «رشید وطن دوست»، در تاریخ ۳۰ آذر و ۱ دی ماه سال جاری، در «تالار وحدت» تهران، تقدیم مخاطبان می گردد.

کنسرت پیش رو، در ساعت ۲۱:۳۰ از تاریخ های فوق برگزار شده و این پیشکسوت موسیقی با نوازندگی های ناب و بی نظیر خود با همراهی این مجموعه اصیل، بی شک، مخاطبان و دوستداران موسیقی فاخر را، حال و هوای خوش خواهند بخشید.

شایان ذکر است که کنسرت «رامیز قلی اف» با همراهی «ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر» و آواز «رشید وطن دوست»، در دو تاریخ ۳۰ آذر و ۱ دی ماه ۱۳۹۶ در «تالار وحدت» به اجرا در می آید و بهای بلیت این کنسرت از ۵۰و ۶۰و ۷۰٫٫٫الی ۱۴۰ هزار تومان برآورد شده است. علاقمندان می توانند جهت تهیه اینترنتی این بلیتها، به سایت www.iranconcert.com مراجعه نمایند.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

Source link

آلبوم «درهم» با صدای «رضا یزدانی» منتشر شد

20 نوامبر 2017
بدون نظر

از صبح روز دوشنبه ۲۹ آبان و به تهیه‌کنندگی «علی اوجی»

آلبوم «درهم» با صدای «رضا یزدانی» منتشر شد

دهمین آلبوم «رضا یزدانی» به نام «درهم» از صبح روز دوشنبه ۲۹ آبان در بازار توزیع شد. این اثر به تهیه‌کنندگی «علی اوجی» و از سوی شرکت «تصویر گسترپاسارگاد» در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. این آلبوم شامل ده قطعه به نام‌های درهم، دچار، دارن پایتختو عوض می‌کنن، میترسم از فرار، آتش بس، دستای تو کجاست، بیدارم نکن، ای کاش عشق را زبان سخن بود، من درختم تو بهار و دام دگر نهاده‌ام است. آهنگسازی چهار قطعه این مجموعه توسط بهروز پایگان و ماهان نوری‌زاده انجام شده و آهنگسازی سایر قطعات اثری از رضا یزدانی است.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، رضا یزدانی در بخش ترانه‌های این آلبوم سراغ سلایقه گوناگون رفته و آثار نه شاعر و ترانه‌سرا انتخاب کرده و برای اولین‌بار پس از آلبوم نخست خودش یعنی «شهر دل» در سال ۷۸ دوباره سراغ اشعار کلاسیک رفته است. مهدی ایوبی، حنیف معززی، میثم بهاران، زهره محقق، احسان رعیت، علی کمارجی‌نژاد، ماهان نوری‌زاده، احمد شاملو و مولانا ترانه‌سراها و شعرای درهم هستند. تنظیم آثار هم توسط میلاد عدل، محمد خرمی‌نژاد، بهروز پایگان و ماهان نوری‌زاده انجام شده است. در این آلبوم رضا یزدانی هم مانند آثار گذشته او سازهای آکوستیک نقش پررنگی دارند. مازیار احمدپور، میلاد عدل، آرش زمانیان، بهروز پایگان، شهروز بردوده، محمد خرمی‌نژاد، مهرداد خرمی‌نژاد، علیرضا مهدی‌زاده، علیرضا میرآقا، کاویان رجبی و علیرضا پرتوی‌کیا نوازندگانی هستند که در آلبوم درهم هنرنمایی کرده‌اند.

آلبوم درهم با صدای رضا یزدانی قرار بود ۲۴ آبان به دست مخاطبان برسد اما به دلیل وقوع فاجعه زلزله کرمانشاه، انتشارش به تعویق افتاد. همچنین اولین کنسرت درهم نیز قرار است روز دوم آذر در برج میلاد تهران برگزار شود و یزدانی و دست‌اندرکاران این کنسرت تصمیم به اختصاص بخشی از عواید این کنسرت به بازماندگان زلزله کرمانشاه گرفته‌اند.

اما این مجموعه در حالی منتشر می‌شود که رضا یزدانی خرداد ۹۵ آلبوم «دوئل در آینه» را منتشر کرد و از آن مجموعه قطعاتی نظیر برزخ و آوانگارد مورد توجه مخاطبان موسیقی قرار گرفت. او در ادامه روند انتشار تک‌قطعات و موزیک‌ویدئوهایش را پیگیری کرد و در بین آثارش قطعاتی همچون «پانزده سالگی» و «زخمی» توانست بیش از سایر کارهایش شنیده شود. حالا قرار است او با این قطعات و آثار آلبوم درهم تور کنسرت‌هایش را از تهران آغاز کند و گفته می‌شود که او برای ماه‌های آینده برنامه چند تور بین‌المللی در نقاط مختلف دنیا را هم دارد. یکی دیگر از نکات این آلبوم هم تقارن انتشارش با هجدهمین سال فعالیت حرفه‌ای و مستمر این خواننده در بازار موسیقی است.

موزیک ویدئوی تونل کندوان با صدای رضا یزدانی را هم در ادامه می توانید از موسیقی ایرانیان ببینید و دانلود کنید.

+دانلود موزیک ویدئوی «تونل کندوان»

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

Source link

نیمه دوم از سومین ماه پاییزی 1396

20 نوامبر 2017
بدون نظر
[ اکبر آزاد – ترانه سرا ] سفارش یک پروژه با دوازده‌ شعر و ملودی عاشقانه داشتم و به شدت درگیر آن‌ها بودم که ناغافل، بابک بیات به من زنگ زد و گفت: «یه شعر می‌خوام واسه امام رضا، واسه فیلم امام رضا». یک‌دفعه رفتم تو فکر و با خودم گفتم من وسطِ شعر و ملودی عاشقانه‌ام، ولی امام رضا من را طلبیده.

رو به قبله نشستم و بغضم ترکید. وسط گریه‌هایم ملودی‌ای که ضبط کرده بودم را گذاشتم و نوشتم: «زهری چالاک در اقیانوس». حیرانِ معنی‌اش ماندم. با خودم گفتم این دیگر یعنی چی؟! از کجا آمده؟! در همین فکرها بودم که نوشتم: «ماه را کشتند در یک فانوس». باز هم حیران ماندم. بدون فکر، به من الهام می‌شد. سه بند که می‌دانستم معنی دارد ولی در آن لحظه معنی‌اش را نمی‌فهمیدم. دو ساعت روی آن‌ها فکر کردم. بعد هم به صورت کوششی نوشتم و جوشش را رها کردم. نوشتم: «نیلوفر در خواب مرداب» نیلوفر مظهر دانایی است و این تصویر که دانایی در مرداب گرفتار شده را نوشتم.
«نیلوفر درخواب مرداب»
«شب پشت شب، مرگ آفتاب»
آفتاب مرده و مرتب شب و تاریکی بود.
«تیغ هراسی بر رگ عشق/ رود مصیبت در رگ عشق»
در این قسمت‌ها دیگر علاوه بر جوشش و الهام، کوشش بود. بعد در شعر از «مزرعه» حرف زدم. «مزرعه» علاوه بر دنیا به آخرت اشاره دارد: «الدنیا مزرعه‌الاخرت». مردم هم‌ تحت تأثیر این کلام شریف‌، می‌گویند: در مزرعه دنیا چیزی را بکار که در آخرت بتوانی دروکنی. این را من از آدم‌های عامی هم شنیده‌ام. حتی این را هم شنیده‌ام که شما باید از زمین به سمت آسمان پرواز کنید. بنابراین باید سبک باشید تا راحت‌تر پرواز کنید. هرچه بارت سنگین‌تر باشد، بالت هم سنگین‌تر است و پرواز برایت مشکل‌تر می شود.

«تیغ هراسی بر رگ عشق/ رود مصیبت در رگ عشق/ برج کبوترخوانی نیست»
این عبارت «برج کبوترخوان» را من به نوعی از خاقانی وام گرفته‌ام. در ضمن این یک ماجرای قدیمی هم هست: به پای کبوتری که نامه را می‌رساند، سکه طلا می‌بستند. این کبوترها را برای رساندن این نامه‌ها تربیت می‌کردند تا مثلاً نامه را از این‌جا بردارد و به مسیر دوری ببرد و بعد برگردد و در مسیر، کسی که این کبوتر خسته و کوفته را می‌دید و به او می‌رسید، این سکه را به عنوان دستمزد کارش بر می‌داشت و به کبوتر نان و آب می‌داد و بعد از یک روز و دور روز این کبوتر را پر می‌داد که مسیرش را ادامه بدهد. این مفاهیم در نظر من بود که این عبارت را نوشتم:
«برج کبوترخوانی نیست»
جایی نیست که این کبوترها را آموزش بدهند تا نامه آزادی ما به دست‌مان برسد.
«منظره جز ویرانی نیست/ مزرعه‌هاشان تشنه رود/ گنگ و سترون ابر کبود»
بعد این عبارت آمد:
«بیداری، بیداری سنگین است»
بابک بیات هنگام ساختن این قطعه خیلی گریه کرد.
«بیداری، بیداری سنگین است/ زهر عشق با یادش شیرین است»
یعنی با یاد حضرت حق، همه چیز پذیرفتنی و شیرین است. «انّ مع‌العسر یسرا». پس از هر سختی، شیرینی است.

«خانه خراب از شیون بوف/ شب‌زده‌ها و فصل خسوف/ بیداری، بیداری، سنگین است/ زهر عشق با یادش شیرین است/ در مسلخ می‌پوشم عریانی…»
اگر می‌خواهم شهید شوم، عریانی را می‌پوشم یعنی درحقیقت از وابسنگی‌ها تهی می‌شوم…
«خنجر ما خون‌آلود است/ قصه همین است تا بوده ست»
یعنی همشه گلوی حق‌گو را بریده‌اند. بابک بیات در چند جای شعر به سختی گریه کرد. دو بیت از شعر روی ملودی گفته شد و من روی همان وزن باقی شعر را سرودم و طبیعتاً ریتم شعر را کند و تند کردم و ملودیها هم بر آن اساس سروده شد.

بعد این بیت را ساختم:
«عاشق عشق به هوای تو شد/ کشته رضا به رضای تو شد»
رضا آگاهی داشت به همه آنچه اتفاق افتاد و به رضای خدا چشم داشت.
بابک بیات این بند را رومانس کرد و آوردش اول آهنگ. همیشه همین کار را می کرد. هر بخش از شعر که نمود داشت را رومانس و تکرار می کرد.

چند روز بعد از اتمام این شعر، فکر کردم تا بفهمم آنچه به من الهام شد چه معنی داشت. آن موقع برایم مشخص نبود که «زهری چالاک در اقیانوس» چه معنی دارد. آنجا تازه به این معنی رسیدم که زهر هر قدر هم کشنده باشد، اگر چند قطره از آن را در اقیانوس بریزید، اقیانوس مسموم نمی شود. امام رضا (ع) همان اقیانوس بود، آنها که به ایشان زهر دادند، زهر را در اقیانوس ریختند. برای همین است که امام رضا هنوز و همیشه زنده و جاودانه است. ازلی و ابدی. این سه بند اول را به من دادند. الهام شد و این به حرمت نام امام رضا به ذهنم رسید.

Source link

«رستاک حلاج» در تهران کنسرت برگزار می کند

20 نوامبر 2017
بدون نظر

سومین هفته از آذر ماه سال جاری

«رستاک حلاج» در تهران کنسرت برگزار می کند

کنسرت موسیقی «رستاک حلاج»، با رپرتواری ویژه، در سومین هفته از آذر ماه سال جاری، در «سالن میلاد نمایشگاه بین المللی» شهر تهران، بروی صحنه می رود.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، «رستاک حلاج» و گروهش، در ۲۲آذر ماه ۱۳۹۶، با گلچینی از بهترین آثار شنیده شده و تازه خود، به اجرای کنسرت می پردازد.

این کنسرت، در ساعت ۲۲ از تاریخ فوق و در «سالن میلاد نمایشگاه بین المللی» تهران برگزار می گردد.

شایان ذکر است که کنسرت موسیقی «رستاک حلاج»، در ساعت ۲۲ از تاریخ چهارشنبه، ۲۲ آذر ماه سال جاری، بروی صحنه می رود و بهای بلیت این کنسرت از ۵۰و ۵۵و ۶۵و ۷۰ الی ۱۴۰ هزار تومان، برآورد شده است. علاقمندان می توانند، جهت خرید اینترنتی بلیتها، به سایت www.iranconcert.com مراجعه نمایند.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

Source link

هنرمندان موسیقی همراه مخاطبانشان پیشگام کمک به بازماندگان زلزله کرمانشاه شده‌اند

20 نوامبر 2017
بدون نظر

حالا یک هفته‌ای است که لبخندها فسرده شده و آوای لای‌لای زنان در گلویشان شکسته،‌ حالا چند روزی است که پرنده‌ی شومِ فراق بر سرِ ویرانه‌هایی که پیش از این خانه‌هایی زیبا بودند،‌ بال بال می‌زند و صدها خانه گور شده و عشق‌ها و امیدهای بسیاری را با خود همراه کرده است. اما می‌توان در زشتی هم زیبایی دید. در مرگ هم زندگی؛ مثلِ همین نواهایی که این روزها برای حمایت از زلزله‌زدگان کوک شده است. برای آنان که خانه و یار و کاشانه را از دست داده‌اند؛ ‌اما هنوز زنده‌اند و برای ادامه‌ی زندگی به یاری دیگران نیازمندند. به مردمانِ سرزمینی که تاکنون روی خرابه‌ها مهر کاشته‌اند؛ در این میان اهالی موسیقی نیز هم‌صدا با دیگران سازهایشان را کوک کرده‌اند تا به یازی زلزله‌زدگان بشتابند.

  • * شهرام ناظری و گروه موسیقی کامکارها

شوالیه‌ی آواز ایران پیش از این هم به یاری مردمانش برخواسته است. بارها و بارها. آن زمان که زلزله‌ی بم آمد؛ همراه با «ارکستر مجلسی تهران» به رهبری لوریس چکناوریان، در «رویال فستیوال هال» اجرا کرد و همراه با زنده‌یاد «پرویز مشکاتیان» به اجرای برنامه در سالن وزارت کشور پرداخت. حالا اما هم‌قومی‌های او دچارِ این حادثه شده‌اند. او فردای زلزله، نشست خبری برای آلبومش داشت که با تأثرِ بسیار از این حادثه گفت و به فاصله‌ی یکی- دو روز بعد از آن پیشگامِ برگزاری کنسرتی در حمایت از آنان شد. او چند سالی است که کنسرت‌های خود را معطوف به همراهی با فرزندش «حافظ» کرده است؛ این بار خود پیشنهادِ همکاری با گروه موسیقی «کامکارها» را داده است تا تمام عوایدِ برنامه‌اش را صرفِ کمک به زلزله‌دگان کند. گروه کامکارها، سال‌‌ها است که بخشِ مهمی از کنسرت‌ها و عوایدِ آن را به منافع خیریه اختصاص می‌دهند که پررنگ‌ترینِ آن برای موسسه «محک» بوده است. حالا اما این گروهِ کرد زبان، بیش از هر زمانِ دیگری دلشان به درد آمده است و «اردشیر» قطعه‌ی «ژان» را با همراهی «زکریا یوسفی» منتشر کرد و «هانا» نیز در این روزها در صفحاتِ شخصی‌اش بسیار پیگیرِ این ماجرا است و حالا دارند تمریناتِ سختی برای برگزاری این کنسرت انجام می‌دهند.

این کنسرت ساعت ۲۰:۳۰ روز دوشنبه ۲۹ آبان توسط موسسه «ققنوس» به تهیه کنندگی محمدحسین توتونچیان در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار می‌شود. برنامه‌ای که در توضیح آن آمده است: «در اجرای این برنامه هیچ یک از هنرمندان، عوامل، نهادهای دولتی، وزارت ارشاد، حراست معاونت هنری، نظامی، امنیتی و انتظامی، شرکت برگزارکننده، سالن وزارت کشور و سایت عامل فروش نه تنها هیچگونه وجهی دریافت نکردند بلکه حداکثر تلاش خود را جهت بهتر برگزاری این مراسم به کار خواهند گرفت.»

* گروه آرشاویر

سایر هنرمندانِ کرد نیز فعالیت‌های مهمی در این زمینه انجام داده‌اند. موسسه فرهنگی هنری فروغ فلق نیز چند روزِ قبل، از بزرگ‌ترین کنسرت حمایتی با حضور خوانندگان و نوازندگان مطرح کُرد در تالار وحدت به تاریخ سی‌ام آبان‌ماه خبر داد. در این کنسرت گروه آرشاویر به سرپرستی فرشاد رستمی و خوانندگی محمدرضا دارابی، جمشید عزیزخانی، حسام لرنژاد و فواد حسینی به اجرای برنامه می‌پردازند و علاوه بر آن در محل اجرای برنامه، صندوق‌هایی با نظارت برای جمع‌آوری و کمک‌های نقدی بیشتر مردم تدارک دیده شده است.

  • * گروه‌های خارجی

 این اتفاق اما به اندازه‌ای سهم‌گین بود که هم‌دردی جهانی را برانگیخت و بر همین اساس است که گروه موسیقی «دولسیمر» به رهبری «آلش اسموتنی» با هدف حمایت از مردم زلزله زده غرب کشور  ۲۹ آبان در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه می‌رود. این گروه در سال ۱۹۹۹ تاسیس شده و یک گروه «چند منطقه‌ای» به شمار میرود که موزیسینهایی به نمایندگی از مناطق و ژانرها و تفسیرهای مختلف از موسیقی محلی را در بر میگیرد. بیشتر اعضای گروه «دولسیمر» به عنوان نوازندههای همراه ستاره موسیقی محلی چک، یوژکا چرنی، فعالیت کردهاند. از سوی دیگر به همت دانشگاه گوتنبرگ و هنرمندان ایرانی ساکن این شهر، کنسرتی از موسیقی اصیل ایران و آذربایجان برگزار می‌شود که تمامی عواید این کنسرت به بازماندگان زلزله اختصاص خواهد یافت.

این حادثه چنان دلِ هنرمندان را نیز چون دیگر مردم به درد آورد که «اکبر گلپاپگانی» هم پس از چند دهه، از تلاش‌ جدی خود برای برگزاری کنسرت خیریه به نفع آسیب‌دیدگان این حادثه خبر داد. او در صفحه‌ی شخصی خود نوشت: «اگر که گل رود از باغ، باغبان چه کند؟ چو بی بهار شود، با غم خزان چه کند؟ کسی که مهر گل از دل نمی‌تواند کَند، به باغ خشک، در ایام مهرگان چه کند.»

 او در ادامه آورده است: «عمری است که اندوه هم میهنانم را بر گرده‌ی ناتوان خویش می‌کشم و خاموشانه با میهن عزیزتر از جانم به سوگ می‌نشینم. هر بار که بانگ ناساز مرگ در اقصای کشورم طنین می‌افکند، همتی از خداوندم می‌طلبم تا با همه‌ی وجودم در کنار مصیبت‌‌دیدگان باشم و اندکی از آلامشان بکاهم اما روزگارِ کج مدار، مجالِ بیشترم نمی‌دهد؛ همچنان که در زلزله بم و جیرفت و ورزقان، برای کنسرت خیریه پیشقدم شدم اما عدم دریافت مجوز، دست یاریم را پس زد. این بار نیز در آستانه ٨۵ سالگی، با تمام وجود و از هر نظر همگام با هم میهنان مصیبت‌زده‌ی کرمانشاه خواهم بود و پیشقدم برگزاری کنسرت خیریه خواهم شد. بادا که این بار همنفس با غمدیدگان وطن عزیزم بخوانم و همه‌ی درآمد حاصله را صرف تسکین گوشه‌ای از آلام مردم میهنم کنم.»

  • * محمد جلیل عندلیبی و گروه مولانا

گروه «مولانا» به سرپرستی «محمدجلیل عندلیبی»  قرار است به یاد بزرگمرد موسیقی کردستان استاد علی اصغر کردستانی در تالار وحدت روی صحنه برود و اعضای این گروه بخشی از عواید کنسرت را به زلزله‌زدگان اختصاص می‌دهند. خواننده‌ی این برنامه سیدرضا صلواتی(کردستانی)، نوه سید علی اصغر، است و علاوه بر آن استاد بهزاد فروهری نوازنده باسابقه گروه مولانا در این اجرا به تکنوازی نی می‌پردازد و صابر نظرگاهی(تار)، همایون پشتدار(کمانچه)، آراس رجبی(نی)، استاد محمدجلیل عندلیبی(سنتور)، سانوا عندلیبی(عود)، سالار عندلیبی(تنبک) و فرهاد عندلیبی(دف) به عنوان نوازنده، گروه مولانا را همراهی می‌کنند.

این اجرا نگاه ویژه‌ای به گوشه‌های کردی در موسیقی اصیل ایرانی دارد و منطبق با موسیقی ردیفی و دستگاهی است. آهنگساز این آثار در اجرای «کورده واری» بر ارتباط و تبادل موسیقایی میان مکتب کردستان و موسیقی اصیل ایرانی تاکید دارد. دست‌اندرکاران گروه «مولانا» که قرار بود پس از وقوع زلزله کرمانشاه کنسرت این گروه را در ۷ آذر لغو کنند، تصمیم خود را تغییر داده‌اند و قرار است ضمن برگزاری کنسرتشان، بخشی از عواید آن را به آسیب‌دیدگان این زلزله اختصاص بدهند.

«نورالدین بزله» نیز به همراه گروه موسیقی «ترنگ» برای زلزله‌زدگان کرمانشاه به اجرای برنامه می‌پردازد. این برنامه در تالار اندیشه حوزه هنری شهر تهران به صحنه می‌رود. گروه «ترنگ»، برای ابراز همدردی با جان‌باختگان زلزله‌ای که شامگاه بیست و یکم آبان ماه، بخش‌هایی از کشور را در برگرفته و هموطنانمان را عزادار کرده، قطعاتی ویژه را اجرا می‌کند و بخشی از عواید کنسرت هم به زلزله زدگان کرمانشاه تعلق خواهد گرفت. در این اجرا نورالدین بزله (خواننده)، سجاد سقایی(عود)، کاوه کلهرنیا (دیوان)، مجید علیزاده (تمبک)، علی بشردوست (سنتور)، پیام امیرباهنر(تار)، میلاد داول (دف و دهل)، محسن کیهان نژاد (بالابان و سرنا)، میترا زلفی (قیچک باس)، آسیه احمدی (دف و دهل) اعضای گروه «ترنگ» را تشکیل می‌دهند.

«رامبد صدیف» – خواننده و مدرس پیشکسوت آواز اصیل ایران- نیز با وجود آنکه چندان در زمینه‌ی برگزاری اجراهای زنده پرکار نیست، به هوای همراهی با زلزله‌زدگان غرب کشور می‌خواهد کنسرتی را در تالار وحدت برگزار ‌کند و عواید آن را به مردم زلزله‌زده اختصاص دهد. او درباره‌ی دلیل برگزاری این کنسرت گفته است:‌ «شبی که در غرب کشور فاجعه زلزله رخ داد، آن قدر منقلب شدم که اصلاً نخوابیدم. فقط به تصاویر زلزله نگاه می‌کردم و اشک از چشمانم جاری می‌شد. وقتی می‌شنیدم که مردم بی پناه کشورمان زیر آوار هستند، حس و حال غریبی داشتم. به ویژه این‌که حادثه زلزله در شب رخ داد و وقت می‌برد که نیروهای امداد خودشان را به محل حادثه برسانند. اتفاق تلخ و غم‌انگیزی بود که دل مرا به عنوان یک ایرانی به درد آورد. این روزها مثل هر ایرانی دیگری با خودم فکر می‌کنم که چطور می‌توانم به مردم زلزله‌زده کشورم کمک کنم. خوشحالم که مردم به یاری هموطنان‌شان می‌رسند و من هم خواستم سهمی در این امیر خیر داشته باشم. به همین خاطر با آقای علی مرادخانی تماس گرفتم و پیشنهاد برگزاری یک کنسرت به نفع مردم زلزله‌زده را مطرح کردم.»

او می‌گوید یک هنرمند و یک خواننده است و تنها کاری که از دستش بر می‌آید، این است که بخواند و عایده‌ برگزاری آن کنسرت را به مردم کشورش تقدیم کند:‌«قصد دارم بعد از برگزاری کنسرت، درآمد آن را خودم شخصاً با دست خودم به زلزله‌زدگان کرمانشاه بدهم.»

«بهنام بانی» ستاره‌‌ی نوظهور موسیقی پاپ هم قرار است بخشی از درآمد حاصل از کنسرت هفتم آذرماه خود را تقدیم بازماندگان فاجعه زلزله کرمانشاه کند. بهنام بانی در تابستان گذشته موفق به برگزای ۳۶ اجرا در پایتخت شد و حالا این اولین کنسرت پاییزی او است که اتفاقاً همانند اجراهای قبلی‌اش با استقبال خوبی مواجه شد و بلیت‌هایش در مدت کوتاهی به اتمام رسید. بهنام بانی در این کنسرت هم با ارکستری به سرپرستی «حامد برادران» و قطعات شنیده‌شده‌ای نظیر «عاشقم کرده»، «چی بگم»، «من یه دیوونم» و «بسمه» و… روی صحنه می‌رود.

«فرزاد فرزین» نیز برای ابراز همدردی با مردم داغ‌دیده و بازماندگان، بخشی از درآمد حاصل شده از دو کنسرت ونکوور و تورنتوی خود را به بازماندگان این حادثه اهدا می‌کند. فرزاد فرزین که این روزها در خارج از کشور اقامت دارد چندی پیش در قالب یک ویدئو با بازماندگان این فاجعه ابراز همدردی و تصمیم خود مبنی بر اختصاص بخشی از عواید کنسرت‌هایش در کانادا به آنها را اعلام کرد. او همچنین قرار است طی روزهای اول و دوم دی‌ماه در تهران روی صحنه برود. فرزین برای اجرای تهران هم به یاد هموطنان کرمانشاهی خود بوده و اعلام کرده که قصد دارد بخشی از عایده حاصله از آن کنسرت را به مردم غیور کرد اختصاص دهد.

«هوروش‌بند» هم یکی دیگر از گروه‌های موسیقی است که تمام عواید کنسرت خود در تهران را به زلزله‌زدگان کرمانشاه اختصاص خواهد داد. این گروه روز نهم آذر و طی دو سانس به میزبانی سالن همایش‌های برج میلاد تهران روی صحنه می‌رود که بلیت‌های این برنامه هم با مشارکت خوب علاقه‌مندان و طرفدارانشان در زمان کوتاهی به فروش رفت. براساس اعلام حمید فریزند، مدیر برنامه‌های هوروش‌بند، تصمیم به لغو این کنسرت داشتند اما تصمیم گرفتند تا با تمام سود حاصل از فروش بلیت‌های این برنامه اقلام ضروری زلزله‌زدگان را تهیه کنند و خودشان به دست آنها برسانند. هوروش‌بند امروز اعلام کرد که از روز گذشته تهیه اقلام ضروری برای بازماندگان زلزله را آغاز کرده‌اند و به زودی عازم کرمانشاه می‌شوند. این گروه سوم  آذر در کرمان، نهم آذر در تهران و بعد در رشت کنسرت خواهد داشت.

داستان همدردی «رضا یزدانی» با زلزله‌زدگان کرمانشاه تا حدودی با سایر هنرمندان متفاوت بود. چون او قصد داشت دهمین آلبوم خود به نام «درهم» را روز چهارشنبه ۲۴ آبان به بازار عرضه کند. اما به دلیل این اتفاق تلخ، تاریخ انتشار آلبومش را به ۲۹ آبان موکول کرد. او همچنین خبر از اختصاص بخشی از درآمد کنسرت دوم آذرماه خود به مناطق زلزله‌زده داد. «علی اوجی»، مدیر برنامه‌های رضا یزدانی و تهیه‌کننده آلبوم درهم، نیز توضیحات تکمیلی درباره تأخیر در انتشار آلبوم درهم را ارائه کرد و این روزها از طریق صفحه شخصی خودش فعالیت‌هایی برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی انجام می‌دهد. در آلبوم درهم قرار است شنونده سروده‌هایی از مهدی ایوبی، حنیف معززی، میثم بهاران، زهره محقق، احسان رعیت، علی کمارجی‌نژاد و ماهان نوری‌زاده باشیم. رضا یزدانی در این آلبوم برای اولین‌بار پس از سال‌ها به سراغ اشعاری از مولانا و احمد شاملو هم رفته است. شامگاه یکشنبه ۲۸ آبان هم موزیک‌ویدئوی جدیدی از این خواننده منتشر می‌شود.

«حامد همایون» که قرار است کنسرت پاییزی‌اش در تهران را هفدهم آذر روی صحنه ببرد به احترام این اتفاق و عزای عمومی، فروش بلیت‌های کنسرتش را از سه‌شنبه به چهارشنبه ۲۴ آبان موکول کرد. همچنین براساس اعلام این خواننده، قسمتی از درآمد این کنسرت برای زلزله‌زدگان کنار گذاشته شده است. او چهاردهم آذرماه در شهرستان نوشهر هم اجرای زنده دارد و قرار است بخشی از عواید آن اجرا هم به این کار خیر اختصاص یابد. کنسرت‌های حامد همایون به همت موسسه فرهنگی هنری «ترانه شرقی» به مدیریت «محسن رجب‌پور» برگزار می‌شود و این مجموعه هم از ابتدای کنسرت‌های خواننده «دوباره عشق» همیشه در زمینه امور خیریه فعال بوده است.

  • * حجت اشرف‌زاده

حجت اشرف زاده نیز قرار است بخشی از عواید فروش کنسرت خود که در ۲۴ آذر در تهران برگزار می‌شود را به زلزله زدگان غرب کشور تقدیم کند. او می‌گوید:‌ «باید در مقابل مصائب قوی بود و با هم و در کنار هم بود.. تسلیت و اندوه،‌ اندوه بزرگیست.»

رستاک حلاج نیز پس از عبور از روزهای شلوغ کاری در تابستان و روزهای آغازین پاییز گذشته و انتشار تک‌آهنگ‌های متعدد و پر مخاطب، چهارشنبه ۲۲ آذر ماه ۹۶ در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی به روی صحنه خواهد رفت. بخشی از عواید این اجرا از طرف این هنرمند و شرکت آوای باران صرف امور خیریه برای کمک به آسیب دیدگان زمین لرزه‌ی کرمانشاه می‌شود.

  • * سینا شعبانخانی

سینا شعبانخانی هم بخشی از درآمد کنسرت خود که ٢٠ آذرماه در برج میلاد برگزار می شود را به هم وطنان زلزله زده اختصاص می دهد. او چندی پیش در صفحه شخصی خود فیلمی از یک آواز با صدای خودش را منتشر کرد که مورد توجه کاربران فضای مجازی قرار گرفت. این آواز سوزناک سینا شعبانخانی بارها در صفحات مختلف بازنشر شده و همین حرکت او و برگزاری کنسرتی با حمایت از مردم زلزله‌زده باعث انگیزه‌ای برای دوستدارانش شده تا به یاری هموطنان خود بشتابند.

*****

«شهاب مظفری» و «کاوه آفاق»، دیگر هنرمندان عرصه موسیقی بودند که با جمع‌آوری کمک‌های مردمی و حضور در مناطق زلزله‌زده، به آسیب‌دیدگان این اتفاق تلخ کمک کردند.

Source link

غلام‌رضا صنعتگر: من غلام رضا هستم

20 نوامبر 2017
بدون نظر

آرش نصیری: گشتم تا پیدایش کردم. شش هفت سال پیش. آهنگ‌هایش (به خصوص امام رضا و ایران) را از رادیو شنیده بودم و از آنجایی که عاشق ریتم‌های جنوب هستم بسیار لذت می‌بردم اما نمی‌دانستم کیست. در اینترنت جستجو کردم و اسمش را فهمیدم و بعد از طریق دوستان شماره‌اش را پیدا کردم و با هم برای این مصاحبه قرار گذاشتیم. شش سال پیش، وقتی او سی و شش ساله بود و ده آذر امسال که بیاید چهل و دو ساله می‌شود. آن موقع هنوز ماجرای بیماری‌اش معلوم نشده بود. یک مصاحبه مفصل با او انجام دادم، از زمانی که در بندرعباس بود تا همان موقع. آن روزها قرار بود آلبومش مشخص شود اما بهانه ما برای مصاحبه امام رضا (ع) بود. در مقدمه این مصاحبه نوشتم:

«سی و شش سال و چند ماه قبل، پدربزرگ که نوه‌اش بیماری لاعلاجی داشت و همه جوابش کرده بودند، دست نوه‌اش را گرفت و به دیدار آقایش برد تا شفایش را از او بگیرد. حالا که سی و شش سال و چند ماه بعد است، آن دختر که حالا مادر است و یک پسر به نام غلامرضا دارد، هر وقت که صدای او را می‌شنود که از رضا می‌خواند، یاد آن روز می‌افتد که با پدر بزرگ از بندر به مشهد رفتند تا شفا را با شفاعت رضا بجویند و خدای رضا‏، غلامرضا را به او داده است. غلامرضا این ماجرا را آخر مصاحبه می‌گوید و بعد می‌گوید دلش همیشه هوای زیارت دارد و به دوستش مهدی می‌گوید: «مهدی میای امشب بریم؟»

نشسته‌ایم و روند خواننده شدنش را بررسی می‌کنیم. از بندرعباس‏، وقتی که آنقدر به صدا و سیمایش رفته بود که همه را ذله کرده بود تا تهران که آمد خواننده و آهنگساز مطرحی شود و بعد که سفارش آهنگی برای امام رضا به او داده شد و به یادش آمد که سال‌ها منتظر این لحظه بوده است. شاید از سی و شش سال و چند ماه قبل که مادرش شفایش را گرفته بود و مقرر کرده بود که او «غلام رضا» شود.

از همه چیز حرف می‌زنیم و این کامل‌ترین مصاحبه او است درباره زندگی و کارش. کارش را جدی می‌گیرد و خونگرمی ذاتی جنوبی‌ها را هم به این خصیصه اضافه کنید تا به غلامرضا صنعتگر خلاق برسید با آن حس قوی و غریبش و آن ریتم دلنشین کارهایش و البته صدای گرم و مهربانش. می‌گوید خیلی‌ها که به لهجه‌اش دقت نمی‌کنند فکر می‌کنند مشهدی است و می‌خندد. با این آهنگساز‏، نوازنده و خواننده خوب از هر دری سخن گفتیم. از جمله آلبومش و البته معلوم بود بهانه اصلی چیست: آهنگ زیبایی که برای امام رضا (ع) ساخته و به زیبایی اجرا کرده است.»

حالا خود غلامرضای عزیزم بیمار است. امید که همان امامی که مادرش را شفا داد، به پسر او هم عنایت داشته باشد. پسری که به عشق او، نامش غلام رضا شده است: غلام‌رضا صنعتگر.

 ****

  • * نام فامیلت «صنعتگر» است. به نظر نمی‌رسد «صنعتگر» ربطی به هنر داشته باشد.

اتفاقاً خیلی هم مربوط است. تمام صنعتگر‌ها با خلاقیت خودشان چیزی را خلق کنند، بنابراین می‌توان آنها را هم به نوعی هنرمند دانست.

  • * می‌خواستم بپرسم آیا اینکه اسم خانوادگی شما صنعتگر شده ، دلیل داشته و آیا اجداد شما صنعتگر بودند؟

معمولاً اسامی قدیمی با دلیل بودند و قطعاً ما هم از قبل با دلیل به این اسم درآمدیم اما نمی‌دانم و در جریان آن نیستم. چیزی که فکر می‌کنم این است که این اسم بی‌ارتباط به هنر هم نیست و صنعتگر‌ها هنرمندند.

  • * در خانواده‌ی «صنعتگر»، به جز خودت کسی دیگری هم به دنبال هنر و هنر موسیقی بود؟

نه. همه مخالف بودند اما من از بچگی علاقه شدیدی به موسیقی داشتم و این علاقه باعث شد از همان کودکی، موسیقی را به صورت گوشی کار کنم. در کنار آن کم‌کم بحث‌های تئوری موسیقی را هم وارد کردم تا کم‌کم وارد کار موسیقی شدم.

  • * وقتی موسیقی را از طریق شنیدن کار می‌کردی، چه نوع موسیقی‌هایی را گوش می‌کردی؟

آن زمان، در بندرعباس بیشتر موسیقی فولکور خودمان را دوست داشتم و گوش می‌کردم. یک‌سری خواننده قدیمی در بندرعباس بودند مثل نصروک که آوازه‌اش در دنیا پیچیده و الان ملودی‌های نصروک را موزیسین‌های بزرگ جهان دارند پیاده و اجرا می‌کنند.

  • * فقط کار‌های نصروک را گوش می‌کردی؟

نصروک یک طرف قضیه بود و یک طرف دیگر ابراهیم منصفی که البته مرحوم شد و از بزرگان موسیقی و هنر بودند.

  • * بله. کیست که ابراهیم منصفی را نشناسد. این‌ها وقتی بود که موسیقی را به صورت گوشی پیگیری می‌کردی. حالا اولین بار کی ساز به دست گرفتی و با آن موسیقی را اجرا و پی گرفتی؟

من اولین‌بار با ملودیکا ساز زدم. یک‌بار یک قطعه ساده را با این ساز ملودیکا در آوردم و زدم. یکی از دوستان عزیزی که جایگاه خوبی در عرصه‌ موسیقی استان داشت، گفت که چقدر خوب ساز می‌زنی. می‌توانی رشد کنی و در موسیقی موفق شوی. چرا آن را ادامه نمی‌دهی؟

  • * آن موقع چند سالت بود؟

دقیقاً حضور ذهن ندارم اما فکر می‌کنم سال سوم یا چهارم ابتدایی بودم. آنقدر به این ملودیکا فوت کردم و ساز زدم که باد کرده بودم و خانواده‌ام فکر کرده بودند دیفتری گرفته‌ام. البته آن موقع این بیماری‌ شایع هم شده بود و ترس خانواده هم پر بیراه نبود و بنابراین یک روز در بیمارستان خوابیدیم اما گفتند این نه به خاطر دیفتری که به خاطر فوت کردن بیش از حد به ملودیکا است.

  • * چه زمانی ساز دیگری تهیه کردی؟

من در مغازه پدرم کار می‌کردم و پدر روزی پنج تومان به من پول می‌داد. این پنج تومان را جمع کردم و بعد از پنج شش ماه یک ارگ خریدم. کلاویه‌های آن ارگ خیلی کوچک بود ولی از آن به شدت لذت می‌بردم و کار می‌کردم. خانه ما هیأت و تکیه بود و کار موسیقی کردن راحت نبود اما من یواشکی به بالای پشت بام می‌رفتم، پتو را روی سرم می‌انداختم که پدرم متوجه نشود و آنجا تمرین می‌کردم اما پدرم متوجه می‌شد و سر همین موضوع سه تا از آن ساز‌ها را از دست دادم. ذهنیتش جور دیگری بود و دوست نداشت من موسیقی کار کنم.

  • * آن موقع با آن ارگ چه آهنگ‌هایی می‌زدی؟

اولین کاری که در بندر عباس کار کردم، یک قطعه جشنی بندرعباسی بود. آن را خیلی دوست داشتم اما اسمش را نمی‌آورم. این روز‌ها یکی از کار‌های فاخر کشور شده است. اسم آن را نمی‌آورم تا خدای ناکرد خواننده عزیز آن را زیر سؤال نبرم.

  • * این ملودی ساخته شما بود؟

نه. ساخته نصروک بود که همانطور که خدمت‌تان عرض کردم، یکی از اسطوره‌های شهر ما و جنوب است. من آن قطعه نصروک را خیلی دوست داشتم، می‌زدم و می‌خواندم. مشکلی که من با ملودیکا داشتم این بود که من هم زمان نمی‌توانستم هم ساز بزنم و هم بخوانم چون باید فوت می‌‌کردم. این بود که یک راه حل پیدا کردم، بچه‌های محل را جمع می‌کردم، ساز را می‌گذاشتم دم دهن آنها، آنها فوت می‌کردند و من ساز می‌زدم و می‌خواندم. اینطور بود که تمام محل روی ما شاکی می‌شدند (می‌خندد). سیستم گلو‌های بچه‌های مردم به هم خورده بود (می‌خندد).

  • * چرا آنقدر که موسیقی فولکلور را دوست داشتی به سمت ساز‌های ضربی منطقه خودتان نرفتی و به کیبورد گرایش پیدا کردی؟

دوازده تا ساز می‌زنم و در کار‌های مختلفی که برای دوستان ساخته‌ام، درام زده‌ام، ساز‌های کوبه‌ای بندرعباسی، دهل… گیتار می‌زنم، پیانو می‌زنم و در کنار آن کیبورد هم می‌زنم. به سمت کیبورد رفته بودم چون از آن می‌توانستم صدا‌های مختلفی بگیرم در حالی که مثلاً پیانو تک صدا بود. می‌خواستم آهنگسازی هم انجام بدهم و کیبورد، با توجه به صدا‌های مختلفی که داشت، بیشتر به دردم می‌خورد. یادم هست که یک بکیبورد یاماها خریده بودم که اکثر صداها را داشت و به نوعی این باعث می‌شد خسته نشوم.

  • * شاید یکی از دلایل آن هم این بود که آن روزها علاقه‌ به موسیقی پاپ زیاد شده و جذبت کرده بود؟

دقیقاً.

  • * آن موقع خواننده پاپ مورد علاقه‌ات که بود؟ ناصر عبداللهی که نبود؟

نه. ناصر هنوز نیامده بود. خوانندگان مختلفی بودند از جمله ابراهیم منصفی که قبلاً هم گفته‌ام. من به مرحوم منصفی علاقه ویژه‌ای داشتم. همینطور دوستان بندرعباسی که قدیم کار می‌کردند.

  • * مثل این‌که خیلی به ابراهیم منصفی علاقه‌ داشتی. در مورد ایشان بیشتر توضیح می‌دهی؟

تخلص او «رامی» بود و فقط یک خواننده نبود؛ شاعر بود، خواننده بود، آهنگساز بود و از بزرگان فرهنگ و هنر بود. کسی که آن زمان شاملو درباره‌اش گفت: «در عصری که همه ما حصیر می‌بافیم، ابراهیم منصفی ابریشم می‌بافد.» این گفته احمد شاملو بود.

  • * در مورد شعر ایشان گفت یا درباره موسیقی‌اش؟

درباره شعرش. البته جایگاه موسیقی‌اش هم بسیار بالا است و همین الان کارهایش را در همه جا اجرا می‌کنند.

  • * داشتی در مورد آغاز کار موسیقی‌ات می‌گفتی.

بله. آن موقع پراکنده همه کاری کردم، ساز می‌زدم، گیتار می‌زدم، درام می‌زدم و می‌خواندم. در همه‌ی این مراحل پدر بسیار مخالف کار موسیقی من بود و باید طوری کار می‌کردم که نه او نه متوجه شود نه بتوانم روی کمکش حساب کنم. آن‌طور کار کردن خیلی سخت بود.

  • * این‌ها که می‌گویی مربوط به چه سالی است؟

حدود سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۰ و این زمانی بود که من واقعا به سختی موسیقی کار می‌کردم.

  • * پیش چه کسی آموزش نوازندگی دیدی؟

در هیچ کدام از این ساز‌ها استادی نداشتم و خودم کار کردم.

  • * کِی اولین آهنگت را ساختی و خواندی؟

اولین کاری که خواندم، برای یک برنامه صبحگاهی هرمزگان بود که این‌طوری شروع می‌شد: «صبح بخیر بندر/ صبح بخیر میناب/ صبح بخیر نگین انگشتر ایران/ صبحت بخیر ای خاک پاک هرمزگان/ سلام و صبح بخیر به این قشم خاک طلایی و جزیره‌ی ناز/ به این پل و لنگه شمیل و رودن جاسک…». این تیتراژ یک برنامه صبحگاهی بود.

  • * چطور این تیتراژ را به شما سفارش داده بودند؟ مگر یک خواننده شناخته شده بودی؟

نه‏، اما آنقدر رفته بودم صدا و سیمای بندر عباس که همه را عاصی کرده بودم. راهم هم نمی‌دادند. پدر من یکی از مسئولین شهر بود اما متأسفانه با من همکاری نمی‌کرد چون ذهنیتش چیز دیگری بود. حق هم داشت. مدام می‌رفتم دم در صدا و سیما. یک نفر می‌گفت باید آفیش شوی، یک نفر یک چیز دیگر می‌گفت اما من کوتاه نمی‌آمدم و خلاصه آنکه بندگان خدا یک روز راهم دادند داخل. گفتند چه می‌خواهی؟ گفتم یک آهنگ ساختم برای برنامه شما. برنامه را هم می‌دیدم. گفتند کارت را بیاور گوش کنیم. گوش کردند، همه به اصطلاح به‌به و چه‌چه کردند. باور نمی‌کردم کارم قبول شده باشد. خلاصه آنکه کار پخش شد. پولی به من ندادند اما بسیار راضی بودم از این که می‌دیدم کارم پخش می‌شود.

بار اول که پخش شد از خانه به صدا و سیما زنگ زدم و گفتم «عجب کار زیبایی بود» پسر خاله، دختر خاله، پسر عمه، دختر عمه، عمه، خاله و همه را مأمور کردم که زنگ بزنند و از کارم تعریف کنند و از صدا سیما بابت پخش آن تشکر کنند. فردا از دفتر رئیس صدا وسیما زنگ زدند. آن موقع رئیس صدا و سیما جناب پهلوان‌زاده بود. گفتند آقای پهلوان‌زاده با شما کار دارد. محبت کنید تشریف بیاورید اینجا و ما هم رفتیم. گفتند آقا خیلی تماس گرفتند. ما خوشحال شدیم غافل از اینکه تلفن صدا و سیما CALLER ID دارد. هشتاد و دو تماس به صدا و سیما گرفته بودند و از کار ما تعریف کرده بود و تمام آن هشتاد و دو از یک تلفن بود، از تلفن خانه ما (می‌خندد). البته ما خودمان را نباختیم گفتیم لابد خط رو خط شده است (می‌خندد). البته رئیس صدا و سیما گفت کارت خوب است.

  • * مردم اصلاً تماس نگرفته بودند.

نه. هیچ‌کس تماس نگرفته بود به غیر از خودم. بعد یک کار دیگر ساختم.

  • * پدرتان متوجه شده بود؟

یک بار به پدرم گفتم بیا این کار را گوش کن. گفت: خودت خواندی؟ گفتم: بله. بعد از آن شد مشوق اصلی من. البته من زمانی لذت موسیقی را بیشتر بردم که در محدودیت بودم.

  • * بعد یک کار دیگر برای بندر ساختی؟

بله. کار بعدی‌ام هم برای بندر بود. اول شعر‌ش این بود: «بندر نازنینم لوی دیارت/ ….». برای بندر ساختم و خیلی گرفت.

  • * شعرش مال چه کسی بود؟

استاد محمد‌علی قویدل. خیلی سخت این شعر را در اختیار من قرار داد. رفتم پیش ایشان و از کوپن بابام خرج کردم. گفتم بابام گفته یک شعر خوب به من بدهی. ایشان هم به اعتبار پدرم این شعر را در اختیار من گذاشت و کار گرفت.

  • * یعنی دیگر لازم نشد خودت از خانه زنگ بزنی و از کارت تعریف کنی؟

نه. مردم کلی زنگ زدند و از کار تعریف کردند. کلی مطرح شدم و کم‌کم در شهرمان شناخته شدم.

  • * برای این کار دستمزد گرفتی؟

نه برای این کار هم به من دستمزد ندادند. اصولاً تا وقتی در بندرعباس بودم یک ریال هم دستمزد نگرفتم تا اینکه آمدم تهران و اولین کارم را برای قاسم افشار ساختم.

  • * کِی تصمیم گرفتی به تهران بیایی؟

سال ۱۳۷۸ بود.

  • * قبل از این‌که به تهران بیایی، چند کار ساخته بودی؟

خیلی زیاد؛ هم برای دوستانم و هم برای خودم و کار‌هایم به نوعی در بندر گل کرد. وقتی به تهران آمدم به شرکت «آوای برگ» رفتم که زیر مجموعه حوزه هنری است تا آنجا کارم را ارائه دهم. ناصر خدا بیامرز به من گفته بود بلند شو بیا تهران.

  • * با ناصر عبد‌اللهی از طریق کار‌هایت آشنا شده بودی؟

ناصر همسایه دیوار به دیوار ما بود و با هم زندگی کرده بودیم. ناصر سال ۱۳۷۴ به تهران آمد و من هم سال ۱۳۷۸ آمدم. من دومین نفری بودم که از بندر عباس به تهران آمدم.

  • * رضا صادقی نیامده بود؟

نه. رضا صادقی خیلی بعد از ما آمد. خلاصه آنکه وقتی آمدم دو سه کار برای قاسم افشار ساختم. آن موقع افشار روی بورس بود و فکر نمی‌کردم کارم را قبول کند اما قبول کرد. البته روز اول که کار را برده بودم، استاد فریدون شهبازیان CD را به سمت من پرت کرد گفت این چه کاری است؟ اول خیلی ناراحت شدم اما بعد که فکر کردم همان حرف استاد دگرگونی برایم ایجاد کرد تا بهتر و با حساسیت بیشتری کار کنم. وقتی برای قاسم افشار کار کردم، قاسم اولین بار اسمم را در تلویزیون ملی برد و این برایم خیلی جالب بود.

  • * چه کاری را برایش ساخته بودی؟

«گرداب» و «در امتداد لحظه‌ها» شعرش این بود: «در امتداد لحظه‌ها لحظه‌شماری می‌کنم/ در معبر آیینه‌ها آیینه‌داری می‌کنم/ از جام زهر‌آگین عشق، سر می‌کشم درد عدم و….» شعرش اول مال علیرضا صفر‌پور بود. که عوض شد و شعر بعدی از بامداد جویباری بود. شعر گرداب یادم نیست. مجید اخشابی آنجا بود و کار من را شنید و آشنا شدیم و پنج قطعه از آلبوم گمگشته مجید را من ساختم. کم‌کم وضع ما خوب شد و در تهران ماندم (می‌خندد).

  • * تا آن موقع فقط به عنوان آهنگساز می‌شناختنت؟

بله. البته کاری که مجید در آلبوم گمگشته خواند را قرار بود من بخوانم که ماجرا‌هایی دارد. بگذریم. خیلی ناراحت شده بودم و تصمیم گرفته بودم به شهرم برگردم. تصمیم مدیر شرکت این بود که مجید بخواند چون او معروف‌تر بود. البته مجید با همین آلبوم معروف شد. سه سال بعد از آن کار نکردم و خانه‌نشین شده بودم و بعد تصمیم گرفتم خودم بخوانم که کار « شیک و پیک» را خواندم.

  • * آن موقع که این کار‌ها را می‌ساختی، سازش را هم خودت می‌زدی؟

بله. اکثر ساز‌ها را خودم می‌زدم. آنجا دو قطعه «شقایق» و «مرز تردید» از آن من بود و در آلبوم آخرش «پریزاد» هم خود قطعه «پریزاد» بود که ساز‌هایش را خودم زدم.

  • * اینجا لابد دستمزد خوب می‌گرفتی؟

بیشترین دستمزد‌های آن زمان را از کار قاسم افشار و مجید اخشابی گرفتم. بعد از آن کار‌های زیادی با بچه‌های حرفه‌ای کردم و از جمله کاری که یک کار فرهنگی خیلی خوب و بزرگ بود. آلبومی به نام «رقص نی برای گیتار» که استاد مسعود جاهد به من پیشنهاد کرد. ایشان توانایی مرا دیده بود و به من لطف داشت. گفت من می‌خواهم در کنار نی یک ساز دیگر بزنم. شش ماه وقت گذاشتم و روی فواصل نی تحقیق کردم تا ببینم در کنار چه سازی می‌تواند موفق باشد. خیلی‌ها به من پیشنهاد‌های مختلفی کردند که سه‌تار، سنتور یا ساز‌های دیگر بیاور اما من ساز گیتار را انتخاب کردم و در کنار نی گذاشتم و آهنگ و تنظیم کل آن آلبوم بی‌کلام را انجام دادم. استاد جاهد هم نی آن آلبوم را به زیبایی نواخت و ما آن کار را به شرکت آقای نوید‌پور فروختم. برای آن خیلی به من زنگ زدند و ارشاد هم به خاطر ساخت این کار تبریک ویژه‌ای گفت. این کار به نظر خودم و دوستانی که در رأس بودند، کار بزرگی بود.

  • * تا این مقطع بیشتر به عنوان آهنگساز مطرح بودی؟

بله. در سال ۱۳۸۴ دوست عزیز من محسن شریفیان گفت صنعتگر، تو صدایت خوب است، بیا این دو قطعه را بخوان. من دو قطعه برای کیش خواندم. فکر نمی‌کردم این قطعه ها مورد تایید قرار بگیرد.

آن موقع مجید اخشابی در شورای صدا و سیما بود. به من زنگ زد و گفت رضا کارهایت تأیید شده است. خدا یارش باشد عبدالحسین مختاباد را که هر جا هست من مدیونش هستم. خیلی مرد بزرگی است و ای کاش باز هم به این عرصه وارد شود. واقعاً دستی برای خیلی‌ها بود و فکر می‌کنم هر کس که بی کس بود، یکی از افرادی که دست‌شان را گرفت و بزرگشان کرد و هنرشان را نمایان کرد عبدالحسین مختاباد بود. واقعاً زحمت کشید. یکی از دوستان به من گفت آقای مختاباد می‌خواهد شما را ببیند. آن موقع رئیس واحد موسیقی بود. باورم نمی‌شد. وقتی رفتم آنجا از جلویم رد شد، یک نفر از افرادی که آنجا بود گفت ایشان آقای صنتعگر هستند. آقای مختاباد آمد احترام خاصی گذاشت و واقعاً برایم لذت بخش بود که دارند از موسیقی جنوبی ما حمایت می‌کنند. شاید اگر کسی دیگری جای آقای مختاباد بود چنین کاری نمی‌کرد. دو کار ساخته بودم که بعد خود آقای مختاباد به من گفت می‌خواهم یک کار برای ایران بسازی. من آن کار را در شش ساعت جمع کردم. یعنی آهنگ و تنظیم و شعر و میکس و مستر ش انجام شد.

  • * شعرش کار چه کسی بود؟

شعر از خانم مریم فتاحی بود که ایشان هم برای کارهای من زحمت کشیدند و در اکثر کارهایم زحمت شعر را به ایشان می‌دادم. خلاصه آنکه وقتی آن آهنگ روی آنتن رفت خیلی درخواست داشت.

  • * این آهنگ هم که خیلی معروف شد با شعر «میهن عزیزم ایران/ با درخش کاویانی…»

بله. خدارا شکر.  کاری بود که گُل کرد و خیلی درخواست داشت و بعد استاد مختاباد گفت که یک کار برای امام زمان بساز. آن کار هم گُل کرد. کاری که شعرش با این شروع می‌شد: «ای شکوه عطر نرگس …» یک ریتم‌بندی داشت که روی آن کمانچه ارکستر زهی آوردم. در کنار آن چند کار دیگر ساختم که آنها هم خیلی گل کردند. بعد سفارش کار برای امام رضا (ع) را به من دادند.

  • * چه کسی سفارش داد؟

خودم فکر کرده بودم که یک کار برای امام رضا (ع) بسازم و دنبال یک سوژه جرقه خاص بودم که در ذهن مردم ایجاد کنم. عزیزی که یکی از بزرگان بازیگری ایران است به من گفت تو صدایت خیلی خوب است و اگر یک کاری برای امام رضا (ع) بسازی با حس و حال نزدیک به حال و هوای مردم کار کنی و تنظیم و ملودی خوبی داشته باشی و از لهجه جنوبی استفاده کنی، حتماً مورد استقبال قرار می‌گیرد. من رفتم مشهد و در حرم نشستم. یک چیزهایی به ذهنم می‌آمد و زنگ می‌زدم به شاعر. شاعرش مجید ذاکری است که در بندرعباس است و هنوز مشهد نرفته بود. هر چه که به ذهنم می‌آمد به او انتقال می‌دادم و کم کم این شعر و آهنگ ساخته شد.

  • * یک جا از شعر می‌گویی «سید مظفر» سید مظفر را از کجا آوردی؟

سید مظفر امام‌زاده‌ای در بندرعباس است که به روایتی می‌گویند برادر امام رضا‌ (ع) است و ما از سید مظفر کانال زدیم به امام رضا. یک جا می‌گوید من از سید مظفر به تو دخیل بسته‌ام یا امام‌ رضا (ع). این کار کاری می‌شد که با آن غلامرضا صنعتگر را شناختند.

  • * لابد پدرت آنجا دیگر به تو افتخار کرد. درست است؟

آنجا دیگر متاسفانه پدرم نبود. پدرم سال ۱۳۷۸ عمرشان را داده بود به شما. خیلی دوست داشتم بابام باشد و این کار مرا بشنود. اما متاسفانه در گذشته بود.

  • * خدا رحمتشان کند. گفتی که پدر مذهبی بود و آن اوایل کارت را نمی‌پذیرفت اما بعداً وقتی یک کار مذهبی خواندی که تا این حد مورد توجه قرار گرفت، لابد روحش شاد شده است؟

قطعاً همین است. یکی از رمزهای موفقیت ما و یکی از بردهای ما همین مذهب و اعتقادات ما است و قطعاً روح پدرم الان شاد است. خوشحالم کاری کردم که ایشان ان‌شاءالله رضایت دارد.

  • * یکی از نکات ویژه‌ی این کار لهجه آن است. منظورم لهجه خودت به عنوان یک جنوبی نیست. در این کار، هم ریتم، ریتم ویژه‌ای است که فقط جنوبی‌ها آن را خیلی خوب و حسی در می‌آورند و هم درک و لهجه ویژه‌ی شما از ریتم و اجرا. چگونه در بین این همه کار پاپ که شبانه‌روز پخش می‌شود مخاطب عام زیادی هم دارد، لهجه‌ات را حفظ کردی؟

یکی از بردهای من این لهجه من است. من لهجه‌ام را دوست دارم و در ضمن می‌خواهم تفکری را هم پشت آن بگذارم و برای این کار تحقیق و کار می‌کنم و از اساتید بزرگی در بندرعباس هستند یا آثارشان هست، کمک می‌گیرم. یکی از مورخین بزرگ، استاد علی بابایی است که دیدگاه و تفکرشان سطح بالایی دارد و من از ایشان و کارشان خیلی بهره برده‌ام. به دنبال این هستم که در این زمینه یک کار پیوسته داشته باشم و علاوه بر این آثار که از من می‌شنوید، بسیاری کارهای دیگر را  به مردم نشان بدهم.

  • * موسیقی فولکلور منطقه خودتان چقدر روی کارت تاثیر دارد؟

قطعاً تاثیر زیادی دارد و همانطور که از ابتدای مصاحبه گفتم اساس کار و شروع آن از تاثیرات موسیقی منطقه خودمان است و هر چند بعداً در زمینه موسیقی پاپ کار کرده‌ام، اما همین تأثیرات موسیقی فولکلور ما است که به آن لهجه و ویژگی خاصی داده است.

در ضمن می‌خواهم نکته‌ای بگویم. بعضی‌ها از من می‌پرسند چرا مثل خیلی‌ از خوانندگان این روزهای موسیقی، معروف نیستی. در جواب آنها می‌گویم، می‌توانستم برای چشم و ابرو و دل و قلوه بخوانم و خیلی بیشتر معروف شوم ولی ذهنیت و دیدگاهم طوری است که می‌خواهم، حداقل پیش خودم به یک سرانجامی برسم و نمی‌خواهم نصف و نیمه تمام شوم. خیلی در خواست‌ها در زمینه کار کردن این بود که طوری دیگر کار کنم و پول خوبی هم به من می‌دادند. نمی‌گویم این کار بد است اما من تا به آن سرانجام و هدفی که در ذهنم دارم نرسم، قطعا این کار را نخواهم کرد. البته در آلبومم کار عاشقانه دارم اما عاشقانه عارفانه و معنوی است نه عاشقانه سطحی و دم دستی. البته گستردگی موسیقی خیلی بزرگ است و آن کسی که در این مسیر می‌رود رفته‌ام و از این بابت به خودم افتخار می‌کنم. یکی از دلایلی که باعث شده این مسیر را بروم پسر من است. دوست دارم فردا که بزرگ شد و دیدگاهش کامل شد به من نگوید پدر، چرا وارد سیستمی شدی که فقط برای پول کار کردی. می‌خواهم برای دلم و برای رشد و تعالی کارم و هنری کار کنم.

  • * بعد از آنکه برای امام رضا (ع) خواندی چه اتفاقی برایت افتاد؟

به والله جدی می‌گویم من با همین آهنگ امام رضا (ع) بالای میلیارد کار کرده‌ام و این نظر آقا امام رضا (ع) به من است. بیشترین اجراهایی که می‌کنم از این کار است و خوشحالم توانسته‌ام کاری انجام دهم که مورد توجه قرار بگیرد. امید دارم گناهان مرا نادیده  بگیرد و به قول یکی از بزرگان، هیچ وقت مرا فاش نکند. لطف امام رضا (ع) شامل حال من شده و امید دارم قابل باشد.

  • * بعد از آن به زیارت امام رضا (ع) رفتی؟

بارها و بارها. همیشه طلبه امام رضا (ع) هستم. همین الان دلم می‌خواهد بروم و شاید امشب رفتم (به رفیقش اشاره می‌کند) می‌آیی امشب برویم مهدی؟

  • * در مشهد هم زیاد اجرا کرده‌ای؟

همه به من می‌گویند تو لابد مشهدی هستی. یادشان می‌رود که جنوبی هستم.

(دوستش مهدی توضیح می‌دهد که رضا می‌گوید میلیارد کار کرده‌ام اما من شاهد هستم که او از این کارهایی که می‌کند هیچ چیزی را برای خودش نگه نمی‌دارد و همه را می‌بخشد. حضرت علی (ع) می‌فرماید گذشت و بخشش این نیست که آنچه را اضافه داری ببخشی. گذشت این است که آنچه را  هم خودت نیاز داری ببخشی. من این را در رضا به عنوان یک دوست می‌بینم و اولین بار هم هست که در جایی می‌گویم. رضا حرفش را قطع می‌کند و بحث را عوض می‌کند.)

  • * دیگر چه کاری ساختی؟

یکی از کارهایی که خودم خیلی دوست دارم، به نوعی برگردان دعای توسل است. اولش تماس تلفنی با خدا است. می‌گویم: «الو سلام ببخشید، منزل خدا/ منم همان مسافری که اتفاقاً آشناست…» این کار را خیلی دوست دارم اما مجوز نگرفته‌ام. امیدوارم مسئولین این مصاحبه مرا ببینند و باعث شود بتوانم مجوز این کار را بگیرم. یک دعای خالصانه و صادقانه است که قطعاً مورد توجه قرار می‌گیرد و اگر خدا بخواهد تأثیرگذار خواهد بود.

  • * تو با ناصر عبداللهی همسایه بودی. چرا هیچوقت با هم همکاری نکردید؟

یک روز قبل از این‌که این اتفاق برای ناصر بیافتد، من، ناصر، رضا صادقی، اسحاق احمدی، محمود راهبر و چند نفر دیگر از دوستان خوبمان با آهنگسازی رامبد و تنظیم معین راهبر خواندیم که این آخرین‌کاری بود که با ناصر انجام دادیم.

بله. کاری با عنوان «همبستگی» که همه‌مان خوانندگان جنوبی بودیم.

  • * نکته‌ای که در مورد کارت وجود دارد این است که با وجود آنکه به نظر می‌رسد مربوط به منطقه خاصی باشد، مردم با آن خیلی ارتباط برقرار می‌کنند. این به چه علت است؟ تلقی خود من این است که این کار به خاطر صمیمیتی است که در فرهنگ و زبان جنوبی وجود دارد. درست است؟

لهجه و نگاه آدم خیلی کمک می‌کند، ریتم خیلی کمک می‌کند. یک موقع تا می‌گفتی موسیقی جنوبی، همه دیدگاه‌ها می رفت به سمت بوشهر و آبادان. اما زمانی که خدا بیامرز ناصر عبداللهی آمد و مردم با کارهای زیبایش ارتباط برقرار کردند، این نوع موسیقی برای مردم جذاب و شنیدنی‌تر شد.

  • * شما همشهری استاد محمدعلی بهمنی هستی چرا با ایشان همکاری نکردی؟

من از استاد بهمنی یک کار خواندم و خیلی دوست دارم که هر چه بیشتر در خدمت این استاد  گرانقدر باشم.

  • * می خواهم مصاحبه را با یک خاطر یا اتفاق ویژه در مورد قطعه امام رضا (ع) به پایان ببرم. آیا مورد خاصی در این مورد یادت می‌آید؟

بگذار برگردم به سی و شش سال و چند ماه قبل که هنوز به دنیا نیامده بودم. تمام دکترها مادرم را جواب کرده بودند. پدربزرگم دست مادرم را می‌گیرد و می‌برد زیارت امام رضا (ع)  و از آقا می‌خواهد که نوه‌اش را شفا بدهد. خودش می‌گرید و می‌گوید امام رضا (ع) دکتر این‌ها تویی. از تو می‌خواهم که نوه‌ام را سالم به من برگردانی. شاید نظر امام رضا (ع) بود که من این کار را بخوانم چون هم خودم و هم مادرم مدیون امام رضا (ع) هستیم. من غلام رضا هستم.

  • * پس لابد مادرت راجع به این قطعه حس ویژه‌ای دارد.

بله. می‌گوید هر وقت گوش می‌‌کنم گریه می‌کنم. مادران را که می‌دانی چطوری هستند؛ مار من هم که شرایط ویژه خودش را دارد.

Source link

«مازیار فلاحی» در تهران برای دوستدارانش می خواند

20 نوامبر 2017
بدون نظر

دومین هفته از سومین ماه پاییزی ۱۳۹۶

«مازیار فلاحی» در تهران برای دوستدارانش می خواند

کنسرت مازیار فلاحی

کنسرت موسیقی پاپ «مازیار فلاحی»، خواننده شناخته شده موسیقی کشورمان، دومین هفته از سومین ماه پاییزی ۱۳۹۶ در «مرکز همایشهای برج میلاد»، بروی صحنه می رود.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»،  خواننده نام آشنای موسیقی پاپ کشورمان، «مازیار فلاحی»، طی دو سئانس از ۱۳ آذر ماه سال جاری، به دیدار هواداران خود در «مرکز همایشهای برج میلاد» شهر تهران رفته و شبی به یاد ماندنی را با آنها به اشتراک خواهد گذاشت.

کنسرت پیش روی فلاحی، با رپرتوار متنوعی از بهترین آثار این خواننده، روز دو شنبه در ساعت های ۱۸ و ۲۱ تقدیم مخاطبان می شود و بی شک «مازیار فلاحی»، مانند همیشه، هوادارانش را با قطعاتی ویژه غافلگیر خواهد کرد.

شایان ذکر است که کنسرت موسیقی پاپ «مازیار فلاحی»، دو شنبه ۱۳ آذر ماه، طی دو سئانس ۱۸ و ۲۱ در «مرکز همایشهای برج میلاد»، برگزار می شود و بهای بلیت این کنسرت ۴۰ و۵۵ و۶۵ و۸۰ و ۱۱۰ و۱۲۰ و۱۴۰ هزار تومان برآورد شده است. علاقمندان می توانند، جهت تهیه اینترنتی این بلیتها، به سایت www.iranconcert.com مراجعه نمایند.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

Source link

آلبوم موسیقی «آرزو» از «مسعود فصیحی» منتشر شد

20 نوامبر 2017
بدون نظر

با همراهی پیانوی «دلبر حکیم آوا»

آلبوم موسیقی «آرزو» از «مسعود فصیحی» منتشر شد

آلبوم موسیقی «آرزو» با صدای «مسعود فصیحی» و پیانوی «دلبر حکیم آوا» هنرمند تاجیک تبار، از سوی مؤسسه فرهنگی و هنری «پهبد»، روانه بازار موسیقی شد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، «آرزو» نام آلبومیست از «دلبر حکیم آوا»، که در قالب ۱۳ قطعه بعناوین «آغلارام»، «آرزو»، «هارداسان؟»، «مرغ سحر»، «سوگلی جانان»، «دای بلال»، «سن سیز»، «ساربان»، «ناله دن دیر»، «محبت»، «قزل اوزوک»، «گل یخ» و «آخشام» به اجرا در آمده است. اهل فن این هنرمند را که اصالتا تاجیک و متولد و بزرگ شده روسیه است، به خوبی می‌شناسند.

وی از سال ۱۳۷۶ به ایران مهاجرت کرده و فعالیت هنری خود از جمله تدریس در دانشگاه را در ایران پیش برده است. آلبوم «آرزو» با پیانو او و آواز تنور خوش‌صدا «مسعود فصیحی» هنرمند تبریزی پدید آمده است. کارها بیشتر از موسیقی آذربایجان انتخاب شده‌اند که البته تعداد قابل توجهی نیز از آهنگ‌های ایرانی در قالب آواز کلاسیک اجرا شده‌اند.

شایان ذکر است که آلبوم موسیقی «آرزو» با صدای «مسعود فصیحی» و پیانوی «دلبر حکیم آوا»، از سوی شرکت «پهبد» به انتشار رسیده و علاقمندان می توانند نسخه فیزکی و اورجینال آن را، از مراکز معتبر فروش در بازار موسیقی تهیه نمایند.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

Source link

بن افلک به حضور در دنیای دی سی علاقه ای ندارد

20 نوامبر 2017
بدون نظر

بن افلک ، بازیگر مشهور و آشنا در دنیای هالیوود از ترک خودش از دنیای «DC» سخن می گوید.

در مصاحباتی که با او انجام شده او از حضورش در دنیای دی سی و نقش آفرینی شخصیت بتمن ابراز نارضایتی می کنه.

در چند ماه اخیر حدس و گمان هایی درباره آینده بن افلک در دنیای «DC» وجود داشته است. اظهار نظر های افلک در مصاحباتی که با او انجام شده حضورش به عنوان شخصیت بتمن در این دنیای محبوب رو در هاله ای از ابهام قرار میده. او در این مصاحبات ذکر کرده که قصد ترک دنیای سینمایی «DC» در شرایطی مناسب رو داره. در مصاحبات انجام شده با وی توسط خبرگزاری USA Today ، او از ساخت فیلم مستقل بتمن توسط کارگردان محبوب هالیوودی ، مت ریوز که در کارنامه کاری خودش ساخت فیلم هایی همچون «جنگ برای سیاره میمون‌ها» رو ثبت کرده ، ابراز نارضایتی داره و در اینباره می گوید:” این پروژه حالا فقط به عنوان یک ایده درون ذهنم قرار داره. به این فکر میکنم که من نمی تونم تا آخر عمرم نقش این شخصیت رو بازی کنم. پس قصد دارم تا به صورت برازنده و در شرایطی مناسب این دنیای محبوب را ترک کنم. ” احتمال داره که این صحبت های جنجالی وی به خبرهایی که در ماه جولای توسط هالیوود ریپورت منتشر شده بود ، اشاره داشته باشد. در آن زمان استودیو فیلمسازی «DC» قصد داشت تا با احترام بن افلک رو از دنیای «DC» بیرون کنه.

این استودیو از نقش آفرینی افلک در فیلم «بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت» چندان راضی نبود. هرچند تهیه کننده دنیای سینمایی «DC» ، چارلز راون اعتقاد داره که بن افلک به حضور در این فیلم علاقمند است. طبق مصاحباتی که توسط خبرگزاری CBM با او انجام شده بود ، اعلام کرده است که افلک به نقش آفرینی شخصیت بتمن ادامه خواهد داد و در اینباره می گوید: ” من این فیلم رو تهیه کنندگی نمی کنم ؛ مت ریوز داره روش کار میکنه. ولی من با بن کار کردم و علاقه زیاد اون برای بازی در این شخصیت رو خیلی خوب میدونم. بازم میگم من کسی نیستم که تهیه کنندگی این فیلم رو برعهده داره. بنابراین احتمالا باید از فرد دیگری پاسخ این سوالات رو بخواین.” این مصاحبات هم حضور قطعی بن افلک در دنیای سینمایی «DC» رو نشان نمیده و تا زمانی که خود افلک و استودیو سینمایی «DC» خبری درباره این موضوع منتشر نکنه ، شک و تردید هایی درباره حضورش به عنوان این شخصیت در سینما وجود خواهد داشت.

نویسنده: مانی شکیبایی


پیشنهادات سایت:

برای باخبر شدن از آخرین اخبار سایت و سینمای جهان ، به کانال تلگرام فیلم تو مووی بپیوندید.

کانال تلگرام فیلم تو مووی

Source link

فیلم جدید تارانتینو توسط سونی تهیه خواهد شد

19 نوامبر 2017
بدون نظر

تهیه کنندگی فیلم جدید کارگردان مشهور هالیووی ، کوئنتین تارانتینو برعهده استودیو سونی خواهد بود.

این استودیو وظیفه تهیه و پخش این فیلم رو برعهده خواهد داشت.

این روزها کوئنتین تارانتینو ، کارگردان مشهور هالیوودی مشغول ساخت نهمین فیلم در کارنامه کاری خودش است. این فیلم اتفاقات مربوط به سال ۱۹۶۹ رو روایت میکنه. طبق تازه ترین اخبار منتشر شده ، استودیو سونی اعلام کرده که پخش و تهیه این فیلم رو برعهده خواهد داشت. این کارگردان خوش ذوق بعد از قطع همکاری خودش با کمپانی تهیه کنندگی واینستین (the Weinstein Company) ، فیلمنامه جدید خودش رو به تمام استودیو های فیلمسازی ارسال میکنه و در مدت کوتاهی استودیو سونی تأمین بودجه ساخت و پخش این فیلم رو برعهده می گیره. این کارگردان بعد از آشکار شدن فیلمنامه فیلم «هشت نفرت‌انگیز» قبل از اکران ، تصمیم گرفت تا از فیلمنامه های جدیدش به خوبی محافظت کنه و جزئیات این فیلم رو اعلام نکنه. تنها بخش کوچکی از داستان این فیلم توسط تارانتینو اعلام شده است.این فیلم داستان چارلز منسون ، یک رهبر فرقه ای با عقاید ایدئولوژی رو به تصویر میکشه.

برطبق گزارشاتی که از وبسایت Insiders منتشر شده ، به دلیل اینکه این فیلم داستان شخصیت های مختلفی را روایت میکند و همچنین اتفاقات در شهر لس آنجلس به وقوع می پیوندد ، شباهت های زیادی با فیلم «پالپ فیکشن» (Pulp Fiction) خواهد داشت و چارلز منسون و خانواده اش ، تنها بخشی از داستان رو دربر می گیرند. بعد از قطع همکاری کوئنتین تارانتینو با کمپانی واینستین ، استودیو های فیلمسازی بزرگی همچون دیزنی و Lionsgate در رقابت برای همکاری با وی و مشارکت در ساخت این فیلم بودند. وبسایت خبری ددلاین هم اعلام کرده که همکاری سونی برای ساخت این فیلم سود زیادی رو برای این استودیو رقم خواهد زد. انتظار میرود تا بودجه ساخت این فیلم حدود ۱۰۰ میلیون دلار باشد. با توجه به آغاز مشارکت این کارگردان با استودیو سونی ، پیش بینی می شود تا فیلمبرداری این فیلم از اواسط سال آینده آغاز شود و در سال ۲۰۱۹ نیز به روی پرده های سینما بیاید. همچنین شایعاتی مبنی بر حضور لئوناردو دی‌کاپریو ، برد پیت ، تام کروز و مارگو رابی در این فیلم وجود دارد ولی خبری درباره قطعی بودن حضور این بازیگران در این فیلم هنوز منتشر نشده است.

نویسنده: مانی شکیبایی


پیشنهادات سایت:

برای باخبر شدن از آخرین اخبار سایت و سینمای جهان ، به کانال تلگرام فیلم تو مووی بپیوندید.

کانال تلگرام فیلم تو مووی

Source link



تمام حقوق قالب و محتوای سایت محفوظ است و هرگونه کپی برداری غیر قانونی و بدون اجازه از سایت پیگرد قانونی دارد